آیت الله مرعشی نجفی، روحانی اخلاق‌گرای قم

مصطفی خمینی در نامه ای نوشته بود: “پدر مهربانم، مدتی است که نامه ای از جناب عالی نرسیده است، نگران هستم نکند کسالتی برای شما حاصل شده باشد”.

فرزند ارشد آیت الله العظمی سید روح الله خمینی این نامه را برای امام خمینی ننوشته بود. سید مصطفی، این نامه برای فقیهی در قم نوشته شده بود که به پاس منش رئوفانه اش، او را “پدر” خطاب می کرد: آیت الله العظمی مرعشی نجفی؛ روحانی اخلاق گرایی که امروز، هفتم ماه صفر، مصادف با ۱۹ آذر ماه، سالروز درگذشت اوست.

آیت الله مرعشی نجفی، مجسمه ای از اخلاق اسلامی  بود و نظیر او را در کمتر مکتب اخلاقی می توان یافت؛ نمونه ای از منشِ رفتاری ایشان، این مهم را بر ما معلوم می کند:
گفته می شود در زمانی که اکثر مردم از حمام عمومی استفاده می کرده اند و دلاک ها هم معمولاً ریش بلندی داشتند و سرشان را می تراشیدند، روزی مرحوم آیت الله مرعشی که وارد حمام عمومی می شوند و از قضا تعدادی از مسافران اصفهانی مشغول استحمام بوده اند، فکر می کنند که ایشان دلاک هستند. یکی با تحکّم می گوید: دلاک چرا دیر کردی؟ ما عجله داریم. ایشان بدون این که چیزی بگوید، مشغول کیسه کشیدن آنها می شود.
یکی از آنها می گوید: اوستا خوب بلد نیستی کیسه بکشی.
در این حین دلاک اصلی وارد می شود و آقا را در این حال می بیند. از ایشان معذرت می خواهد. آن اصفهانی هم متوجه اشتباه خود می شود و از آیت الله عذر خواهی می کند. ایشان اما می گوید، زائر حضرت معصومه هستند اشکالی ندارد.

وقتی که اخلاق گرایی با دینداری عجین می شود چنین رفتارهای تحسین برانگیزی هم ایجاد می کند. شاید کمتر مکتب اخلاق گرایی را بتوان یافت که چنین روحیه ای را در فردی ایجاد کند.
رویّه ی اخلاقی در شیوه ی تدریس آیت الله هم نمایان بود. گفته می شود که جلسه ی درس ایشان یکی از مهمترین حلقه های درسی حوزه علمیه قم بوده است.

راز این فراگیری، مباحث اخلاقی و تربیتی بوده که ایشان در خلال مباحث فقهی و اصولی طرح می کردند. این روحیه در تدریس سبب می شد که ایشان گاهی تا سطح فهم پایین ترین افراد هم، جلسه ی درس خود را تنزّل دهد. این روحیه ی آیت الله البته سبب اعتراض برخی از طلاب هم می شد.

آیت الله محمد یزدی از آن طلابی بود که شیوه ی درس آیت الله مرعشی را نمی پسندید. او می گوید که ” بنده در ایامی که در قم مشغول گذراندن دوره سطح بودم، در درس کفایه مرحوم آیت الله نجفی مرعشی شرکت می کردم. شیوه ی تدریس ایشان مناسب با دوره ی سطح بود و سطحی هم بود. روی این حساب بنده برای انگیزه هایی غیر از تحصیل خدمت مرحوم آقای نجفی می رسیدم”.

در آن زمان، هنوز مسجد اعظم ساخته نشده بوده و مرحوم مرعشی بر روی یک آب انبار، درس کفایه را می گفته اند. محمد یزدی در جای دیگری از عدم اعلمیت مرحوم مرعشی نجفی استدلال می کند.  او می گوید که “در تنکابن با عالم وارسته ای برخورد کردم به نام آقای مجتهدی که خدایش بیامرزد. سادگی و تقدس او مثال زدنی بود. وقتی با او بحث مرجعیت را پیش کشیدم گفت: در بین علمای قم، آقای مرعشی نجفی از همه ملاتر است. گفتم: بر چه اساسی؟ گفت هر بار که من در قم به دیدار ایشان می روم، یا ایشان به بازدید من می آید، مشاهده می کنم که بسیار خوش برخورد و اهل گفت و شنود است. گفتم آقای مجتهدی مواردی که شما بر شمردی، که دلیل نمی شود. با او محاجه کردم و سرانجام پس از نشستهای متعدد، در اواخر ماه مبارک رمضان، آقای مجتهدی پذیرفت که حکایت علمیت و اعلمیت، تابع احساسات و عواطف نیست و موارد دیگری است که تعیین کننده است.”

