بسم رب الشهدا والصدیقین

راهیان نور امسال هم تمام شد.چیزی که برامون موند خاطرات این سفره، بازدید از مناطق عملیاتی، تجسم رشادت های فرزندان این خاک، جان فشانی های رزمندگان. جای همه رفقا خالی.

سرزمینی که سراسر یادگار شهداست.اصلا آدم نمی تونه اینجا به غیر از شهدا به چیزی فکر کنه.اینجاست که نام و یاد شهدا لقلقه ی زبانمان است و چه چیزی بهتر از این! و اما این یک وظیفه است، زنده نگه داشتن نام و یاد شهدا رو می گم همون طور که رهبرمون فرمود.اگر اعتقاد داریم که این جنگ، جنگ عقیده بوده نه صرفا یک رزم نظامی پس باید در راه حفظ یاد شهدا کوشش کنیم. به قول علامه حسن زاده، که کربلا زنده ماند چون نامش تکرار شد. ما هم باید زیاد تکرار کنیم تا جوانای هم سن و سالامون به این یقین برسند.

و در این راه، راهیان نور یک بهانه است! نمیدونیم ولی شاید شهدا با طی این مقامات و عوالم و با زبان آیه  شریفه ی (( یا لیتَ قومی یَعلمون بِما غَفَر لی ربّی و جَعَلنی مِنَ المُکرمین)) در انتظار من و شما هستند تا آیا به این تکلیف عمل می کنیم یا نه. وقتی به محل شهادت شهید بزرگوار آوینی رسیدیم یاد جمله ی قشنگش افتادم که چه زیبا عشق این شهدا را وصف می کند: ((سلامت تن زیباست اما پرنده ی عشق ، تن را قفسی می بیند در باغ عالم.گردن ها را باریکتر آفریدند تا در مقتل کربلای عشق راحت تر بریده شود.))

و تو این سفر تونستیم گوشه ای از معنای عشق را بفهمیم همون چیزی که نیروی محرکه ی این شهدا بود که باعث شد به این صفای باطن و خلوص قلب برسند.

و همین خلوص و صفای قلب این شهداست که مرهمی بر قلب های غبار گرفته ی ماست  اثرش رو زمانی می فهمیم که دیگه از این مناطق جدا شده ایم و به خانه و کاشانه ی خودمون بر می گردیم.

به همراه دوستانی که در این سفر حضور داشتن جای همه ی شما رفقا رو خالی کردیم راستش لحظه به لحظه ی این سفر خاطره است.ان شا الله قسمتون بشه سالیان بعد همگی با هم این اردو رو برگزار کنیم.

گلچین تصاویر اردو:

(برای دریافت تصاویر باکیفیت بالاتر و همچنین فیلم های اردو می توانید هر شب بعد از نماز مغرب و عشاء به دفتر کانون فرهنگی مسجد امام علی علیه السلام مراجعه نمائید.)

یک بهار، یک تابستان، یک پاییز و یک زمستان تا شیرینی فرهاد!

سوت آغاز بازی که به صدا در آمد همه ی نگاه ها به او بود. همه منتظر بودند که کاری انجام دهد! انگار در آن بازی حتما باید اتفاقی می افتاد! برای خودش هم سخت بود! بازی در آزادی آن هم مقابل هزارها چشم قرمز! مقابل فریاد های سیاهشان! و البته مقابل اندک هوادارانی که لباس آبی به تن و عشق او در دل، برای وصالِ دیدارِ او در دل قرمزها نفوذ کرده بودند!

هر قدمی که بر می داشت، هر توپی که به او می رسید فریادها بالا می گرفت! هو کردن ها و فحش ها بود که از دهان های سرخ خارج می شد. پا به توپ وارد محوطه شد! مدافع حریف به استقبالش آمده بود… اما چه استقبالی؟!… استقبالی که او را به زمین زد! نه او را به آسمان برد! آسمان آبی دل های من و تو! آری وقتی که لباس زرد از تن خارج و لباس آبی که نمایانگر هویتش بود را بوسید، همه با او تا آسمان رفتیم! وقتی که با وجود یک نفر بودنش، هزار نفر را به زمین کوبید و او ماند و شعله های آبی عشقش که دوباره به استقلال رسیدند و سال ۹۱ برای فرهاد که از شیرینش دور بود، اینگونه آغاز شد!

سال ۹۱ همراه بود با اتفاقات تلخ و شیرینی که برایش رقم خورد! وقتی که از استقلال دور بود و دلها برایش بی قرار! وقتی که او هم آن چنان بی قرار شد که چشمش را به همه چیز بست و آمد! با آمدنش دنیا آبی شد و عشق سلامی دوباره کرد!

