بسم رب الجلیل

 

بسم رب الجلیل…

بسم رب الشهدا و الصدیقین

الان که مشغول نوشتن این مطلب هستم یک روزی می شود که از سفر راهیان نور سال ۹۴ برگشته ایم…تا قبلش خدا خدا می کردیم که زودتر موعد این اردو فرا برسه و هر چه سریعتر خودمون رو مهیای این سفر سراسر معنوی کنیم. اردویی که هرساله فرصتی دوباره را بهمون می ده که از سرگذشت و تاریخ جوونای این کشور، رشادت ها و دلیرمردی مردها و زن های این کشور با خبر شیم.

بگذارید حرف آخر روهمین اول کاری بزنم!! تا نرید و از نزدیک با چشم صورت که نه، بلکه با چشم دل نبینید نمی توانید حس و حال عجیب اون مناطق رو درک کنید. اصلا چطور می شود که یه عده آدم، یه عده جوون مثل خودمون به این مرحله برسن…

وقتی آدم با شور و شوق و اشتیاق پا در این سرزمین می گذاره تمامی غم و غصه ها ی گذشته رو فراموش می کنه و به یاد این آیه شریفه می افتی که :

لَا یَحْزُنُهُمُ الْفَزَعُ الْأَکْبَرُ وَتَتَلَقَّاهُمُ الْمَلَائِکَهُ هَذَا یَوْمُکُمُ الَّذِی کُنتُمْ تُوعَدُونَ

دلهره بزرگ آنان را غمگین نمى‏کند و فرشتگان از آنها استقبال مى‏کنند [و به آنان مى‏گویند] این همان روزى است که به شما وعده مى‏دادند.”

اونقدر سوال در ذهن آدم وجود داره که جواب اون ها رو فقط باید در این مناطق جست جو کرد.

واقها چه کسی می داند فرود یک آرپیچی، قلب چند نفر را می درد؟ چه کسی می داند جنگ یعنی سوختن، یعنی گریز به هر جا، به هر جا جز اینجا…

و حالا ما کجای این سوالات قرار گرفته ایم؟

کدام دختر و پسر دانشجویی می داند هویزه کجاست؟ چه کسی در هویزه جنگیده و کشته شده؟ اصلا چه کسی می داند نبرد تن در مقابل تانک یعنی چه؟

کسی می داند چگونه سر ۱۲۰ دانشجوی مبارز و مظلوم زیر شنیهای تانک له می شود؟

اصلا چه کسی می تواند این معادله را حل کند؟!!

گلوله ای از لوله دوشکا از (همونایی که تو میشداغ با شنیدن صداش همه سرشون خم کردن) با سرعت اولیه معین از فاصله هزار متری شلیک می شود و در مقصد به حلقومی اصابت می کند و آن را سوراخ می کند و گذر می نماید…حالا تعیین بفرماید که سر کجا افتاده است؟!کدام گریبان پاره می شود، اگر توانستید؟!… نه رفقا جواب این سوال را هم نمی توانید در هیچ حل المسائلی پیدا کنید.

حال این مساله را با دقت بیشتر حل کنید:

هواپیمایی با یک ونیم برابر سرعت صوت از ارتفاع ده متری سطح زمین، ماشین تویوتایی که با سرعت به سمت شرهانی در حرکت است تا مهمات و آذوقه را به خط برساند در جاده مهران- دهلران مورد اصابت قرار می دهد…

اگر از مقاومت هوا صرف نظر نماییم، معلوم نمایید کدام تن می سوزد، کدام سر می پرد؟ چگونه باید اجساد را از درون این آهن پاره له شده بیرون کشید؟

اصلا با گذشت این همه سال چطور می شود که هنوز نتونیم پیکر شهدا رو از این منطقه تفحص کنیم، و شاید دلیل غربت شرهانی همین باشه و حالا این جمله رو با تمام وجود درک می کنیم که:

دلم در غربت شرهانی گم شد یعنی چه؟…

نه دوستان این سوال ها اونقدر سخت هستن که در هیچ المپیادی امکان حضور ندارن و تا نری و از نزدیک لمس نکنی هیچ راه حلی نمی تونی برای اون ها پیدا کنی…

و اما فکه…

فکه یعنی خاطرات والفجرمقدماتی، طریق القدس

فکه یعنی رشادت های حسن باقری

فکه یعنی سید شهیدان اهل قلم

فکه یعنی حمل کوله جنگی،پوتین و ادوات یک رزم مردانه همراه با تشنگی و خستگی

فکه یعنی مکه شهدا

فکه یعنی جایی که پاهایت باید گرمای زمین را حس کند

و فکه یعنی معبری به سوی آسمان…

شلمچه قدمگاه امام رئوف… که خود شاهنامه ای طویل از قصه شهادت است. جایی که شهدا مجنون وار در حال عشق بازی و جانبازی بودن. تا چشم کار می کند منطقه عملیاتی است. راستی باران شدید شلمچه را دیده ای؟؟آری ما دیدیم گویی بلایی آسمانی نازل شده بود وهرکس به دنبال جان پناهی برای خود می گشت…حالا وقت کمی تصور است!!… تاریخ عملیات کربلای ۵ زمانی بود که دشمن از زمین و هوا به روی رزمندگان آتش می ریخت. یعنی جای آب و آتش با هم عوض شده بود. و در اینجا بود که سردار رشید جبهه ها نبرد حاج حسین خرازی بال در بال ملائک گشود.

تو طلاییه فاصله زمین و آسمان به کمترین مقدار خودش می رسه، تو طلاییه همه چیز خوبه…

فضا خوب، جو خوب، خاک خوب، هوا خوب

اصلا جایی که حاج ابراهیم همت تو اونجا افلاکی شد مگر می شود جای خوبی نباشد. اصلا جایی که اونقدر در سه راهی شهادت پیکر شهید افتاده می شود جای خوبی نباشد.

و در نهایت فتح المبین و غروب اون آدم رو یاد کجا می اندازه؟؟ یاد بقیع، یاد سکوت بقیع

ای دوکوهه چه زیباست نفس کشیدن در گردان تخریب!! جایی که روزی مردانی نفس می کشیدن که هر نفسشان بوی همدلی و هم رنگی می دهد. هر نفسشان روضه ای است ناگفته برای دل های زنگار ما…چند نفری به سمت حسینیه راهی می شویم انگار همین الان داری روضه و مناجات آن ها را می شنوی…چقدر زیبا و دل نشین روضه صدیقه طاهره (س) خوانده می شود.

بهار امسال هم آمد… بهاری با بوی هور…هویزه…چزابه…عین خوش…شرهانی و …

نیمه خالی لیوان مرا پر نکنید…

دل من عاشق این گونه گرفتاری هاست

جای دوستان خیلی خالی

التماس دعا

یا علی

۶/۱/۹۴

20150320_152055 20150321_181628 20150323_190849 20150322_122540(0) IMG_3626 IMG_3667 DSC05671IMG_20150320_154854DSC06172 20150322_195520 IMG_20150320_155655 IMG_20150323_190630