آیت الله محمد یزدی شیفته امام خمینی بود و از مرجعیت ایشان در مقابل آیت الله مرعشی دفاع می کرد. در جای دیگری هم به سراغ امام جماعت یکی از شهرها می رود و با او محاجه می کند. “در ملاقاتی که بطور خصوصی با امام جماعت مزبور داشتم، با او در خصوص مرجعیت وارد بحث شدم و پرسیدم  شما آیت الله مرعشی نجفی را در چه حدی می دانید؟ گفت : من مقلّد ایشان هستم. من راجع به حضرت امام با او سخن گفتم ….”.  منشِ آیت الله مرعشی اما به گونه ای بوده که در حجره های شاگردانِ خود هم حاضر می شده و با آنها به مباحثه می پرداخته است. سید محمد خامنه ای گفته است که آیت الله مرعشی از روی موّدت و بزرگواری به حجره ی وی در مدرسه حجتیه می رفته است.


کتابخانه آیت الله مرعشی

مرحوم مرعشی نجفی شیفته ی کتاب و کتاب خوانی بود. گفته می شود که ایشان برای خرید یک کتاب، حتی چندین ماه نماز و روزه ی استیجاری به جا می آورده تا از قِبَل آن، بتواند کتابی تهیه کند. ایشان نتوانسته بود به زیارت کعبه مشرف شود و می گفت: “استطاعت و تمکّن مالی که لازم وجوب تشرف به خانه خداوند کریم است را ندارم”، چون تمام در آمد خود را صرف خرید کتب می کرد. دلبستگی ایشان به کتاب، سبب شد تا مجموعه ی عظیمی از کتابهای گرانقدر شیعه را جمع آوری کند.

این کتابها اینک در کتابخانه ی ایشان (کتابخانه ی مرعشی نجفی در قم) موجود است. کتابخانه ی بزرگ آیت الله سبب شد تا امام خمینی نامه ای به میر حسین موسوی بنویسد و از وی بخواهد احتیاجات کتابخانه را فراهم کند. امام در نامه مورخ ۲۴ اسفند ۶۷ خطاب به نخست وزیر وقت نوشت: “کتابخانه حضرت آیت الله نجفی مرعشی دامت برکاته از کتابخانه های کم نظیر و شاید بتوان گفت بی نظیر ایران است. کتب نفیس اعاظم شیعه و کتابهای منحصر به فرد و خطی آن از ذخائر فرهنگ غنی اسلام و ایران است. از قرار اطلاع مرکز حفاظت آنها به گونه ای نیست که کتابها مصون از خطر باشد و محیط مطالعه برای مشتاقان کتاب بسیار کوچک است. جنابعالی(میر حسین موسوی) موظف می باشید آنچه را که آن کتابخانه احتیاج دارد به بهترین وجه فراهم آورید”.

آیت الله مرعشی هنگام ساخت این کتابخانه، چهار گوشه ی آن زمین را تربت سید الشهداء می ریزد و می گوید: من با این کار، افرادی که به این کتابخانه می آیند را بیمه می کنم تا از طریق خواندن کتابهای این کتابخانه انحرافی حاصل نکنند. این کتابخانه اینک با دویست و پنجاه هزار  جلد کتاب چاپی و بیست و پنج هزار جلد کتاب خطی یکی از بزرگترین کتابخانه های کشور است.
چندی پیش اما رسول جعفریان در انتقاد به کتابخانه های کشور، به این کتابخانه نیز انتقاد کرد که: کتابخانه آیت الله مرعشی نیز مکان عقب مانده ای است، با سیستم دیجیتالی پیش نمی رود. سایت آن اصلا به روز نیست. یک کتاب یا روزنامه روی سایت قرار ندارد. این در حالی است که این کتابخانه آمال و آرزوی همه بوده است. مرعشی بزرگ و کوچک خیلی برای آن زحمت کشیده اند… .