 

 بهار؛ چهار گل + چهار پیروزی = چهار انگشت نمادین

 شاید یکی از جنجالی ترین اتفاقات فروردین ۹۱ بود! وقتی که سرخ ها سرخوش از اخراج او بودند، با بوسیدن لباس آبی و نشان دادن ۴ انگشتش از خواب خیالی بیدار شدند و موجی از خشم و غضب را در چهره هایشان می شد دید! از آن ۲۹ فروردین سبزی که قرار بود سرخ باشد، چیزی جز آبی و عشق به آبی باقی نماند و آن روز، یک روز ماندگار شد برای استقلالی های آبی ! و این خود سرآغاز آل چوبله بود!

 

تابستان؛ کلاس مربیگری + زمزمه های بازگشت به استقلال

 با پایان یافتن بازی های لیگ در فصل ۱۱، موج جدید نقل و انتقالات برای فصل بعد آغاز شد! باز هم مهم ترین خبر، پیرامون بازگشت او به استقلال بود که حرف و حدیث های فراوانی را به دنبال داشت! سرانجام آن همه حرف و حدیث چیزی نبود که به درد منِ هوادار و اویِ بازیکن باشد! همه ی آن حرف و حدیث ها با شروع فصل، دود شد و دودش به چشم من رفت! امیر قلعه نویی مربی وقت با بیان اینکه ۴ مهاجم آماده و جوان دارد، دست رد به سینه ی او زد و کم ترین امیدی که داشتیم رنگ باخت! با رد و بدل شدن این اتفاقات، تصمیم جدی اش به وقوع پیوست و اولین بازیکن ایرانی لقب گرفت که در کلاس های پیشرفته ی مربیگیری فوتبال در انگلیس، شروع به کار کرد! یعنی با این حرکتش، فضا را برای خداحافظی آماده می کرد؟!

 

پاییز؛ جمعه ی ابری، هفت هفت! + دوشنبه ی برفی، بیست و شش نه!

 هفتمین روز پاییز ۹۱! جمعه صبح بود که خبری عجیب ولی نه دور از انتظار، دل ها را فشرد! دل آسمان، دل من، دل تو و دل خیلی ها! او رسما از دنیای بازیگری فوتبال کنار رفت! در هفتمین روز از هفتمین ماه سال! خداحافظی ای که خیلی ها آن را از قبل تعیین شده می دانستند اما… اما با شروع نقل و انتقالات زمستانی، زمزمه های بازگشتش دوباره دلگرم مان کرد! وعده و وعیدها یکی پس از دیگری! یکی امیدوارمان می کرد، دیگری نا امید، تا بالاخره سکوت شکسته شد! سکوت در ساعات پایانی بیست و ششم و ساعات آغازی بیست و هفتم، به حضور تبدیل شد! او با چند شاخه گل آبی و لبخند دلنشین همیشگی اش، در آغوش استقلال قرار گرفت و پاییز در آخرین لحظات شیرین شد!

 

زمستان؛ ثبت قرارداد + حضور روی نیمکت استقلال + ذخیره ی طلایی!

 با آغاز زمستان، رسما و کتبا کارش با استقلال آغاز شد! در اولین حرکت با استقبال کم نظیر و در جمع هواداران، پایش به کمپ حجازی باز شد! دومین حرکت، بازی استقلال و مس بود که برای اولین بار در سال ۹۱ و با پیراهن استقلال به عنوان یار کمکی وارد زمین شد! او شد یار ما و ما شدیم یار او! حالا وقت عشق بازی بود! او می دوید ما عشق می کردیم! او لبخند میزد، ما عشق می کردیم! او دست تکان می داد، ما عشق می کردیم! او بازی می کرد، ما… او گل می زد، ما… و او چهار نشان می داد، ما عشق می کردیم! ما با بودنش عشق می کردیم! همین! نیازی به این نبود که کاری انجام دهد چون ما همینطور هم عشق می کردیم و این دم عید، عیدی اش را به ما داد! یک عید و عیدی شیرین از دست فرهاد!

 

بهار، تابستان و پاییز بی او بودیم! خزان که تمام شد، بهار شد! زمستان، بهار شد و دل ها به شادی نشست! دل ها شیرین شد و این هیچ دلیلی نداشت جز اینکه او فرهاد بود!

 

 سال ۹۱ با خاطرات تلخ و شیرین فرهاد، شیرین به پایان رسید! با یک وقت و یک شعار و یک نماد! با یک وقت برای دوست داشتن آن ها که دوستمان دارند! با شعار “تو خورشیدی ولی غروب نداری”! و با نماد ۴ تایی ها!

و او با آرزوی سالی خوب برای ما، به آینده امیدوارمان کرد! هفت سین فوتبال را برایم چید و نگاه ها را با کسب عنوان خبرساز ترین چهره ی ۹۱ به خود چرخاند!

 

یک بهار، تابستان, پاییز و زمستان با فکر تو پیش رفت و شیرین شد!

