راهیان نامه شمالغرب ۹۵

  بسمه تعالی

و گفتند فاتحان قله های افتخار گمنام اند…

ساعت اندکی از ۷ صبح گذشت و حرکت ۵ روزه ما به سمت مناطق عملیاتی شمالغرب رسما آغاز گردید. پخش تلاوت آیت الکرسی و بعد از آن جمع آوری صدقات به نیت سلامتی عادت همیشگی ماست.

شهر های بین راه یکی پس از دیگری پشت سر گذاشته می شد تا اینکه حوالی ساعت ۱۸ وارد شهر سنندج می شویم. از اینجا به بعد هر جا که قدم بگذاریم برای خود یادمانی است!! رد پای گروهک های ضد انقلاب و دشمن بعثی در جای جای مناطق کردنشین به چشم می خورد، از سنندج به بعد از هر شهری که عبور می کنیم زمانی تحت سیطره گروهک ها بوده است. شرح بیان جنایات اتفاق افتاده جز با حضور در این مناطق گویی میسر نیست… بی خود نیست که وقتی در یادمان شهدای غریب سیران بند زمانی که از کاک ناصر خواستم برای کاروان چند دقیقه ای رو از شرح ما وقع این مناطق صحبت کند با نگاه نافذش فهماند که برای بیان حوادث ساعت ها زمان احتیاج است. او در آغاز با زبان شیرین کردی عرض خیر مقدمی پیش کش کاروان های راهیان نور می نماید. کاملا گویا است که درد هایش کهنه است شرح صحبت های دردناکش عجیب بر دل می نشیند که فرمودند ((مرد را دردی اگر باشد خوش است…)) سیران بند اولین یادمان شهدای غریبی است که مظلومانه با لب تشنه به شهادت رسیده اند.

یادمان بوالحسن که یادآور مهندسی جنگ جهاد سازندگی است. محور های اصلی عملیات های کربلای ۱۰، بیت المقدس ۶، و نصر ۴ همین منطقه است.

به ادامه مسیر که می پردازیم از کنار یادمان شهیدان و فرماندهان دلاور یعنی شهیدان زین الدین عبور می کنیم که با برپایی ایستگاه صلواتی از زائرین پذیرایی می کنند.

رفته رفته نزدیک شهر سردشت می شویم شهری که قربانی نخستین بمب شیمیایی در جهان است.

۷ تیرماه سال ۶۶، بیش از ۱۰۰ کشته و ۸۰۰۰ نفر مجروح ناشی از استنشاق مواد شیمیایی…

وقتی به این شهر می رسیم تصویر شهدای شیمیایی سردشت بسیار جلب نظر می کند تاریخ شهادت: سال ۸۹، ۹۰ و حتی ۹۱!! و این است اثر جنگ ناجوانمردانه شیمیایی.

عصر روز ۴ شنبه پس از مستقر شدن در محل اسکان و صرف ناهار و اندک استراحت راهی یکی از بکرترین مناطق عملیاتی کشور یعنی بلفت و دوپازا می شویم. این منطقه یاداور اوج همکارای ارتش، سپاه، بسیج و پیشمرگان کرد است که شهر سردشت را از تیررس مستقیم دشمن مصون نگه می داشت.

صبح روز بعد به سمت پیرانشهر حرکت را ادامه می دهیم. مسیر جاده سردشت به پیرانشهر است…جاده ای که بی شک هر یک از رزمندگان اسلام که در این مناطق خدمت کرده اند خاطرات تلخ آن روز ها را به یاد دارند.

و کمتر کسی است که اگر خاطرات این جاده را خوانده باشد به هنگام عبور از آن دچار ترس و دلهره نمی شود!!

جنایات حزب دموکرات، انفجار زندان دولتو و فجایعی که انسان از به خاطر آوردنش، شرمگین می شود؛ چه رسد به بیان نقلش!!

درواقع ضد انقلاب چهره‌ای وحشتناک از این منطقه، خصوصا جنگل آلواتان، در اذهان عمومی به وجود آورده بود. با این حال، نیروهای تیپ ویژه شهدا با فرماندهان ایثارگرشان چون شهید بروجردی و شهید ناصر کاظمی پیمان بسته بودند تا مرز شهادت به پیش بروند.