بسیاری از ساداتی که به دنبال نسب نامه ی خود هستند به این کتابخانه مراجعه می کنند. یکی از ویژگیهای مرحوم مرعشی، علم نسَب شناسی بود. ایشان کتاب “مشجّرات النَسب” را نوشته اند که حاوی شجره نامه ی سادات است. کتاب “تراجم السادات” ایشان هم در بیان نسَب علمای سادات و هم احوال ایشان از روزگار صفویه تا زمان مولف است. کتاب “طبقات النسابین” ایشان هم در فوائد علم نسَب و ذکر علمای آن به ترتیب قرون از اول هجرت تا عصر حاضر را شامل می شود.

ایشان همچنین در کتاب “مزارات”، گزارش امام زاده هایی که در ایران مدفونند و نسَب آنان را آورده است. آیت الله مرعشی همچنین با بسیاری از علمای اهل تسنن ارتباط داشت. ایشان نیز به مانند مرحوم آیت الله بروجردی به مسئله ی تقریب مذاهب التفات بسیاری داشتند. ارتباط ایشان با اهل تسنن به گونه ای بود که دهها اجازه ی روایت از شخصیتهای مطرح اهل تسنن نیز گرفته بودند.

شهاب الدین مرعشی نجفی در مجادلات سیاسی  کمتر دخالتی می کرده است. محمد یزدی می گوید :در ماجرای تایید مرجعیت امام خمینی، “مرحوم مصطفی خمینی در تلاش بوده تا بلکه پدر بزرگوارشان را از چنگال رژیم خارج کند، در همین راستا به منزل آیت الله نجفی مرعشی رفتند. البته مرحوم مرعشی محتاطانه گام بر می داشتند، ولی در عین حال کمترین حمایت ایشان هم مغتنم بود…مرحوم حاج آقا مصطفی در امضا گرفتن از آیت الله مرعشی نقش به سزایی داشت.” رابطه ی آیت الله مرعشی و امام خمینی اما بسیار حسنه بود. مصطفی خمینی بارها به آیت الله گفته بود که اگر رابطه ی میان شما و امام در میان سایر مراجع نیز برقرار بود هیچ مشکلی پیش نمی آمد.

در ماجرای شرکت بانوان در انجمنهای ایالتی و ولایتی هم پس از توضیحات اسدالله علَم، آیت الله مرعشی نظر دولت را قانع کننده می دانند و بر آن می شوند که طی تلگرافی به دولت، تشکر خود را اعلام کنند و مساله را پایان دهند. اما امام خمینی به آیت الله نامه ای می نویسد که “به عرض می رساند از قرار مسموع تلگراف نخست وزیر را می خواهید طبع و منتشر نمایید. بنده صریحاً عرض می کنم این انتشار بر خلاف صلاح اسلام و حوزه علمیه و خلاف خود جنابعالی است. من میل ندارم آقایان هتک شوند. من میل ندارم حوزه علمیه قم این قدر سبک و بی ارزش در این دولت و ملت قلمداد شود. با هر وسیله ای هست از طبع و انتشار این امر جلوگیری کنید تا خود دولت انتشار دهد. الان تلفن کنید، مطبعه طبع نکند و یا منتشر نکنند.”

در ماجرای کاپیتولاسیون اما مرحوم مرعشی وارد می شود و در اعتراض به آن به شدت موضعگیری می کند،. ایشان آنچنان با تاثر و تالم در این باره صحبت می کردند که به علت ناراحتی زیاد، موفق نمی شوند سخنرانی را تا آخر ادامه دهند. علاوه بر این بیانیه ای هم در همین رابطه صادر نمودند. پس از انقلاب هم ایشان با سیاستهای نظام موافقت داشتند. مرحوم مرعشی اما اعتراضهایی هم به برخی از سیاستها داشت. از جمله به رد صلاحیت مهدی بازرگان، در انتخابات ریاست جمهوری اعتراض کرد.


عیادت رهبر انقلاب از آیت الله مرعشی در ایام بیماری

آیت الله مرعشی هیچ وقت برای خود، محافظ هم قبول نکردند. فرمانده ی وقت سپاه قم دو مامور موتور سوار را موظف کرده بود که بدون اطلاع از ایشان محافظت کنند. آیت الله که متوجه این امر می شود، فرمانده سپاه را احضار کرده و می گویند: تو با این کارَت توکل به خدا را از من می گیری، اگر اینها را از اینجا نبری به جدم قسم نفرینت می کنم! سپس موافقت می شود که ایشان محافظی نداشته باشند.