 به امید شیرین شدن یک بهار ، تابستان، پاییز و زمستان دیگر با تو!

 

به یاد یا زهرای شب های جدایی …

ای روشنای خانه امید، ای شهید
ای معنی حماسه جاوید، ای شهید
چشم ستارگان فلک از تو روشن است
ای برتر از سراچه خورشید ای شهید
« زهره » به نام توست غزلخوان آسمان
با یاد توست مشعل « ناهید » ای شهید
« قد قامت الصلاه » به خون تو سکه زد
در گسترای ساحت تحمید ای شهید
تیغ سحر زجوهره خونت آبدار
گشت و شکست لشکر تردید، ای شهید
آئینه‌دار خون تو اند آسمانیان
رنگین‌کمان به شوق تو خندید ای شهید
ایمن شدند دین و وطن تا به رستخیز
فارغ شدند زآفت تهدید، ای شهید
در فتنه‌خیز حادثه‌ها جان پناه ماست
بانگی که در گلوی تو پیچید، ای شهید
صرافی جهان زتو گر نقد جان گرفت
جام شهادتش به تو بخشید، ای شهید
نام تو گشت جوهر گفتار عارفان
« عارف » زبان گشوده به تأکید، ای شهید

—————————————————————————–

خدا رو شکر که امسال قسمت شد چهارم فروردین با تعدادی از دوستان مسافر کربلای ایران باشیم و بزم عزای بی بی دو عالم  رو در کنار شهدا برگزار کنیم …

گزیده ای از بیانات رهبر انقلاب در حرم رضوی

حضرت آیت الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در نخستین روز از سال ۱۳۹۲،  در جمع گسترده و پرشور هزاران نفر از زائران و مجاوران حرم مطهر حضرت علی بن موسی‌الرضا سلام‌الله علیهما در سخنان بسیار مهمی به ارزیابی دستاورد‌ها و پیشرفتهای زیربنایی بزرگ ملت ایران درسال ۱۳۹۱ برغم ایجاد موانع عملی و تبلیغات گسترده و پرحجم از جانب بدخواهان ملت پرداختند و ضمن بیان نکات اساسی در خصوص موضوع مذاکره با آمریکا، همچنین الزامات حماسه اقتصادی به ویژه لزوم رهائی از وابستگی به نفت و توجه جدی به سیاستهای کلان اقتصادی، و اقدام هوشمندانه پیش از اجرای نقشه دشمن را تبیین کردند و در خصوص حماسه سیاسی نیز انتخابات ریاست جمهوری را مظهر آن دانستند و تاکید کردند، در انتخابات باید همه سلیقه‌ها و جریانهای سیاسی معتقد به نظام جمهوری اسلامی حضور داشته باشند و با عنایت پروردگار و همت ملت ایران، مشارکت گسترده‌ای نیز تحقق یابد زیرا انتخابات ریاست جمهوری در همه مسائل اصلی کشور تاثیر گذار است.

در ادامه خلاصه ای از بیانات ایشان و تصاویری از این دیدار آورده شده است :

  • سخنان رهبرانقلاب درخصوص انتخابات: در درجه اول گسترش مشارکت مردم اهمیت دارد/همه سلیقه های سیاسی که دلشان برای کشور میسوزد باید در انتخابات شرکت کنند.

 

  • سخنان رهبرانقلاب درخصوص انتخابات: در درجه اول گسترش مشارکت مردم اهمیت دارد/همه سلیقه های سیاسی که دلشان برای کشور میسوزد باید در انتخابات شرکت کنند

 

  • رهبر انقلاب: ‫در مسائل بین المللی سعی دشمن این بود که کاری کنند که اجلاس غیرمتعهدها کمرنگ برگزار شود ولی سران دو سوم دنیا که عضو غیرمتعهدها بودند فعالانه در این اجلاس شرکت کنند‬

 

  • رهبر انقلاب: ‫تحریمها بی اثر نبود ولی در کنار آن یک اثر مثبت بزرگ اتفاق افتاد و موجب شد نیروهای درونی، استعدادها و ظرفیت عظیم ملت ایران شکوفا شود‬

 

  • رهبرانقلاب: رئیس جمهور آمریکا در سخنرانی رسمی طوری از مشکلات اقتصادی ایران سخن میگوید مانند آنکه دارد از پیروزی خود سخن میگود و به پیروزیهای بزرگ ملت ایران اشاره نمیکند و نخواهد کرد.

 

  • رهبر انقلاب: خوب است دولتمردان آمریکا بفهمند با اقداماتی که انجام دادند کار را بجایی رساندند که تا نام دشمن برده میشود، نام آمریکا به ذهن‌ها خطور می کند .

