فقط ۸ دقیقه …

نگاه ها همه بر روی پرده سینما بود.
اکران فیلم شروع شد،
شروع فیلم سقف یک اتاق دو دقیقه بعد همچنان سقف اتاق, سه, چهار, پنج, …….,هشت دقیقه اول فیلم فقط سقف اتاق!
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
صدای همه در آمد.
اغلب حاضران سینما را ترک کردند
ناگهان دوربین حرکت کرد و آمد پایین و به جانباز قطع نخاع خوابیده روی تخت رسی
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
زیرنویس فیلم
این تنها ۸ دقیقه از زندگی این جانباز بود و ما طاقت نداشتیم …

 

آیا پطروس فداکار واقعا وجود داشته است ؟

متولدین دهه ۶۰ هنوز هم برخی از داستان‌های کتاب‌های درسی خود را به خاطر دارند؛ داستان «دهقان فداکار» و از خودگذشتگی ریزعلی خواجوی در نجات سرنشینان قطار مسافری، داستان «تصمیم کبری»، داستان «خانواده آقای هاشمی»، داستان «کوکب خانم» و…. داستان‌هایی که رنگ و بوی ایرانی داشتند و هنوز هم با به میان آمدن نام آنها نوستالژی گذشته در ذهن‌ها زنده می‌شود. اما با گذشت زمان متولدین دهه ۶۰ جای خود را به نسل‌های بعدی می‌دهند و برخی از شخصیت‌های جدید جایگزین آنها می‌شوند.

پطروس فداکاری که مردم هلند هم آن را نمی‌شناسند
داستان «دریاقلی سورانی» قرار است پس از سال‌ها تاخیر از سال جدید تحصیلی وارد کتاب‌های درسی پایه ششم ابتدایی شود. داستانی که پایه ششمی‌ها در درس چهارده خود آن را خواهند خواند. شخصیتی که اگر چه در دهه ۶۰ و بحبوحه جنگ افراد کمی از فداکاری وی اطلاع پیدا کردند اما با گذر زمان داستان فداکاری او زبان به زبان چرخید و به یکی از اسطوره‌های دفاع مقدس تبدیل شد.
وی جایگزین شخصیت‌های خیالی چون پطروس هلندی شد که سالها در کتاب‌ها وجود داشت اما از خلاف آمد عادت و به گفته حبیب احمدزاده یکی از نویسندگان دفاع مقدس: «هنوز در کشور هلند هم کسی پطروس را نمی‌شناسد، ولی همه ما او را می‌شناسیم؛ راستی چرا هیچ‌وقت از خودمان نپرسیدیم چرا پطروس فداکار جای انگشتش یک چوب در سوراخ سد نگذاشت؟»
دریاقلی سورانی در آن شب پاییزی و بارانی سال ۱۳۵۹ اسطوره‌ای آفرید که لشکر ایران را از یک شکست بزرگ و حتمی نجات داد. دریاقلی بر روی دوچرخه خود نشست و مسافتی قریب به ۲۰ کیلومتر را رکاب زد و خود را به نیروهای ایرانی رساند و آنها را از حضور نیروهای عراقی و حمله آنها آگاه ‌کرد. گفته می‌شود که اگر دریاقلی این حرکت را انجام نداده بود، نیروهای عراق می‌توانستند تا شیراز و دیگر شهرهای مرکزی ایران نفوذ کنند.

دریاقلی به همراه مردم آبادان در «عملیات کوی ذوالفقاری» شرکت کرد و در حالی که این گروه سلاح و ادوات چندانی در دست نداشتند به جنگ با دشمن رفتند و توانستند نفوذ دشمن به آبادان را ناکام بگذارند. در جریان همین نبرد دریاقلی جراحت سختی پیدا کرد و در جریان انتقال به پشت جبهه به شهادت رسید