آیت الله مرعشی در خانواده ای اصیل می زیست. ایشان از طرف مادری به شاه سلطان حسین صفوی منسوب بود. از جانب پدری هم به میر قوام الدین مشهور به میر بزرگ می رسند. میر قوام الدین موسس سلطنت مرعشیه در شمال ایران است. جد آقای نجفی هم شرف الدین بود که به سید الاطباء شهره بود. محمد عبده در وصف سید الاطباء شعری سروده بود. آیت الله مرعشی نجفی ابتدا با یکی از دختر عموهای خود به نام گوهر تاج، ازدواج کرده بود. وی ملقب به فخر السادات بوده و یکی از فرزندان حجه الاسلام ابراهیم مرعشی بود. اما میان آیت الله مرعشی و فخر السادات اختلافاتی می افتد که باعث جدایی این دو می شود. آیت الله اما همسر دیگری اختیار می کنند. ایشان دختر آیت الله سید عباس مبرقعی را به همسری می گزینند.

سید عباس مبرقعی از علمای بزرگ قم بود. به واسطه ی این ازدواج، با بیوت بسیاری از مراجع از جمله شیخ عباس قمی-نویسنده کتاب مفاتیح الجنان- رابطه پیدا کردند. پدر آیت الله مرعشی،- سید محمود مرعشی- ساکن نجف بوده اند. ایشان چهل شب در حرم امیر المومنین(ع) بیتوته نمود که آن حضرت را ببیند. شبی در حالت مکاشفه، حضرت علی(ع) را مشاهده کرده که به ایشان می فرماید: سید محمود چه می خواهی؟ عرض می کند، می خواهم بدانم قبر فاطمه زهرا(س) کجاست تا آنرا زیارت کنم؟ حضرت فرموده بودند من که نمی توانم بر خلاف وصیت آن حضرت قبر ایشان را معلوم کنم. عرض می کند پس من به هنگام زیارت چه کنم؟ حضرت می فرمایند، خداوند متعال، جلال و جبروت حضرت فاطمه(س) را به فاطمه ی معصومه (س) عنایت فرموده اند. پس هر که بخواهد به زیارت حضرت فاطمه زهرا(س) نائل شود به زیارت حضرت معصومه(س) برود. سید محمود مرعشی بر اساس همین رویا به سمت قم می آید و رحل اقامت در این شهر می افکند. سید شهاب الدین هم در این شهر اقامت می گزیند و فقه و اصول را به اخلاق مزین می کند و به شاگردان می آموزاند. روحانی وارسته ای که معلمِ اخلاق قم لقب می گیرد.
منبع : عصرایران

کسی که توسط امام خمینی، لقب رهبری گرفت

هشتم آبانماه سالروز شهادت شهید حسین فهمیده : زندگی کوتاهش را بگردی طراوت، سرزندگی و بصیرت را در لحظاتش مشاهده می کنی. گویا سن کمش و جثه ی نحیفش یارای مقابله با روح بزرگش را نداشته است.

شهید فهمیده دوازده ساله بود که حوادث کردستان پس از انقلاب اتفاق افتاد. او که عاشق امام و انقلاب بود خود را به کردستان رساند، اما به دلیل سن و سال کمش او را بازگرداندند. حسین درحضور مادرش به آن برادر سپاهی که وی را به خانه برگرداند می‌گوید:
“خودتان را زحمت ندهید اگر امام بگوید هرکجا که باشد آماده هستم و من باید به مملکت خودم خدمت کنم.”
آنچه تاریخ و خصوصا تاریخ اسلام در هر عرصه ای به آن نیاز داشته است بصیرت در زمان انجام وظیفه است. نوجوانی که بر اساس بیان مقام معظم رهبری با رشد، با اراده و مصمم، امام خود را شناخت، دشمن خود را شناخت، اهمیت وجود و فعالیت خود را نیز شناخت. شناختی که به عظمت آن شناخت، خمینی کبیر او را رهبر خود معرفی می کند. همان خمینی که دشمن را شناخت و اسرائیل را غده سرطانی معرفی می کند و همان خمینی که لرزه بر پیکره امریکا انداخته بود.
وقتی به جبهه اعزام شد کسی فکر نمی کرد او در دلش چه می گذرد. او به دنبال انجام وظیفه آمده بود. در پی شناختی که از ولی اش داشت آمده بود. شناختی که تا به امروز بنی صدرها حتی از درک آن عاجزند. شاید هنوز بنی صدر به فکر از دست دادن رمین و گرفتن زمان بوده که حسین فهمیده  با قطرات خونش، خود را در دل زمان ثبت کرده است.
حسین،همسنگرش -محمد رضا شمس-  را با سختی تمام به عقب برمی گرداند و به جایگاه قبلی اش بر می گردد. در این هنگام ۵ تانک عراقی در حال نزدیک شدن به رزمندگان بودند که او تصمیمش را باید می گرفت:
محاصره بچه ها و شهادت همگی یا شکستن حصر!
شاید عده ای چیزی ندیدند. چه دشمن و چه خودی. حتی زمانی که تانک دشمن منفجر شد گمان کردند نیروی کمکی رسیده است. حسین با هر زحمتی بود خود را با پای زخمی به تانک رسانده بود و آن را منهدم کرده بود. اینک حصر شکسته شده بود و به راحتی تانک های دیگر توسط بچه ها منهدم گردید.
خاطره شهادت حسین فهمیده از زبان پدر گرانقدرش:
شب هنگام به منزل که آمدم سراغ حسین را گرفتم . گفتند :عصر دوربین برادرشان را برداشتند و دیگر پیدایشان نیست . و من گفتم که ایشان می‌آیند مقداری دیرتر . تا چندین روز از حسین اطلاعی نداشتیم که یکی از بچه‌های همسایه‌هایمان آمدند و گفتند: به مادرش بگوئید من به جبهه رفتم. نگران من نباشید.