جاده سردشت – پیرانشهر، یادمان شهید ناصر کاظمی

((خبر، تکان دهنده بود و هیچ چیز بیش از این نمی توانست محمد بروجردی بزرگ را از پا بیاندازد:

  • ناصر کاظمی هم پرید.

همه می دیدند که قیافه ی مسیح کردستان که خود برپاکننده دانشگاه انسان ساز کردستان بود بعد از رفتن ناصر به یک باره انگار شکسته شد. خودش همیشه می گفت: ناصر را من خودم کشف کردم…))

از یادمان شهید ناصر کاظمی مسیر به سمت مرز بین المللی تمرچین ادامه می دهیم. زیارتگاه ۶ شهید گمنام…

موقعیت استراتژیک آن باعث شد چندین بار طی عملیات های والفجر ۲، کربلای ۲، کربلای ۷ و … بازپس گیری شود. حقیقتا هیچ چیز مثل روایت گری روحانی کاروان در ردای شهدای این منطقه همچون شهید بزرگوار کاوه، موحد نژاد و مصطفی ردانی پور نمی توانست فضای کاروان را معنوی نماید.

پس از بازگشت از یادمان حاج عمران و رسیدن به پیرانشهر کاروان مدتی در شهر استراحت می کند و سپس مسیر را به سمت پیرانشهر ادامه می دهیم. در راه مسیر از کنار پادگان جلدیان ارتش عبور می کنیم. پادگانی واقع در حاشیه جاده که در مسیر پیرانشهر به نقده واقع شده است.

خدا می داند که اگر این پادگان زبان به سخن باز کند چه وقایعی از تاریخ را بیان خواهد کرد.

پس از طی مسافتی ۷۰ کیلومتری در نهایت به شهر ارومیه رسیده و پس از صرف شام، شب را در دانشگاه ارومیه سپری می نماییم.

صبح روز بعد با همراه شدن یکی از عزیزان سپاه که در واقه راه بلد ما بود به سمت روستای سیلوانات واقع در مرز ایران – ترکیه – عراق می رویم که در این اواخر شاهد فعالیت های گروهک های ضد انقلاب بوده است. این روستا هم مثل تمامی مناطق کرد نشین شمالغرب بارها و بارها مورد حمله و جنایات منافقین قرار گرفته است.

حوالی ظهر به سمت تپه نورالشهدای شهرستان ارومیه می رویم جایی که قرار بود محل تجمع سایر کاروان های راهیان نور باشد.

و در نهایت آخرین برنامه سفر ما نمایش دلنشین از وقایع جنگ به خصوص جبهه های نبرد شمالغرب بود که با استقبال چشمگیر زائرین کاروان های راهیان نور همراه بود.

به لطف خداوند سفر زیارتی راهیان نور امسال ما هم تمام شد. شاید کمتر کسی گمان می کرد که اردوگاه های جنگی درپشت جبهه ها و جای جای مناطق نبرد روزی زیارتگاه و خانقاه عاشقان شود. بلا شک آشنایی با فرهنگ ایثار و از جان گذشتگی می تواند به عنوان یک شاخص مهم در عرصه جنگ نرم باشد. اصلا مگر می شود با فلسفه شهادت آشنا شد و دلسوزی و حراست از دست آورد شهدا بی معنی گردد؟؟

اما آن پیر و مقتدای رزمندگان چه نیکو این پیام را داد که: (( در آینده ممکن است افرادی آگاهانه یا از روی ناآگاهی، در میان مردم این مساله را مطرح نمایند که ثمره خون ها و شهادت ها و ایثار ها چه شد. این ها یقینا از عوالم غیب و از فلسفه شهادت بی خبرند و نمی دانند کسی که فقط برای رضای خدا به جهاد رفته است حوادث زمان به جاودانگی آن لطمه ای وارد نمی سازد…همین تربت پاک شهیدان است که تا قیامت مزار عاشقان و عارفان و دلسوختگان و دارالشفای آزادگان خواهد بود.))

جای کلیه عزیزان خالی…ان شاا… شاهد حضورتان در سفرهای بعد باشیم.

والسلام

 

 

چه حاجت به عیان است؟!

