دانلود فایل صوتی جلسه اول – ۸ شهریور ۹۳ – تدبر در سوره مطففین- استاد صبوحی

دانلود فایل صوتی جلسه اول – شنبه ۸ شهریور ۹۳-

استاد صبوحی – سوره مطففین

حجم فایل با کیفیت بالا ۷۰ مگابایت

 

Graphic2(1)

-حجت الاسلام و المسلمین استاد علی صبوحی

حجت الاسلام و المسلمین استاد علی صبوحی

 

سفر به سرزمین مجاهدت های خاموش …

بسم رب الشهدا از شهدا باید گفت
از فداکارترین قوم خدا باید گفت

عشق در دایره ی بسته ی آتش بس نیست
از دل سوخته ی اهل صفا باید گفت

من به مناطق کُرد نشین سفر کرده ام؛ هم به کردستان رفته ام ، هم به آذربایجان غربی. هر جا رفتم با محبت بی دریغ و صمیمانه ی مردم مواجه شدم. البته من از این ابراز محبت هیچ تعجب نکردم؛ چون می دانستم « القلــــب یهــــــدی الــــی القلـــــب»

(مقام معظم رهبری مدظله العالی

به همّت دوستان و مسئولین بسیج فرهنگی مسجد امام علی(ع) کاروانی از اعضای پایگاه و نمازگزاران به سرزمین مجاهدت های خاموش مناطق عملیاتی شمالغرب(استان آذر بایجان غربی) وغرب(استان کردستان) اعزام شد بر آن شدیم تا خاطرات این سفر روحانی را بازگو کنیم تا کسانی که توفیق همراهی این کاروان را نداشتند از حال و هوای آن مناطق آگاهی یابند…

روز اول۲۱/ ۵/ ۹۳)

بنا به گفته دوستان و مسئولین ستاد اردوی راهیان نور مسجد، قرار بود که کاروان ساعت ۸:۳۰ صبح روز سه شنبه از جلوی مسجد راه بیفتد به سمت همدان! چون قرار بود آقای عباسی که راوی محترم این کاروان بودند در این شهر به ما ملحق شوند.

نماز ظهر و عصر را در نمازخانه بوستان الغدیر همدان ادا کردیم نهار را در فضای سبز آنجا . در طول مسیر از شهرهای مختلفی گذشتیم و در طول این مسیر راوی کاروان به روایتگری و شناسایی کلی مناطق عملیاتی که قصد سفر به آنجا را داشتیم پرداختند تا اینکه بعد از نماز مغرب وعشا به شهر سنندج مرکز استان کردستان رسیدیم. (استان کردستان باوسعت ۲۳۰۸۸کیلومتر در غرب ایران واقع شده است که ازشمال به استان آذربایجان غربی و از غرب با استان سلیمانیه کشور عراق که درمرزمشترک ایران با عراق در این نقطه حدود۳۰۰کیلومترمی باشد واز جنوب استان همدان واز شرق به استان زنجان منتهی می گردد که شامل شهرهای بانه، مریوان، سقز، دیواندرّه، بوکان، کامیاران وسنندج می باشد) در این قسمت باید به وقایع واتفاقات در این شهر اشاره کرد که در سال ۵۷ بعدازاینکه بعضی از افراد کُرد جدایی طلب به رهبری قاسملو وعزالدین حسینی که با طلوع انقلاب اسلامی در ایران مخالف بودند درگیری هایی در این منطقه به راه انداختند . جا دارد در این شهر به ایثار گری های مردم ونیروهای انقلابی ارتش وپاسداران و پیشمرگان کُرد اشاره کرد و غائله باشگاه افسران که مدت ۴۴ روزدر محاصره بودند را مورد توجه قرارداد. این شهر شاهد ایثار و رشادت های شهیدان صیاد شیرازی ؛ شهید محمد بروجردی(مسیح کردستان) شهیدعلیرضا موحد دانش؛ شهیدمصطفی ردانی پور؛ شهید امیر سرلشگر حسن آبشناسان و۳۶هزار شهید دیگربود.