ترکی: خیلی از مسائلی که اولویت دارند خیلی از وقتها مغفول می‌مانند
تا به حال داستان‌های زیادی در مورد این رویداد مهم تاریخی نوشته شده و چندین مستند و یک فیلم سینمایی هم از آن ساخته شده است. اما هنوز به رغم این تلاش‌ها این داستان وارد کتاب‌های درسی نشده بود.
محمدرضا ترکی محقق و استاد دانشگاه تهران در گفتگو با خبرنگار کتاب و ادبیات فارس در مورد تاخیر در ورود این داستان به کتاب‌های درسی می‌گوید: این شخصیت نقش بسیار جدی و مهمی در جنگ داشته ولی متاسفانه گمنام مانده است. متاسفانه از این مشکلات در کشور ما بسیار هستند و خیلی از مسائلی که اولویت دارند خیلی از وقت‌ها مغفول می‌مانند. متاسفانه این شهید تا چند سال پیش حتی یک قبر درست و حسابی هم نداشت. اینکه ما در کتاب‌های درسی خود در مورد این شهید چیزی بنویسیم کمترین کاری بوده که می‌توانستیم انجام بدهیم.
محمدرضا ترکی افزود: من از چند سال پیش، پیشنهاد این کار را به وزیر فرهنگ و ارشاد دادم و حتی نامه‌ نگاری‌هایی را نیز انجام دادم. اما از آنجا که داستان‌هایی که تاکنون در مورد وی نوشته شده بودند برای کتاب‌های درسی مناسب نبودند، از این رو متن جدیدی را نوشتم.
این استاد دانشگاه در مورد اقدام شجاعانه دریاقلی سورانی گفت: به نظر من شخصیت دریاقلی یکی از مهمترین اسطوره‌های عرصه دفاع مقدس است و اگر شجاعت و درایت او نبود شهر آبادان که یکی از مهمترین شهرهای جنوب بود، در همان ماه‌های اول جنگ از دست می‌رفت. اگر این عمل فداکارانه دریاقلی نبود مطمئنا سرنوشت جنگ طور دیگری رقم می‌خورد. او مردی برخاسته از میان توده‌های مردم بود که شجاعت او مثال زدنی نیست.
به گزارش فارس، سخن گفتن و آگاهی رساندن در مورد شخصیت‌های ملی و مذهبی یک کشور یکی از رسالت‌های آموزش و پرورش در ایران است. امید است این اقدام فتح بابی باشد در شناساندن دیگر شخصیت‌های ملی و مردمی که از یاد و خاطره آنها مغفول مانده است.

گزارش کامل نمایشگاه “عطرخاک” + گزارش تصویری

بسم رب الشهدا و الصدیقین



دوران هشت ساله دفاع مقدس و مشروع امت سلحشور ایران در حفظ و اعتلای نظام مقدس اسلامی و حراست از مرزهای عزت و شرف این مرز و بوم، به مثابه یکی از حساس ترین و بارزترین برهه های حیات راستین این ملت، همچون نگینی تابناک، تا همیشه زمان، بر تارک تاریخ حماسه و ایثار و پایداری آزادگان جهان خواهد درخشید.دفاع امت اسلامی ایران در برابر تجاوز همه جانبه دشمنان اسلام، در تاریخ افتخار آفرینی مبارزات حق طلبانه، یک ملت سترگ، فروزان خواهد بود. پایداری ایران اسلامی که برخاسته از روح وحدت و ایمان بود، در سایه هدایت های رهبرکبیرانقلاب اسلامی،‌ حضرت امام خمینی (ره) شکل گرفت و باعث احیای یک مکتب سازنده و نهضت بیداری اسلامی درجهان شد.دفاع مقدس ما در زمینه های مختلف سیاسی، ‌نظامی، اجتماعی، فرهنگی و … توانست معادلات جهانی معمول را بر هم زند و تحلیل های مادی دنیاپرستان را نقش بر آب سازد. این حادثه عظیم، بی شک در یاد ملت ایران خواهد ماند و غرور و سرافرازی و حماسه آفرینی را در نسل های بعد بر جای خواهد گذاشت.