بسم الله
سلام
احتمال بسیار زیاد شما هم دیدید تصاویری که از پیکر مطهری شهید غواص روی خروجی خبرگزاری ها قرار گرفت. شهیدی که با دستان بسته برگشته بود و از آن ۱۷۵ نفر بود.
سوای اهمیت موضوع و اینکه جایگاه شهید و آن هم ‫‏شهدای غواص‬، سوالی که در اولین مشاهده این عکسها به ذهنم رسید این بود که دقیقا چرا این کار را را انجام دادند؟!
همین رونمایی از پیکر شهیدی به این صورت…
اینکه حجم زیادی از عکاسان خبری بعد از مشاهده پیکر شهید شروع به عکاسی کنند و ساعتی بعد روی خروجی خبرگزاری های مختلف تصاویری از پیکر مطهر ‫‏شهید‬ را ببینیم.
در توضیح این کار البته آوردند که حجم بالای حرف و حدیث های زشت و بی پایه و اساس و دروغین باعث شد که ستاد تقحص شهدا این کار را انجام دهد.
نفس اینکه جامعه با موج های خبری و رسانه ای شهدا تحت تاثیر قرار بگیرد کار مثبتی است اما باید در جواب این برادران گفت که اگر خود شهید هم برگردد و به آن افراد توضیح بدهد باز هم یک عده حرف و حدیث های بی پایه و اساس شان را می زنند…
دوست نداشتم این عبارت را به کار ببرم اما اگر قرار باشد که با پیکر شهید مانند ‫مومیایی رفتار شود و به این شکل مسئله را رسانه ای کنیم، شاید ابدا به اهدافی که در نظر داریم نرسیم؛ که پیکر مسلمان مرحوم محترم است و صدالبته شهید محترم تر …
روح بلند ۱۷۵ شهید مظلوم غواص غرق رحمت الهی باد.

پیکر-مطهر-یکی-از-175-شهید-غواص-در-معراج-شهدا..

۸ سال دفاع مقدس به منزله جنگ جهانی سوم بود/ دبیرکل سازمان ملل مترسکی بیش نیست

حسن رحیم‌پور ازغدی ظهر امروز در جلسه‌ای که با موضوع امتداد ارزش‌های دفاع مقدس و عبرت‌های قطعنامه ۵۹۸ در دانشکده علوم دانشگاه فردوسی مشهد برگزار شد، در ارتباط با نهادهای بین‌المللی در طول جنگ اظهار داشت: در طول هشت سال جنگ هیچ یک از نهادهای بین‌المللی صادقانه و بی‌طرفانه وارد مذاکره نشدند و همگی با پیش شرط وارد شدند.

وی افزود: هیچگاه نمی‌پذیرفتند که صدام تجاوز کرده و هیچ نهاد بین‌المللی تجاوز صدام را تایید نمی‌کرد و از خاک ایران نیز بیرون نمی‌رفت و فقط مذاکره برای مذاکره بود و به هیچ وجه به نفع ایران نبود و مانند همان مذاکره رژیم صهیونیستی با فلسطین می‌شد که سال‌هاست در حال مذاکره هستند و ما به هیچ نتیجه‌ای نمی‌رسیدیم و البته امام خمینی (ره) نیز هیچ یک از مذاکرات را نفی نکرد اما دلایلی چون مشخص شدن تجاوز از شرایط امام(ره) بود.

ازغدی بیان کرد: با این شیوه برخورد نهادهای بین‌المللی تنها راه، ادامه جهاد و جنگ بود و قطعنامه ۵۹۸ از قطعنامه‌های قبلی بهتر بود اما عالی نبود و خوشبختانه در زمان جنگ دبیرکل سازمان ملل مانند دبیر کل فعلی مترسک نبود که هرچه بگویند قبول کند و متجاوز را به صورت رسمی عراق اعلام کرد.

ازغدی در زمینه صلح تصریح کرد: صدام یک روانی بود و این احتمال داشت که بعد از صلح مجدد به ایران حمله کند که البته بعد از قرارداد ۵۹۸ باز به ایران حمله کرد و اگر ما بدون دفاع سریع صلح می‌کردیم و گذشته را فراموش می‌کردیم قطعا بیشتر به ما تجاوز می‌شد.