سپس بعد از گذشتن از جاده هایی تاریک و شدیداً صعب العبور به سمت بانه رفتیم و راهی محل اسکان شدیم. پادگان وی‍ژه ارتش درشهر زیبای بانه.( بانه شهرستانی در شمال غربی استان کردستان می باشد. این شهر از شمال شرق با شهر سقز، از شمال غرب با سردشت و در غرب با شهرهای سلیمانیه عراق از جمله ” ماووت” همسایه است. این شهرستان از جنوب (دره شیلر) و غرب با کشور عراق هم مرز است و دارای حدود ۷۳ کیلومتر مرز با این کشور می باشد. بعد از آزاد سازی جاده سقز- بانه ، شهر بانه نیز توسط یک گروه رزمی از ارتش و سپاه به فرماندهی شهید صیاد شیرازی در تاریخ ۶/۳/۵۹ از حضور ضد انقلاب پاکسازی شد.در ۱۵ خرداد سال ۶۳ مردم بانه به همراه تعدادی از رزمندگان اسلام بعد از برگزاری راهپیمایی به مناسبت سالگرد ۱۵ خرداد ۴۲ در” پارک شهر” آن روز و”پارک ۱۵ خرداد ” امروز بانه ، اجتماع کردند و مراسم به نیمه نرسیده بود که بمباران شروع شد. در پی این جنایت وحشتناک نزدیک به ۵۹۰ نفر از شهروندان بانه و رزمندگان حاضر در راهپیمایی شهید و حدود ۴۰۰ نفر مجروح شدند.)

و اما روز دوم(۲۲/ ۵/ ۹۳)

پس از ادای نماز صبح و صرف صبحانه در محل اسکان ساعت ۷ افتتاحیه ای ازطرف مسئولین ستاد صیاد شیرازی(ستاد برگزار کننده اردوهای راهیان نور) در محل صبحگاه پادگان برگزار شد که آقای ناصری مسئول ستادصیاد شیرازی و حاج آقای شعبان زاده روحانی محترم ستاد که در طول این چند روز به عنوان روحانی کاروان همراه ما بودند صحبتهایی کردند که خاطره شهید شریف اشراف( خطاط ماهر که مشغول نوشتن قرآن کریم بود و همزمان با اتمام نوشتن قرآن به شهادت رسید) یکی از ماندگار ترین روایت های ماندگار این اردو برای همه بود …

طبق برنامه ای که از قبل مسئولین ستاد صیاد اراده کرده بودند اولین برنامه کاروان ما بازدید از مناطق عملیاتی سردشت و ارتفاعات بلفت و دوپازا بود که متاسفانه صبح آن روز متوجه شدیم به دلیل درگیری هایی که در نزدیکی مرز آن مناطق رخ داده برنامه ستاد تغییر کرده است و متاسفانه ما از بازدید این مناطق عملیاتی و همچنین دارساوین(محل شهادت شهیدان مهدی و مجید زین الدین) محروم ماندیم …

به قول حاج آقای شعبان زاده ، میگفت شهدای سردشت و دوپازا ما رو دعوت نکردند…                                میگفت باید دلتون بشکنه …

( سردشت اولین شهر مسکونی ایران بود که مورد حمله شیمیایی هواپیماهای عراقی قرار گرفت در این فاجعه ۱۰۸ نفر از ساکنان شهر در دم شهید و صدها نفر مجروح و مصدوم شدند.) ( ارتفاعات مرزی بولفت و دوپازا در ۱۵ کیلومتری غرب شهر سردشت و ۲۰ کیلومتری شرق شهر قلعه دیزه عراق واقع شده اند. این منطقه محل اصلی انجام عملیات “نصر۷” در سال ۶۶ بود . همزمان با عملیات والفجر۴ در دره شیلر این منطقه از لوث ضد انقلاب پاکسازی شد. هواپیمای جنگی« شهید عباس بابایی» که چند روز دیگر(۱۵مرداد) سالگرد شهادتشان می باشد در آسمان همین منطقه مورد اصابت گلوله قرار گرفت و ایشان را برای همیشه آسمانی کرد)

بعد از صحبت های مسئولین صیاد ما هم راهی اولین یادمان یعنی ارتفاعات بوالحسن شدیم. اما از چه مسیری؟؟؟ از یک منطقه کاملا دیدنی وآن هم ازنوع خطرناک ، ارتفاعات وجاده باریک در این منطقه، به یادمان بولحسن رسیدیم …