با همت کانون فرهنگی خواهران مسجد امام علی (ع) نمایشگاهی با عنوان “عطر خاک” ویژه هفته دفاع مقدس در محوطه حیاط مسجد امام علی (ع ) پونک  از روز یکشنبه ۳۱ شهریور ۱۳۹۲ به مدت ۵ روز برگزارشد.

برنامه اصلی فعالیت های نمایشگاه عبارت بودنداز:

 

-نمایشگاه عکس از شهدای هشت سال دفاع مقدس شامل؛ تعداد ۴۰عکس از انجمن عکاسان دفاع مقدس که در هشت سال دفاع مقدس گرفته شده بود که جناب آقای منوچهر قلمچی عکاس روزنامه اطلاعات در هشت سال جنگ تحمیلی و اهالی مسجد به نمایشگاه عطر خاک اهدا شده بودو تعداد ۴۵ عکس با متن های موضوعی از جمله : حجاب.شهدای علم و فناوری هسته ای و … که توسط کانون فرهنگی خواهران طراحی شده بودومورد استقبال بازدیدکنندگان قرارگرفته شد.

-سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین مرتضوی با موضوعیت دفاع مقدس و تجلیل از کانون فرهنگی خواهران مسجد امام علی (ع) که طراحی و برگزاری نمایشگاه را بر عهده داشتند

-افتتاح نمایشگاه عطر خاک توسط حجت الاسلام والمسلمین مرتضوی امام جماعت مسجد امام علی (ع) و با حضور نماز گزاران و مردم بعد از نماز مغرب وعشاء روز یکشنبه ۳۱/۶/۱۳۹۲ همزمان با آغاز هفته دفاع مقدس

– پخش فیلم های دفاع مقدس و گروه های تفحص شهدا و مداحی های زیبا دفاع مقدس و بازدید مردم و وزیر ارتباطات و فن آوری اطلاعات  از نمایشگاه هفته دفاع مقدس روز دوشنبه ۱/۷/۱۳۹۲

 

-برگزاری دعای توسل ومداحی توسط برادر سیفی(َایشان شباهت عجیبی به شهید زین الدین دارند)  با حضور نمازگزاران درمحوطه مسجد و در کنار نمایشگاه عطر خاک و ایجاد فضای معنوی مناسب هفته دفاع مقدس روز سه شنبه ۲/مهرماه/۱۳۹۲

 

-سخنرانی امیر سرتیپ ناصر آراسته،همرزم شهیدامیرصیاد شیرازی،جانشین مشاوران نظامی مقام معظم رهبری و فرمانده ستاد معارف جنگ ارتش جمهوری اسلامی ایران با موضوع دفاع مقدس ، نقش ارتش ، سپاه و بسیج مردمی در جنگ و مغفول ماندن یاد و خاطره شهدای هشت سال جنگ تحمیلی و…. . در پایان امیر آراسته از نمایشگاه عطرخاک بازدید کردند و همچنین دوستان برگزار کننده را مورد لطف و محبت قرار دادند روز چهار شنبه ۳/مهرماه/۱۳۹۲

 

-اردوی زیارتی گلزار شهدای بهشت زهرای تهران بمناسبت روز تجلیل از شهدا و ایثارگران و یادبود و اختتامیه نمایشگاه”عطرخاک”  در آخرین روز برپایی نمایشگاه روز پنج شنبه ۴/مهرماه/۱۳۹۲

-همچنین فعالیتهایی که در حاشیه نمایشگاه انجام گرفت شامل:

– برگزاری مسابقه سخنی با شهدا

-مسابقه نقاشی برای خردسالان با موضوع دفاع مقدس

– برپایی ایستگاه صلواتی شهید دکتر چمران

-پخش کلیپ و موسیقی های دفاع مقدس در فضای مسجد

 