 

  • رهبرانقلاب: سردمداران اسرائیل گاهی ایران را تهدید میکنند اما بنظر میدانند که اگر غلطی بکنند جمهوری اسلامی، تل آویو و حیفا را با خاک یکسان خواهد کرد .

 

نوروز فاطمی(س) مبارک

سلام دوستای عزیزم عیدتون مبارک باشه

نوروز یکی از کهن ترین آئین های باستانی ایرانیست که شاید تا اعماق تاریخ قدمت داشته باشه!

در مورد نوروز , این عید باستانی احادیث زیادی از ائمه اطهار (ع) وجود داره ولی از طرفی مطالبی وجود داره که این احادیث رو رد میکنه! من که خیلی گیج شدم,  ولی به هر حال یادمون باشه تو جشنهای نوروزی یه ایام فاطمیه (س) هم هست که حرمت زیادی داره, میگن هر کدوم از امامان معصوم (ع) رو به حضرت زهرا (س) قسم بدی حاجتت رو بی جواب نمیزاره, نوروز فاطمی (س) تون مبارک باشه. ما رو هم دعا کنین.

این احادیث و مطالب رو گرد آوردم بخونید و نظر بدید.

اول احادیث که از http://www.nasr19.ir برداشت شده:

شیخ کلینى در الکافى روایت مى کند:

ابراهیم کرخى مى گوید: از امام صادق(علیه السلام) پرسیدم که: شخصى مزرعه اى دارد. روز مهرگان یا نوروز، هدایایى به او داده مى شود و قصد تقرب جستن به وى را ندارند [آیا بپذیرد؟]. فرمود: آیا نمازگزار هستند؟ گفتم: آرى. فرمود: باید هدیه آنان را بپذیرد و تلافى کند. به درستى که رسول خدا فرمود: اگر برایم ران بزى هدیه آورند، مى پذیرم و این، جزو دیندارى است و اگر کافر یا منافقى ران گاو یا گوسفندى برایم هدیه آورد، نخواهم پذیرفت و این هم جزو دیندارى است. خداوند، خوراک و دستاورد مشرک و منافق را براى ما روا نداشته است.

 * شیخ صدوق در کتاب من لایحضره الفقیه:

براى على(علیه السلام) هدیه نوروز آوردند. فرمود: این چیست؟. گفتند: اى امیرمؤمنان! امروز، نوروز است. فرمود: هر روزِ ما را نوروز سازید.

* و نیز نقل مى کند:

روى أنّه قال (علیه السلام): نیروز ناکل یوم.

روایت شده است که على(علیه السلام) فرمود: هر روز ما نوروز است.

* نعمان بن محمد تمیمى در کتاب دعائم الاسلام روایت مى کند:

 براى على(علیه السلام) فالوده هدیه آوردند. فرمود: این چیست؟. گفتند امروز، نوروز است. فرمود: اگر مى توانید، هر روز را نوروز سازید [یعنى به خاطر خداوند، به یکدیگر هدیه بدهید و به دیدار یکدیگر بروید. ]

* شیخ طوسى در مصباح المتهجد:

امام صادق(علیه السلام) در روز نوروز فرمود: هنگامى که نوروز شد، غسل کن و لباس پاکیزه بپوش و خودت را خوشبو ساز و آن روز را روزه بدار. پس هنگامى که نماز ظهر و عصر و نافله هاى آن را به جاى آوردى، نمازى چهار رکعتى بگزار که در رکعت اوّل آن، سوره حمد و ده مرتبه سوره قدر را مى خوانى. در رکعت دوم آن، سوره حمد و ده مرتبه سوره کافرون را مى خوانى. در رکعت سوم آن، سوره حمد و ده مرتبه سوره توحید را مى خوانى و در رکعت چهارم، سوره حمد را با سوره هاى فلق و ناس. پس از نماز هم سجده شکر مى گزارى و دعا مى کنى. [بدین ترتیب، ] گناهان پنجاه ساله‏ات بخشوده مى شود.

* ابن فهد حلى در کتاب المهذب البارع چنین آورده است:

از آنچه در فضلیت نوروز روایت شده و گفته ما را تأیید مى کند، حدیثى است که علامه سید بهاءالدین على بن عبد الحمید، با سند خود از مُعلّى بن خُنیس نقل کرده است که: روز نوروز، همان روز است که پیامبر(صلوات الله علیه) در غدیرخم براى امیرالمؤمنین(علیه السلام) بیعت گرفت و مسلمانان به ولایت وى اقرار کردند. خوشا به حال آنان که به این بیعت، استوار ماندند و واى بر آنان که آن را شکستند. و این، همان روزى است که پیامبر(صلوات الله علیه) على(علیه السلام) را به منطقه جنّیان روانه ساخت و از آنان عهد و پیمان گرفت. و همان روز است که على(علیه السلام) بر نهروانیان پیروز شد و ذوالثدیه (صاحب پستان) را به قتل رساند. و همان روز است که قائم ما و صاحبان حکومت، ظهور مى کنند و خداوند، او را بر دجّالْ پیروز مى گرداند و دجال را در زباله دان کوفه به دار مى آویزد. ما در هر نوروز، امید فرج داریم؛ چرا که نوروز، از ایام ماست که پارسیان آن را پاس داشتند و شما آن را تباه نمودید.