وی ادامه داد: اگر این هشت سال جنگ نبود ۱۰ جنگ علیه ما تحمیل می‌شد و همین جنگ‌هایی که در لبنان و سوریه و عراق راه انداختند در ایران نیز به وجود می‌آمد اما آنها هم‌اکنون به خوبی می‌دانند اگر به ما حمله کنند مانند هشت سال دفاع مقدس از خود دفاع می‌کنیم و این دفاع مقدس سبب شده دشمن جرأت حمله به ما را نداشته باشد.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی ادامه داد: کشورهای اطراف ما به دلیل اینکه مردم آن کشورها با دیکتاتور خود نجنگیدند الان بیش از ۲۰ سال است که در کشور خود با جنگ داخلی مواجه هستند و ما در هشت سال جنگ دفاع مقدس بیش از ۲۰۰ هزار شهید دادیم اما دو کشور شرق و غرب ما هر کدام بیش از یک میلیون کشته دادند.

وی ادامه داد: نسبت به جنگ هیچ اختلافی بین سیاسی‌ها و نظامی‌ها نبود اما در زمینه تاکتیک جنگ اختلاف نظرهایی وجود داشت که البته با کمبود نیز مواجهه بودیم و با دست خالی بچه‌های ما جنگیدند توپ و تفنگ و تانک را از عراق غنیمت می‌گرفتیم و برای نخستین‌بار شرق و غرب با هم متحد شدند و حتی سیم خاردار به ما ندادند و در واقع جنگ عراق علیه ایران جنگ جهانی سوم بود زیرا از ۱۵ کشور اسیر داشتیم.

ازغدی عنوان کرد: بعد از اینکه ما قرارداد ۵۹۸ را قبول کردیم مجدد عراق با کمک منافقین به ایران حمله کرد و تا جاده اهواز خرمشهر نیز رسیدند اما بیش از ۱۰۰ هزار نفر از مردم ایران به جبهه‌ها وارد شدند و فرماندهان نظامی به امام خمینی(ره) اعلام کردند به مقداری نیرو داریم که تا بصره را می‌توانیم بگیریم اما امام(ره) قبول نکرد و گفت حرفی که زدیم پای آن هستیم و از مرز ایران خارج نشوید.

وی ادامه داد: بعد از این اقدام صدام بیانات خود را عوض کرد و قطعنامه ۵۹۸ را قبول و به رئیس جمهور ایران نامه نوشت و گفت ایران به هرچیزی می‌خواست رسید و بعد علیه رژیم‌های عربی منطقه موضع گرفت و خواستار این شد که بدهی عراق به کشورهای عربی بخشیده شود و در نهایت به کویت حمله کرد.

ازغدی اظهار داشت: این نخستین جنگی بود که حتی یک وجب از خاک ایران جدا نشد و در ۲۰۰ سال اخیر در همه رژیم‌ها ایران کوچک شد و در حالی یک وجب خاک خود را ندادیم که بسیاری از کشورها با ما می‌جنگیدند و تصاویر ماهواره‌ای توسط آمریکا به عراق داده می‌شد.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با بیان اینکه در نهایت بعد از اینکه تاریخ مصرف صدام گذشت علیه وی حمله کردند، افزود: امروز در زمینه داعش هم همین اتفاق افتاده و امروز تاریخ مصرف داعش گذشته و به همین دلیل علیه آن موضع گرفتند و امروز تا ۶ هزار از نیروهای داعشی اروپایی هستند که فریب خورده هستند اما امروز این موارد لطف خدا است که دنیا می‌تواند به راحتی مقایسه کند که فرق ایران اسلامی با این خلافت‌هایی همچون داعش در چیست و کسینجر که از بزرگان سیاست خارجی آمریکا است نیز هفته قبل گفت که امپراطوری ایران با نظام شیعی شکل گرفته است و رقیب اوباما در رقابت‌های انتخاباتی نیز گفت که که ما غیر از آمریکا در قرن ۲۱ سه قدرت در جهان داریم که روسیه و چین و ایران است.

وی ادامه داد: امروز قدرت ما در منطقه بسیار است و امروز خیلی از تحلیل گران روسیه و عراق را استان دیگر ایران می‌دانند و حتی جدیدا اعلام کردند که یمن نیز به استان دیگر ایران تبدیل شده و همین‌ها می‌گویند ما رئیس جمهور احمق‌تر از بوش نداریم که دو دشمن ایران یعنی طالبان و صدام را برداشتند و تبدیل به دوستان ما کردند و این‌ها لطف خدا است در حالی که ما هزینه‌ای ندادیم و هزینه آن را آمریکا داد.