یاد وخاطره شهدای دفاع مقدس و نقش مردم و خصوصا نقش جوانان ایران اسلامی در دفاع مقدس و واکاوی فرهنگ شهادت و یادآوری اینکه شهدا برای رضای خداو دفاع از خاک ، جان دادند و اکنون …….  ؟!…  انگیزه اصلی برگزارکنندگان این مجموعه بوده است.و رهبر معظم انقلاب می فرمایند: «فضیلت زنده نگهداشتن یاد و خاطره شهیدان، کمتر از شهادت نیست» . اگر امروز در سایه امنیت ملی صحبت از ساخت پارس جنوبی ، پالایشگاه ها، سدها و خودکفایی در بخش های مختلف صنعت و کشاورزی می شود و اگر دولتمردان یکی پس از دیگری کارنامه درخشان خود را ورق می زنند زیبنده آن است که اشاراتی هر چند کوتاه برای نسل های آتی داشته باشند که تمام این فعالیت ها به خودباوری در تفکر دفاع مقدس وشهداء برمی گردد که اجازه اشغال یک وجب از خاک این مملکت را به دشمن متجاوز نداد. همچنین زنان ایرانی در طی هشت سال جنگ تحمیلی با پیروی از مکتب عاشورا و پیام رسان آن زینب کبری حماسه‌های فراموش نشدنی آفریدند. در این دوران زنان آگاه، فعال و پرتوان کشورمان در فعالیتهای پرتحرک و فراوانی همچون امدادگری، خدمات پشتیبانی و غیره شرکت داشتند.و در پایان از همه افرادی که در برپایی نمایشگاه عطر خاک یاری رسانده اند   خصوصا کانون فرهنگی خواهران تشکر میکنیم و اجر همه با  شهدا و سید الشهدا وضمنا اکنون عطر خاک حرم امام رضا (ع) نصیب خواهران برگزارکننده شده و از خدای متعال میخواهیم که عطر خاک کربلا حرم عشق نصیب همه دوستدارن و عاشقان حسین (ع){مصلح غیور} بفرمایند.

 

سخن آخر یا “حسن” ختام :

ما ز یاران چشم یاری داشتیم    خود غلط بود آن چه ما پنداشتیم

تا درخت دوستی بر کی دهم          حالیا رفتیم و بذری کاشتیم

گفت و گو آیین درویشی نبود        ور نه با شماماجراها داشتیم

شیوه چشمت فریب جنگ داشت         ما غلط کردیم و صلح انگاشتیم

گلبن حسنت نه خود شد دلفروز         ما دم همت بر او بگماشتیم

 نکته‌ها رفت و شکایت کس نکرد            جانب حرمت فرو گذاشتیم

زندگى کردن مثل دوچرخه سوارى است

زندگى کردن مثل دوچرخه سوارى است

زندگى کردن مثل دوچرخه سوارى است . آدم نمى افتد ، مگر این که دست از رکاب زدن بردارد .

 اوایل ، خداوند را فقط یک ناظر مى دیدم ، چیزى شبیه قاضى دادگاه که همه عیب و ایرادهایم را ثبت می‌کند تا بعداً       تک تک آنها را به‌ رخم بکشد . به این ترتیب ، خداوند مى خواست به من بفهماند که من لایق بهشت رفتن هستم یا سزاوار جهنم . او همیشه حضور داشت ، ولى نه مثل یک خدا که مثل مأموران دولتى .

ولى بعدها ، این قدرت متعال را بهتر شناختم و آن هم موقعى بود که حس کردم زندگى کردن مثل دوچرخه سوارى است ، آن هم دوچرخه سوارى در یک جاده ناهموار !!! اما خوبیش به این بود که خدا با من همراه بود و پشت سر من رکاب مى‌زد .

آن روزها که من رکاب مى‌زدم و او کمکم مى‌کرد ، تقریباً راه را مى‌دانستم ، اما رکاب زدن دائمى ، در جاده‌اى قابل         پیش بینى کسلم مى‌کرد ، چون همیشه کوتاه‌ترین فاصله‌ها را پیدا مى‌کردم .