همچنین پیامبرى از پیامبران بنى اسرائیل، از خداوند خواست که گروهى چند هزار نفره را که از بیم مرگ، دیار خویش را ترک گفتند و گرفتار مرگ شدند، زنده سازد. خداوند، بر آن پیامبر، وحى فرستاد که بر محل گورستان آنان آب بپاشد. پیامبر در روز نوروز، چنین کرد. سپس زنده شدند و تعدادشان سى هزار نفر بود. از همین روز، پاشیدن آب در نوروز، سنتى دیرینه شد که سبب آن را جز آنان که دانشى پایدار دارند، ندانند و همان، آغاز سال پارسیان است.

معلى گوید: امام صادق(علیه السلام) این سخنان را بر من املا کرد و من نوشتم.

* علامه مجلسى در بحارالأنوار آورده است:

مُلّى پسر خُنَیس گوید: در روز نوروز، بر امام صادق(علیه السلام) وارد شدم. فرمود: آیا این روز را مى شناسى؟. گفتم: قربانت گردم! این روز را فارسیانْ گرامى مى دارند و به یکدیگر هدیه مى دهند. فرمود: سوگند به خانه کعبه که این، رمزى دیرینه دارد و برایت روشن مى سازم تا آگاه گردى. گفتم: سرورم !آموختن این امر از شما برایم بهتر از آن است که مردگان زنده شوند و دشمنانم بمیرند.

آن گاه فرمود: اى معلّى! روز نوروز، همان روز است که خداوند از بندگان پیمان گرفت او را بپرستند و به او شرک نورزند، به پیامبران و حجت هایش بگروند و به امامان ایمان آورند. این همان روز است که خورشید طلوع کرد، بادها وزیدن گرفت و گل هاى زمین روییدند. این همان روزى است که کشتى نوح(علیه السلام) بر ساحل جودى آرامش یافت و همان روزى است که خداوند، گروهى چند هزار نفره را که از ترس مرگ از خانه ها بیرون رفته بودند زنده ساخت، پس از آن که آنان را میرانده بود. این، روز فرود جبرئیل بر پیامبر اسلام است و روزى است که پیامبر(صلوات الله علیه) امام على(علیه السلام) بر دوش گرفت تا بت هاى قریش را در مسجد الحرام شکست و در همین روز، ابراهیم، بت ها را شکست. این همان روزى است که پیامبر به یارانش دستور داد با على(علیه السلام) بیعت کنند و در همین روز، على را براى بیعت گرفتن از جنیان فرستاد. در همین روز، دومین بیعت با امیرالمؤمنین انجام شد. در همین روز بر نهروانیان پیروز شد و ذوالثدیه (صاحب پستان) را به قتل رساند. در این روز، قائم ما و صاحبان حکومتْ قیام کنند و در همین روز، قائم ما بر دجّال پیروز گردد و او را در زباله دان کوفه به دار آویزد. در هر روز نوروزى، ما آرزوى فرج داریم؛ چرا که آن از روزهاى ما و شیعیان ماست. فارسیان، آن را گرامى داشتند و شما آن را ضایع کردید.

و فرمود: یکى از پیامبران بنى اسرائیل از خداوند پرسید چگونه مردمانى را که خارج شدند، زنده مى کند. خداوند بدو وحى کرد که در نوروز، آب بر قبر آنان بپاشد و آن، اولین روز سال فارسیان است و آنها زنده شدند، در حالى که سى هزار نفر بودند. از همین جا پاشیدن آب در نوروز، سنّت شده است.

گفتم: آیا نام هاى روزهاى فارسى را به من تعلیم نمى‏دهى؟ فرمود: اى معلّى! اینها روزهایى کهن از ماه هایى کهن است. هر ماه، سى روز است، بدون کم و کاست.

* محدث نورى در مستدرک الوسائل به نقل از کتاب حسین بن همدان آورده است:

مفضّل، فرزند عمر از امام صادق(علیه السلام) نقل مى کند که: خداوند بر حزقیلْ وحى فرستاد که: این روز، روزى گرامى و بلند مرتبه نزد من است. با خود عهد کرده ام هر مؤمنى در این روز از من حاجتى بخواهد آن را برآورده سازم و آن روز، نوروز است.