برای من و امثال من که بارها به مناطق عملیاتی جنوب کشور و استان خوزستان سفر کردیم، تصویر ذهنیمان از یادمان یک محل فضاسازی شده و تزیین شده است! ولی در این سفر به مناطق عملیاتی شمال غرب یادمانها با یادمان های مناطق جنوب خیلی فرق داشتند! اینجا مناطق کاملا دست نخورده و بکر بودند، کنار جاده اتوبوس ایستاد و پس از گذشتن از یک مسیر کوهستانی به یک چشم انداز زیبا رسیدیم. آقای عباسی راوی محترم کاروان هم در اینجا دقایقی را برای ما از عملیات های انجام شده و شهیدان شاخص روایتگری کردند و پس از آن از مداحی حاج آقای شعبان زاده استفاده کردیم …IMAG0046

پس از آن به منطقه مرزی و بسیار غریب سیران بند رفتیم، جایی که یادمانش بیشتر به یادمانهای جنوب کشور شباهت داشت … محل شهادت و دفن ده تن از شهدای آن منطقه که مظلومانه و غریبانه در کنار یک چشمه بسیار زیبا به دست گروهک های ضد انقلاب به شهادت رسیدند …                                                                (سیران بند نام روستایی است مرزی در ۲۴ کیلومتری جنوب شرقی بانه، گروهک های ضد انقلاب ۱۰ نفر از رزمندگان اسلام را به اسارت گرفته بودند و قصد داشتند آنها را از مرز این روستا عبور دادند در هنگام گذر از مرز به دلایلی نا معلوم از ادامه ی راه بازماندند و اسرا را در نزدیکی همین روستا به شهادت رساندند.مزار این شهدای غریب در سیران بند، از جمله نقاط زیارتی مناطق عملیاتی شمالغرب کشور است؛ برای بازگشایی جاده ی مرزی بانه تا سیرانبند ۴ مرحله اقدام شد و در سال ۶۲ توسط تیپ قدس سپاه بازگشایی شد این منطقه همچنین در عملیات والفجر ۴ ، محور لشکر ۸ نجف به فرماندهی سردار شهید حاج احمد کاظمی بوده است.)

پس از روایتگری زیبای راویان مستقر در این یادمان و روضه اباعبدالله نماز جماعت ظهر و عصر را در کنار مزار این شهدای مظلوم خواندیم و همراه با استقبال فراوان خادمین شهدای این منطقه از یادمان خارج شدیم.

IMG_20140813_125554_1

 

IMG_20140813_140601_1

پس از صرف نهار در اتوبوس و خرید کوتاهی از بازار بانه، به دلیل تغییری که در برنامه پیش آمده بود راه طولانی را طی کردیم و به شهر مهاباد در استان آذربایجان غریی رفتیم(استان آذر بایجان غربی  یکی از استانهایست که می توان به همزیستی مسالمت آمیز میان اقوام مختلف اشاره کرداین استان از شمال وشمالغربی با کشورهای آذربایجان وارمنستان واز غرب با کشورهای ترکیه وعراق هم مرزاست که ایران در این استان با کشور عراق تقریبا ۲۰۰کلیومتر مرز مشترک دارد) و راهی محل اسکان شدیم.

روز سوم(۲۳/ ۵ /۹۳)

بعداز اقامه نماز صبح و دعای عهد دوباره استراحت کوتاهی کردیم و پس از صرف صبحانه با کمی تأخیر به سمت محل شهادت شهید محمد بروجردی(مسیح کردستان) راه افتادیم.

در طول سفر بسته های فرهنگی توسط ستاد راهیان نور مسجد امام علی(ع) تهیه شده بود که شامل یه کتاب، تسبیح، خودکار و دفترچه های یادداشت با تصاویر شهدا، سی دی های مستند و کلیپ های دفاع مقدس بود.

کتابهای این بسته ها زندگینامه و شرح اخلاقیات و سبک زندگی شهید محمد بروجردی بود که همه همسفران با مطالعه این کتاب انس زیبایی با این شهید و نحوه زنگی او گرفته بودند که رفتن به این محل برای من و دیگر همسفرانم با توجه به آمادگی قلبی و تصویر خوبی که از این شهید در ذهنمان ایجاد شده بود شور حال خاصی داشت.

به نزدیکی یادمان که رسیدیم چند پرچم کنار جاده بود که از دور خودنمایی می کرد.

کمی آنطرف تر از جاده در ارتفاعی نه چندان بلند یک یادمان کوچکی بود که رویش بزرگ نوشته شده بود:

محل شهادت سردار سرلشگرپاسدارمحمد بروجردی …

صبح آن روز قبل از آنکه به یادمان شهید بروجردی برسیم، حاج آقای شعبان زاده تو اتوبوس داشتند راجع به اوج گرفتن صحبت می کردند و راه اصلی رسیدن به این اوج رو نماز دونستند.