  یادم نمى‌آید کى بود که به من گفت جاهایمان را عوض کنیم ، ولى هرچه بود از آن موقع به بعد ، اوضاع مثل سابق نبود . خدا با من همراه بود و من پشت سراو رکاب مى‌زدم . حالا دیگر زندگى کردن در کنار یک قدرت مطلق ، هیجان عجیبى داشت .

 او مسیرهاى دلپذیر و میانبرهاى اصلى را در کوه ها و لبه پرتگاه ها مى شناخت و از این گذشته می‌توانست با حداکثر سرعت براند ، او مرا در جاده‌هاى خطرناک و صعب‌العبور، اما بسیار زیبا و با شکوه به پیش مى‌برد ، و من غرق سعادت مى‌شدم .

گاهى نگران مى‌شدم و مى‌پرسیدم ، «دارى منو کجا مى‌برى» او مى‌خندید و جوابم را نمى‌داد و من حس مى‌کردم دارم   کم کم به او اعتماد مى‌کنم .

بزودى زندگى کسالت بارم را فراموش کردم و وارد دنیایى پر از ماجراهاى رنگارنگ شدم . هنگامى که مى‌‌گفتم ،                « دارم مى‌ترسم » بر مى‌گشت و دستم را مى‌گرفت .

 او مرا به آدم‌هایى معرفى کرد که هدایایى را به من مى‌دادند که به آنها نیاز داشتم . هدایایى چون عشق ، پذیرش ، شفا و شادمانى . آنها به من توشه سفر مى‌دادند تا بتوانم به راهم ادامه بدهم . سفر ما ؛ سفر من و خدا ؛ و ما باز رفتیم و رفتیم.

 حالا هدیه ها خیلى زیاد شده بودند و خداوند گفت : « همه‌شان را ببخش . بار زیادى هستند . خیلى سنگین‌اند ! » و من همین کار را کردم و همه هدایا را به مردمى که سر راهمان قرار مى‌گرفتند ، دادم و متوجه شدم که در بخشیدن است که دریافت مى‌کنم . حالا دیگر بارمان سبک شده بود .

او همه رمز و راز هاى دوچرخه سوارى را بلد بود . او مى‌دانست چطور از پیچ‌هاى خطرناک بگذرد ، از جاهاى مرتفع و پوشیده از صخره با دوچرخه بپرد و اگر لازم شد ، پرواز کند …  من یاد گرفتم چشم‌هایم را ببندم و در عجیب‌ترین جاها ، فقط شبیه به او رکاب بزنم .

این طورى وقتى چشم‌هایم باز بودند از مناظر اطراف لذت مى‌بردم و وقتى چشم‌هایم را مى‌بستم ، نسیم خنکى صورتم را نوازش مى‌داد.

 هر وقت در زندگى احساس مى‌کنم که دیگر نمى‌توانم ادامه بدهم ، او لبخند مى‌زند و فقط مى‌گوید ،                                                         

                                                                                                « رکاب بزن … »


                                                                                                 

هوای تازه

هم‌زمان با ماه مبارک رمضان، نخستین شمارۀ مجله الکترونیکی «هوای تازه» ویژۀ دانشجویان ایرانی خارج از کشور با حمایت دبیرخانه نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در امور دانشجویان ایرانی خارج از کشور که مسئولیت آن با حضرت حجت الاسلام و المسلمین مرتضوی امام جماعت محترم مسجد امام علی علیه السلام است، انتشار یافت. تصویر بالا بخشی از این مجله که با عنوان یاداشت سردبیر و به قلم ایشان نوشته شده را نمایش می دهد.

به دوستان محترم و فعال در زمینه نشریه در کانون فرهنگی مسجد امام علی علیه السلام توصیه می کنم این نشریه را مطالعه و با نشریات منتشره در کانون فرهنگی طی این چند سال مقایسه نمایند.(نقد آزاد….؟!)

«هوای تازه» در ۴۸ صفحه و در قطع خشتی منتشر شده است که علاقه‌مندان می‌توانند آن را از آدرس www.havayetazeh.com دریافت و مطالعه نمایید.
دانلود نسخه پی دی اف