* بحارالانوار، ج ۵۹، ص ۹۲

در روایتى منسوب به حضرت امام جعفر صادق(علیه السلام) آمده است که مى فرماید: نوروز، روزى است که پروردگار از بندگان پیمان گرفته است او را عبادت کنند و بدو شرک نورزند و به فرستادگانش و امامان(علیهم السلام) ایمان آورند. نوروز، روزى است که خورشید در آن طلوع کرده و هیچ نوروزى نیست مگر این که ما در آن روز در انتظار از میان رفتن سختیهاییم; زیرا نوروز از روزهاى ما و شیعیان ماست.

* وسائل الشیعه، ج ۷، صص ۳۴۶

در روایتى دیگر از معصوم(علیه السلام) وارد است: چون نوروز فرا مى رسد، غسل کنید، لباس پاکیزه بپوشید، خود را معطّر سازید و در آن روز، روزه گیرید.

* بحارالانوار، ج ۵۹، ص ۱۰۰

البته در روایتی که از امام کاظم(علیه السلام) نقل شده که ایشان در جواب در خواست منصور عباسی که از ایشان خواسته بود هنگام عید نوروز در جایى بنشیند و به دیگران تبریک و تهنیّت گوید، مى فرماید: در اخبار جَدّم رسول الله(صلوات الله علیه) خبرى از این روز(نوروز) نیافتم.

مرحوم مجلسى پس از ذکر این روایت، مى گوید: ممکن است بتوانیم این خبر را حمل بر تقیّه کنیم.

خوندین؟ جالب بود؟

حالا مطالبی که احادیث بالا رو انکار میکنه رو بخونین که از http://www.smshadis.blogfa.com برداشت شده:

۱- روایات تایید نوروز از جهت سند ضعیف و غیر قابل قبول است

۲- دلالت این روایات بر روز نو است نه اول بهار

۳- روایات متعارضی داریم

۴- معین کردن زمان نوروز در روایات ممکن نیست

امام راحل بارها فرمودند نوروز عید اسلامی نیست ولی اسلام آن را هم رد نمیکند

مقام معظم رهبری هم بارها همین مضمون را فرمودند وبا ذکرروایات نوروز بررد دلالت آنها اصرار کردند و تصریح فرمودند که منظور از نوروز روز نو است نه اول بهارو هر تحولی در زندگی بشر نوروز است ولو در زمستان اتفاق بیفتد ودر ادامه به انقلاب خودمان مثال زدندکه انقلاب ما هم در نوروز واقع شد چون تحولی در زندگی بشر بود

درکتب لغت هم نیروز(معرب نوروز)به الیوم الجدید (روز نو) ترجمه شده نه اول بهار

روایات نوروز ۳روایت است (وسائل الشیعه -ج:۸-باب ۴۸ از ابواب بقیه صلواه المندوبه) که هر سه از امام صادق علیه السلام است به روایت معلی بن خنیس (که خودم فکر می کنم هر سه یک روایت است که تقطیع شده)

 

(از معلی بن خنیس حدود ۸۰حدیث در کتب اربعه نقل شده )

نکته مهم اینه که در حدیث سند حدیث باید بررسی بشه تا از احادیث جعلی نباشه که این قسمت به عهده علم رجاله

به گفته بزرگترین رجالی(نجاشی)(که به تعبیر بزرگان هو خریط هذا الفن است)معلی بن خنیس جدا ضعیف است( هوضعیف جدا)

ابن غضائری هم تصریح می کند که من به هیچ روایت ابن خنیس اعتماد نمی کنم(لا اری الاعتماد علی شی من حدیثه)ودر ادامه اصرار بر غالی (اهل غلو بودن)معلی می نماید

(آیات عظام مکارم شیرازی-سبحانی-خوئی-….هم سند این روایات را رد می کنند و معلی بن خنیس را ضعیف می دانند و به روایات او عمل نمی کنند)

 شیخ طوسى در مصباح المتهجد، ظاهرا نخستین کسی است که بحث از روز نوروز، (به عنوان روزى متبرک که روزه استحبابى و نماز دارد،) کرده است. آنچه در مصباح (به نقل از بحار) آمده چنین است:

روى المعلى بن خنیس عن مولانا الصادق علیه السلام فى یوم النیروز قال: اذا کان یوم النیروز فاغتسل و البس انظف ثیابک و تطیب باطیب طیبک و تکون ذلک الیوم صائما فاذا صلیت النوافل و الظهر و العصر، فصل اربع رکعات، تقرا فى اول رکعه فاتحه الکتاب و عشر مرات انا انزلناه و… (۱)

(گفتنى است که شیخ روز نوروز را نه در مصباح و نه در مختصر مصباح معین نکرده است.)