از حالات نماز خوندن شهید زین الدین که به دوستاش که داشتند میگفتند چرا اینقدر بلند گریه میکنی گفته بود ، به خدا قسم متوجه نشدم …

ایشون گفتند سعی کنید هر جا که میرید دو رکعت نماز بخونید هدیه به امام زمان از طرف شهدای اون منطقه!

بعد از صحبت های راوی در یادمان شهید بروجردی هر کس دنبال یه جای خالی میگشت برای خلوت و خوندن دو رکعت نماز هدیه به امام زمان از طرف شهید بروجردی…

وقتی سوار اتوبوس شدیم، چفیه های خاکی شده بچه ها و چشمهای قرمز و پلک های خیسشون نشون میداد که چه نمازهایی رو هدیه کردن …

IMG_20140814_093923_1

سوار اتوبوش شدیم و رفتیم به سمت یادمان شهدای حاج عمران و مرز تمرچین. توی اتوبوس همش به فکر شهید بروجردی بودیم و سبک زندگی این بزرگوار و غربت یادمان این شهید بزرگوار در این سرزمین …                 (حاج عمران نام پادگانی است در ۱۲ کیلومتری مرز ایران و عراق که در جاده ی مواصلاتی پیرانشهر- رواندوز عراق واقع شده است . این پادگان در عملیات «والفجر۲»به تصرف رزمندگان اسلام درآمد. در ارتفاعات این منطقه عملیات زیادی اجرا شد که از آن جمله می توان به عملیات های «کربلای۲»،«کربلای ۷» و والفجر ۲ اشاره کرد. در دامنه ارتفاعات مرزی این منطقه(قمطره) یادمان شهدای گمنام حاج عمران قرار گرفته است. شهیدان محمود کاوه ، مصطفی ردانی پور، علیرضا موحد دانش در این منطقه به شهادت رسیدند.)

بر عکس همه جاهایی که در این چند روزه رفته بودیم این یادمان از محل بازدید خیلی از زائرین شهدا قرار گرفته بود و جمعیت کثیری رو در این منطقه مشاهده کردیم. با هماهنگی هایی که دوستان ستاد صیاد با مسئولین منطقه انجام دادند به کاروان ما اجازه داده شد تا از این تپه های مرزی که بسیار پرخطر هستند و برخی از منطقه های آن هنوز پاکسازی نشده است، بالا برویم تا با دید بیشتری که نسبت به منطقه پیدا می کنیم از روایتگری آقای عباسی استفاده کنیم. به دلیل خطرناک بودن مسیر ۵ سرباز ارتش ما را در این مسیر همراهی میکردند.

IMG_20140814_125705_1

پس از مستقر شدن در این منطقه و دید نسبتا خوبی که به منطقه پیدا کردیم آقای عباسی مفصلاً عملیات های این منطقه و شهدای شاخص این عملیات ها را معرفی کردند.

وقتی که داشتیم از ارتفاع پایین می آمدیم به پیشنهاد یکی از همسفران حاج آقای شعبان زاده از آن ارتفاع مرزی و در زیر آسمان سلامی به اباعبدالله دادند و با خواندن چند بیت روضه حضرت علی اصغر(ع) ما را به فیض اکمل در آن منطقه رساندند.

IMG_20140814_151830_1

پس از خواندن نماز جماعت و صرف نهار در سنگرهای به جا مانده از زمان جنگ در اطراف یادمان، به سمت یادمان شهید ناصرکاظمی در نزدیکی جنگل آلواتان و روستای بادین«محل شهادت شهید ناصر کاظمی» رفتیم و از صحبت های فرمانده سپاه استان استفاده کردیم (جنگل و روستای مرزی آلواتان در شمال غربی سردشت و در ۵ کیلومتری جنوب غربی شهر میرآباد از شهرستان سردشت واقع شده است. گروهک های ضد انقلاب از بدو استقرار در آنجا و مناطق اطراف مخفیگاه های نسبتا امنی را به آن منطقه بر پا کرده بودند. در نهایت در مرداد ماه ۶۳ طی عملیاتی که در سه محور طراحی شده بود و با رشادت های سردار اسلام “شهید کاوه” این منطقه ی زیبا از زشتی ها پاک شد.)

IMG_20140814_171043_1

پس از آن به پیرانشهر رفتیم و بعد از خرید کوتاهی از بازار این شهر به سمت محل اسکان شب آخرمان یعنی پادگان لشگر۲۵تکاور نیروی زمینی ارتش در پسوه راهی شدیم.