ازغدی تاکید کرد: در واقع ما در دفاع مقدس، عراق را بعد از فتح خرمشهر نابود کردیم و شکست دادیم و بقیه جنگ ما با دنیا بود و در واقع جنگ جهانی سوم بود و تمام قدرت‌های شرق و غرب علیه ما جنگیدند و بمب شیمیایی علیه ملت ایران استفاده کردند و آمریکا و شوروی نیز حمایت کردند و ما به صورت مستقیم با امریکا وارد جنگ شدیم و چند ناو و هلی‌کوپتر آنها را زدیم و آنها نیز سکوهای ما را زدند و در اقدامی غیر انسانی هواپیمای مسافربری ما را زدند.

وی تاکید کرد: اما در نهایت با رهبری امام خمینی(ره) و رشادت‌های جوانان ما شکست خوردند و صدام نیز متجاوز جنگی اعلام شد.

سرلشگر علیاری؛ تکاور گمنامی که صدام برای اسیر کردنش جایزه تعیین کرده بود

دوران جنگ عرصه تجلی رشادت دلیرمردانی بود که به بهای جان خود، آب و خاک و ناموس ایرانی را پاس داشتند. دلاورانی که گاه آن گونه که شایسته است به نسل امروز شناسانده نشده اند و در عین خوشنامی در بین همرزمان، در عرصه عمومی گمنام مانده اند. سرلشکر شهید ‘یعقوب علیاری’ بنیانگذار و نخستین فرمانده لشکر ۵۸ تکاور ذوالفقار ارتش، از زمره این جنگاوران توانمند و کمتر شناخته شده ایرانی است. این تکاور گمنام ارتش در مهر ماه سال ۱۳۱۸ هجری شمسی در محله ‘هفت­آسیاب’ ارومیه دیده به جهان گشود . در سال ۱۳۳۸ وارد دانشکده افسری و در سال ۱۳۴۱ با درجه ستوان دومی و رسته پیاده به دوره مقدماتی اعزام شد. پس از یک سال با نمره ممتاز فارغ التحصیل و به یگان چترباز که بعدها تیپ ۲۳ نیروهای مخصوص نامیده شد، رفت. دوره های چتربازی، نیروی ویژه، تیز یلان، رنجر و نیروهای مخصوص، اسکی و جنگ در کوهستان، آموزش زبان انگلیسی را در ایران، آمریکا و فرانسه طی کرد. در سال ۱۳۵۳ جزء سپاه صلح سازمان ملل به مدت شش ماه به کشور ویتنام اعزام شد که خود، عاملی برای پیشرفت و بالا بردن دانش نظامی او بود. در سال ۱۳۵۸ در راستای اجرای فرمان ابلاغی، تاسیس، سازمان دهی، آموزش و فرماندهی تیپ ۵۸ تکاور ذوالفقار را به عهده گرفت و پس از آموزش با همان تیپ تکاور به جبهه اعزام شد. دریافت دو نشان فتح از دست مبارک مقام معظم رهبری و فرمانده معظم کل قوا گویا و موید ویژگی های متمایز برجسته و کم ­نظیر امیر سرلشکر شهید یعقوب علیاری است. این شهید والامقام، چندین بار تحت عمل جراحی قرار گرفته و هفت ماه در بیمارستان بستری شده بود ولی بازهم دست از جنگ بر علیه رژیم بعثی عراق برنداشته بود. صدام، در زمان جنگ تحمیلی برای زنده و مرده این شهید والامقام جایزه تعیین کرده بود ولی به خواست خدا، هیچگاه به این هدف خود نرسید. به علت برونشیت مزمن ریوی ناشی از مصدومیت شیمیایی در منطقه عملیاتی و ترکش گلوله های دشمن در سینه، بازو، زانو و پای راست به افتخار جانبازی ۷۰ درصد نایل آمده بود. سرانجام امیر سرلشگر یعقوب علیاری پس از سال ها مبارزه و جهاد و تحمل درد و رنج در سیزدهم آذرماه سال ۱۳۸۵ بر اثر عوارض شیمیایی به خیل کاروان شهیدان والامقام سال دفاع مقدس پیوست و یاد و نامش جاودانه شد. هم اکنون پیکر مطهر شهید علیاری، در قطعه ۲۹ بهشت زهرای تهران در جوار امیر سپهبد شهید علی صیاد شیرازی که مدتی افتخار استادی اش را نیز داشت آرام گرفته و میعادگاه عاشقان و عارفان و دلسوختگان است.