روایات به ظاهر متعارضی داریم که حوصله نقل آن را ندارم(چون اولا بحث طولانی میشه وثانیا نمی خوام زیرآب نوروز رو بزنم فقط می خوام بگم نوروز عید اسلامی نیست)

برای نمونه:

     ابن شهر آشوب (م ۵۸۸) در مناقب خبرى در برخورد منصور با امام کاظم علیه السلام آورده است. وى مى‏نویسد:

         منصور از امام خواست تا در عید نوروز، بجاى او در مجلسى نشسته و هدایایى را که آورده مى‏شد از طرف او بگیرد. امام (علیه السلام) در پاسخ چنین فرمودند:

انى قد فتشت الاخبار عن جدى رسول الله صلى الله علیه وآله و سلم فلم اجد لهذا العید خبرا؛ انه سنه للفرس محاها الاسلام و معاذ الله ان نحیى ما محاه الاسلام.(۲)

       من اخبارى را که از جدم رسول خدا صلى الله علیه وآله وسلم وارد شده بررسى کردم و خبرى در رابطه با این عید پیدا نکردم. این عید از سنن ایرانیان است که اسلام بر آن خط بطلان کشیده است. به خدا پناه مى‏برم از اینکه چیزى را که اسلام آن را از میان برده دوباره آن را زنده کنم.

        صاحب جواهر با توجه به نقل شیخ، ابن‏فهد، شهید اول و دیگر متاخرین، بر مسلم بودن استحباب روزه روز نوروز تاکید کرده است. سپس نقل بالا را از امام کاظم علیه السلام آورده و گفته است که این نقل نمى‏تواند معارض ادله استحباب باشد، به علاوه که محتمل است که بر اساس تقیه صادر شده باشد؛ شاید هم مقصود نوروزى جز نوروزى باشد که متفق علیه است.  (۳)

     اشکال بر کلام مرحوم صاحب جواهر:

باید توجه داشت که مستند همه، روایت معلى بن خنیس است. به علاوه، اگر تقیه‏اى در کار بود، باید امام همان ابتدا موافقت مى‏کرد نه مخالفت. نکته سوم وى نیز واضح البطلان است، زیرا به هر روزى در آن روزگار، یک نوروز بیشتر وجود نداشته است.

برای اینکه ما بتونیم مثلا غسل نوروز بکنیم یا ۴رکعت نماز بعد از نماز ظهر و عصر نوروز رو بخونیم باید بدوونیم منظور از نوروز در روایات چه زمانیه تا تو اون زمان غسل کنیم و نماز بخونیم(با قطع نظر از سه اشکال سند و دلالت و تعارض)

به اقرار بسیاری از مورخان (مثل آقای رسول جعفریان) نوروز متغیر بوده هر وقت پادشاهی به تخت می نشست نوروز اعلام می شد

زمانى که یزدگرد سوم، آخرین شاه ساسانى، در سال ۶۳۲ میلادى به تخت نشست، روز نخستسال، یعنى اول فروردین در آن تاریخ، مطابق بود با شانزدهم حزیران (ژوئن) (مطابق با ۲۷ خرداد). پس از روز نوروز (یا اول فروردین)، هر چهار سال، یک روز به عقب مىآمد.

در سال ۴۶۷، روز نوروز مطابق دوازدهم حوت یا اسفند بود. در این سال، ملکشاه سلجوقى، دستور داد تا منجمان، محاسبه دقیقى از سال شمسى انجام داده و روز اول فروردین را معین کنند. بر اساس محاسبه خواجه عبدالرحمان خازنى، منجم مرو، عوض آن که بر اساس محاسبه قبلى، روز واقعى دوازدهم اسفند را اول فروردین دانسته شود، اول فروردین را هیجده روز جلوتر برده و در ابتداى اعتدال ربیعى، یعنى فروردین واقعى قرار داد. در محاسبه جدید، هر سال را در چهار نوبت، ۳۶۵ روز محاسبه کرده (دوازده سى روز به ضمیمه پنج روز که در آخر ماه آبان یا اسفند افزوده مىشد) و سال پنجم را ۳۶۶ روز محاسبه کردند. البته پس از هر هشت دوره چهارساله، سال پنجم را ۳۶۶ قرار مىدادند. در این محاسبه آن پنجساعت و اندى نیز در محاسبه مىآمد. بدین ترتیب، روز نوروز، به عنوان نخستین روز فروردین ماه، از آن سال ثابت ماند.

بنابر این، نخستین سالى که روز اول فروردین آن دقیقا مطابق آغاز زمان اعتدال ربیعى بود، سال ۴۶۷ (یا ۴۷۱) بوده است(۴).

پس نوروز تاسال ۴۶۷(یا۴۷۱)متغیر بوده و اولین سالی که نوروز در اول بهار واقع شد در این سال بوده است در حالی که برای عمل به روایاتی که مثلا امده که در نوروز غسل مستحب است باید زمان نوروز در زمان صدور روایت (۱۴۰۰سال پیش)معین شود. که به فرموده بسیاری از علما قابل تعیین نیست

خلاصه اش اینکه:

سرائرابن ادریس: روز دهم از ماه ایارماهی که سی و یک روزه است

و مهذب البارع ابن فهد حلی( ج:۱-ص:۱۹۱) : معین کردن این روز سخت است.