قبل از رسیدن به پادگان متوجه حضور نیروهای استقبال این پادگان شدیم که از چند کیلومتر نزدیک پادگان به استقبال ما آمده بودند و اتوبوس ما را به نوعی اسکورت میکردند! وقتی رسیدیم به پادگان با استقبال بی نظیر فرمانده پادگان و نیروهای وی مواجه شدیم که پس از اجرای چند سرود و حرکت های نظامی و رزمی ما را به بازدید از نمایشگاه کوچک دستاورد های نظامی ارتش دعوت کردند.

طبق قرار و برنامه اعلام شده از سوی ستاد صیاد، بعد از اقامه نماز مغرب و عشا و صرف شام برای اجرای برنامه رزم شبانه و میثاق با شهدا به وسیله کامیون های نفربر راهی دشت ها و تپه های اطراف پادگان شدیم. (دوستانی که در سفر راهیان نور جنوب همراه ما بودند با این نوع برنامه ها در پادگاه های دوکوهه و میشداغ آشتا هستند) پس از سخنرانی جانشین فرماندهی پادگان در ابتدای راه، راهی مسیر تقریبا کوهستانی در تاریکی شدیم که اطراف ما توسط سربازان این پادگان رزمایش هایی انجام می شد.

با وجود اینکه میدانستیم این چند تیر و خمپاره اصلا با ما کاری ندارد و صرفا جهت رزمایش است و ما در امنیت کامل هستیم، با هم فضای تاریک و صعب العبور کوهستانی، صدای تیر و تفنگ و خمپاره خودش رعب آور بود. حال تصور کنید حال و هوای رزمنده ها را …

در سرمای طاقت فرسای زمستان، با ده پانزده کیلو ادات نظامی، در این مکان های صعب العبور و در زیر توپ و ترکش دشمن، فقط و فقط ایمان راسخ و شوق شهادت است که می تواند جرأت ایستادگی دراین میدان را به رزمنده بدهد …

پس از این رزمایش همگی بر روی خاک ها و زیر نور مهتاب نشستیم و حاج آقای شهبان زاده مشغول صحبت کردن شدند و روضه بی بی زینب کبری(س) را خواندند …

پس از آن چشمان زائران شهدا در جوار مقتل شهدا بارانی شد و عقده ۳ روزه را خالی کردند…

روز چهارم(۲۴/ ۵/ ۹۳)

حدود ساعت هفت صبح با تلاش زیاد خادمین شهدا از خواب بیدار شدیم و مراسم اختتامیه این اردو را در حسینیه پادگان پسوه با جمع خوانی سوره مبارکه واقعه آغاز شد.

IMG_20140815_085337_1

قرار بود در این مراسم نام یکی از همسفرانمون رو به عنوان برنده جایزه سفر رایگان راهیان نور سال آینده قرعه کشی کنیم. قرعه کشی با صحبت هایی که حاج آقای شعبان زاده انجام دادند حال و هوای خاصی رو به خودش گرفت. ایشون نفر منتخب رو، منتخب شهدا دونستند و با این حرف هاشون حس قشنگی رو به این قرعه کشی دادند.

بعد از قرعه کشی یکی از دوستان خوبم که اسمش دراومده بود اشک تو چشماش حلقه زد و بقیه بچه ها رو میدیدیم که میرفتن و روی این عزیز رو میبوسیدن و بهش تبریک میگفتن… قبول باشه برادر …

بعد از مراسم با بدرقه همه خادمین شهدا از پادگان پسوه به سمت تهران حرکت کردیم و پس از یک طی کردن یک سفر طولانی ۲۰ ساعته به تهران رسیدیم.

IMG_20140815_093704_1

این بود ۴ روز سیر و سفر در سرزمین مجاهدت های خاموش …

اما شنیدید میگن شنیدن کی بود مانند دیدن؟؟؟
تا به حال شنیده بودم غرب….منطقه عملیاتی شمالغرب…..شهدای غرب…
و اینکه غریبند و مظلوم…. ولی نمیتونستم بفهمم چرا؟؟
ولی وقتی وارد مناطق غرب و شمالغرب که شدم دیدم و حس کردم که غریب بودن یعنی چی…!!!
ناخود آگاه دلم روانه بقیع شد و غربت  چهار خورشید درخشان منظومه  ولایت…مخصوصا امام حسن (علیه السلام) …