عملیات ثامن الائمه ، رمز شکست حصر آبادان

عملیات ثامن الائمه یکی از عملیات‌های مهم در طی جنگ ایران و عراق است که با رمز نصر من الله و فتح قریب در محور آبادان – شرق کارون به صورت گسترده در تاریخ ۵ مهر ۱۳۶۰ به فرماندهی مشترک انجام شد و منجر به شکسته شدن حصر آبادان و بازپس گیری بیش از ۱۵۰ کیلومتر مربع از خاک ایران شد.

آغاز جنگ تحمیلی و محاصره شهرآبادان

جزیره آبادان در دورترین نقطه جنوب غربی ایران، قرار دارد که از جنوب، آبهای خلیج فارس و از شمال و مشرق رودخانه‌های کارون و بهمنشیر و از غرب، اروندرود آن را در برگرفته‌اند. اروندرود در غرب آبادان تنها رودخانه قابل کشتیرانی ایران است که تا پیش از جنگ تحمیلی عراق، دو بندر بزرگ خرمشهر و آبادان از مسیر این آبراه به خلیج فارس و دریاهای آزاد متصل می شدند. آبادان به سبب وجود پالایشگاه نقش بسیار مهمی در صنعت نفت آن روز ایران داشت. خرمشهر نیز یکی از مهمترین بنادر مبادلاتی ایران محسوب می شد که از طریق راه آهن سراسری به سایر نقاط ایران متصل می شد.

پس از حمله عراق در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ و اشغال سریع بخشهایی از خاک ایران، خرمشهر مهمترین شهر بندری ایران پس از ۴۰ روز مقاومت، سرانجام با عقب نشینی نیروهای ایرانی به دست نیروهای عراقی افتاد. پس از سقوط خرمشهر، عراق تلاش کرد تا از طریق شرق کارون و شمال بهمنشیر، آبادان را نیز اشغال کند که با این وضعیت آبادان در یک محاصره ۳۳۰ درجه‌ای قرار می‌گرفت.

با فرمان آیت‌الله خمینی در چهاردهم آبان ۱۳۵۹ مبنی بر لزوم شکست حصر آبادان این مسئله علاوه بر جنبه نظامی، جنبه شرعی نیز پیدا کرد. با این فرمان نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران تلاش مضاعفی را برای آزاد سازی حصر آبادان آغاز نمودند و همچنین نیروهای داوطلب بیشتری برای این آزاد سازی جصر آبادان بسیج شدند.

آیت الله خامنه ای رهبر کنونی ایران در مورد تاثیر سخنان آیت‌الله خمینی در نجات آبادان گفته است: آبادان در معرض حمله و خطر بود، مثل خونین شهر، منتهی همین تاکید امام که تکلیف شرعی کردند که مبادا آبادان سقوط بکند، نیروهای رزمنده را که در آنجا بود، تقویت کرد. البته در آبادان سپاه آن روز برتر از ارتش بود. بعداً ارتش هم در آبادان مستقر شد و در یک مورد که نیروهای دشمن از ” بهمنشیر” عبور کردند و وارد جزیره آبادان شدند، بسیج توده ای مردم و شرافت نظامی عده ای از نظامیان ما حماسه آفرید و عراقیها را در جایی که واقعاً بیرون کردن دشمن از آنجا بسیار دشوار بود، در هم کوبیدند. عده ای را کشته و تار و مار کردند و عده ای را به داخل رودخانه انداختند و عده ای هم که توانستند، فرار کردند. عامل اصلی در حفاظت از آبادان همان فرمان امام بود و داغی که از سقوط نیمی از خونین شهر در دل برادران وجود داشت.