از آن جمله شهید اول (م ۷۸۶) در کتاب ذکرى الشیعه است. وى در آنجا با اشاره به روایت معلى بن خنیس نوشته است که مقصود از نوروز یا اول سال فارسیان یا وارد شدن خورشید در برج حمل (فروردین) و یا دهم ایار (دوم اردیبهشت) است. بدینترتیب سهقول دراینبارهنقل کرده که تفصیل آن درسخن ابنفهد آمدهاست(در اصل درست آن است که اول سال فرس، اول برج عقرب یا آبان ماه بوده است)

عبارت مفصل در تعیین روز نوروز از احمد بن محمد بن فهد حلى (م ۸۴۱) است. وى با اشاره به سخن شیخ طوسى در مختصر مصباح المتهجد و چهار رکعت نماز مستحبى آن مىنویسد: «یوم النیروز جلیل القدر اما تعیین روز آن از سال مشکل است. این در حالى است که چون متعلق عبادت الهى شده شناخت آن مهم است و با این حال، از علماى ما جز آنچه ابنادریس گفته متعرض بیان آن نشدهاست.» سپس ابنفهد سخن ابنادریس وشهید را آوردهاست.

آنگاه در باره سخن شهید که گفته روز نوروز یا اول سال فارسیان یا رفتن خورشید به برج حمل است مىنویسد: قول نخست وى که اول سال فارسیان باشد همان است که در میان فقهاى عجم مشهور است. آنها نوروز را زمان وارد شدن خورشید به برج جدى این همان است که نویسنده کتاب الانواء آن را گفته است (محتمل است که مقصود کتاب الانواء احمد بن عبدالله ثقفى (م ۳۱۹) باشد).

پس از آن سخن صاحب الانواء را نقل کرده. آنگاه مىافزاید: آنچه از این تفاسیر درستتر است، آن که نوروز همان زمان وارد شدن خورشید به برج حمل (فروردین) است. سپس دلائلى براى آن ذکر مىکند. مهمترین دلیل آن که شناخت این روز به عنوان نوروز میان مردم رایج است و طبعا خطاب باید راجع به همین عرف باشد. آنگاه خود دو اشکال بر این دلیل آورده؛

یکى آن که در همه مناطق عجم، نوروز بر روز اول ورود خورشید در حمل اطلاق نمىشود و دوم آن که نوروز بودن روز نخست ماه حمل، نوروز سلطانى است و جدید است. این اشاره به تغییر روز نوروز در زمان سلطان ملکشاه سلجوقى است. پاسخ ابن فهد آن است که وقتى عرف مختلف شد، عرف شرعى باید مراعات شود. اگر چنین عرفى در کار نبود، عرف نزدیکترین بلاد به شرع باید مراعات شود. افزون بر آن، هر دو تفسیر از نوروز – اعم از سلطانى و غیر آن – مربوط به پیش از اسلام است (۵)

(۱) مصباح المتهجد، ص ۵۹۱ ؛ بحار الانوار، ج ۵۹ ، ص ۱۰۱ ؛ وسائل الشیعه، ج ۷، ص ۳۴۶٫

(۲) مناقب ابن شهرآشوب، ج ۲ ص ۳۷۹ ؛ مسند الامام کاظم علیه السلام، ج ۱ صص‏۵۲ – ۵۱٫

(۳) جواهر الکلام، ج ۵، ص ۴۰٫

(۴) مجموع آنچه گذشت، از مقالات تقى زاده (گاه شمارى در ایران» ، ج ۱۰، صص ۳ – ۶، (به کوشش ایرج افشار، تهران، ۱۳۵۷) مقاله همو تحت عنوان نوروز در مجله یادگار سال چهارم، ش ۷، و مدخل نوروز در لغتنامه دهخدا گرفته شده است. در باره اختلاف در اینکه نوروز سلطانى در سال ۴۶۷ بوده یا ۴۷۱ نک : مقالات، ج ۱۰، ص ۱۶۸ پاورقى. توضیحات محیط طباطبائى در باره سیر تقویم در ایران نیز قابل توجه است. وىمشکل سال ۴۶۷ یا ۴۷۱ ، مساله افزودن پنج روزه زائده را به آخر آبان و اسفند را نیز حل کرده است. نک : تاریخ تحولات تقویمى در ایران از نظر نجومى، میراث جاویدان، شماره ۱۴ – ۱۵، صص ۱۰۱ – ۱۰۸.

 (۵)المهذب البارع فى شرح المختصر النافع، ج ۱، صص ۱۹۱ – ۱۹۳ (چاپ انتشارات اسلامى، قم ۱۴۱۴).