شرح عملیات ثامن الائمه

طرح عملیات ثامن الائمه در ۱۵ شهریور ۱۳۶۰، تکمیل و سرانجام در ساعت ۱ بامداد روز پنجم مهر ۱۳۶۰ نیروهای ایران با رعایت اصل غافلگیری کامل و پس از گسترش روی خط، به طور ناگهانی بر مواضع مقدم عراق هجوم برده و خاکریزهای اولیه عراق را بدون زد و خورد اشغال کردند.

با سپری شدن تاریکی، نیروهای هوایی طرفین وارد کارزار شده و هلیکوپترها نیز به پرواز در آمدند و پشتیبانی آتشهای توپخانه هر دو طرف با شدت هر چه تمامتر به مرحله اجرا در آمد، و عراق نیروهای احتیاط خود را در منطقه شمال محور ماهشهر آبادان وارد عمل نمود.

نیروهای ایرانی با وجود گرمای شدید، مقاومت سرسختانه عراق را در هم شکستند و بعد از ۴۲ ساعت تلاش مداوم لشکر ۷۷ خراسان، رزمندگان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران، گروه فداییان اسلام و نیروهای مردمی، عملیات با موفقیت کامل به پایان رسید و نیروهای عراق در منطقه عملیاتی خسارات سنگینی را متحمل شدند و جزیره آبادان از محاصره آنان خارج شد.

نتایج عملیات ثامن الائمه

۱) ساحل شرقی رودخانه کارون تصرف گردید.

۲) آبادان از محاصره یک ساله خارج شد.

۳) بیش از ۱۵۰ کیلومتر مربع از اراضی اشغال شده ایران آزاد گردید.

۴) تلفات این عملیات برای طرف عراقی: بیش از ۱۵۰۰ نفر کشته و در حدود ۲۵۰۰ نفر نیز به اسارت در آمدند. تعداد ۹۰ دستگاه تانک و نفربر، ۱۰۰ دستگاه انواع خودروی منهدم گردید و تعداد ۳ فروند هواپیما و یک فروند هلیکوپتر نیز سرنگون شدند. همچنین ۱۰۰ دستگاه تانک، ۶۰ دستگاه نفربر، ۳ دستگاه لودر و ۱۵۰ دستگاه خودرو به غنیمت گرفته شد.

۵) از نیرو های ایرانی ۳۰۰۰ نفر کشته شدند و همچنین ۱۵۰ تانک٬ نه بالگرد تهاجمی از نوع بل ای‌اچ-۱ کبرا٬ دو بالگرد ترابری بوئینگ سی‌اچ-۴۷ شنوک٬ و سه بالگرد بل ۲۱۴ ایرانی منهدم شدند.

پاسخ آیت‌الله خمینی به تلگرام فرماندهان در خصوص شکستن حصر آبادان

بسم الله الرحمن الرحیم

تیمسار سرتیپ فلاحی، تیمسار سرتیپ ظهیر نژاد و جناب آقای محسن رضایی ایدهم الله تعالی.

تلگراف شما درخصوص فتحی بزرگ که خداوند تعالی نصیب ارتش و نیروی هوایی و هوانیروز و سپاه پاسداران و بسیج و ژاندارمری و فداییان اسلام و سایر نیروهای مردمی فرموده و محاصره آبادان بطور کامل شکسته شده است، واصل گردید.

این جانب این پیروزی بزرگ را به فرماندهان تمامی نیروهای مسلح و به سربازان ارجمند و سپاهان نیرومند تبریک می گویم و امید است این سرافرازیها را که برای اسلام و میهن فراهم می کنند، منظور نظر مبارک ولی الله الاعظم بقیهالله (ارواحنا له الفدا) باشد و آخرین پیروزمندی را که بیرون راندن نیروهای متجاوز کافر از سرزمین میهن مان است، ملت شریف ایران بزودی مشاهده کند.

این جانب به اسم ملت بزرگ ایران از رزمندگان دلیر ارتش و سپاه و دیگر قوای مسلح( ایدهم الله تعالی) تقدیر و تشکر می کنم. از خداوند متعال توفیق نصرت و عظمت اسلام و مسلمین وبه خصوص نیروهای مسلح اسلامی را خواستار است.

والسلام علیکم

روح الله الموسوی الخمینی232-4