دقیقاًنمی‌دانم این فراق ۳۳ یا ۴۴ روز به طول انجامید که یک روز رادیو برنامه عادی خود را قطع کرد و اعلام نمود یک نوجوان ۱۳ ساله خود را به زیر تانک دشمن انداخته و تانک دشمن را منهدم ساخته و خود نیز شربت شهادت نوشیده‌اند.

در حال شام خوردن بودیم که مجدداً تلویزیون خبر را اعلام نمود و مادرشان گفتند : بخدا حسین است انگار این مطلب به او الهام شد که حتی قسم نیز می‌خوردند پس از چند روز برادران سپاهی به درب منزل آمدند و خبر شهادت حسین را اعلام نمودند
سالهایی متمادی از آن اتفاق گذشته است و همه ساله گرامیداشت هایی به همین مناسبت برپا می شود. باید تفکر حسین فهمیده ها در نوجوانان ما نهادینه شود. تفکری که نه فقط در پلاکاردها و بنرها به چشم بخورد و نه فقط در کتابها و مجلات. بلکه در تمام لحظات نوجوان  کشور نقش ببندد. نامگذاری روز شهادت این اسطوره رشادت به نام روز نوجوان و همچنین روز بسیج دانش آموزی فرصت خوبی است برای نگاهی مجدد به کارنامه فرهنگی نوجوانان کشور.
به فرموده مقام معظم رهبری،امام خمینى (رض) با ابعاد وجودى عظیم خود براى ملت ایران نمونه و اسطوره‌‌اى بر طبق واقعیتها بود. و شهید حسین فهمیده نیز در سطح خود و براى نوجوانان، یکى دیگر از اسطوره‌‌هاى ملت ایران است که براى همیشه در یادها زنده خواهد ماند.

برگرفته شده از ; www.Aviny.com

روزه و دعا در ماه ذی الحجه

ثواب روزه داری در دهه اول ذی الحجه

کتاب ثواب الاعمال و عقاب الاعمال شیخ صدوق

۱ – از راوی روایت شده است که : جوانی بود اهل غنا و طرب و هنگامی که هلال ماه ذی الحجه ظاهر می شد ، روزه می گرفت . وقتی این خبر به رسول خدا (ص)رسید به دنبال او فرستاد و او را فراخواند ، چون به خدمت رسید ، حضرت از او پرسید : چه چیزی تو را بر آن داشت که این ایام را روزه بگیری ؟

عرض کرد : پدر و مادرم به فدای تو باد ای رسول خدا ! روزهای مشعر و عرفات و ایام حج است ، شاید که خداوند مرا در دعای حج گزاران شریک کند .

حضرت فرمود : به ازای هر روزی که روزه می گیری ثوابی برابر با آزاد کردن صد بنده و قربانی صد شتر و اعزام صد اسب که در راه خدا بر آن جنگ کنند ، برای تو نوشته می شود و در روز ترویه(روز هشتم ذی الحجه)از برای تو است ثواب آزاد کردن هزار بنده و قربانی کردن هزار شتر و فرستادن هزار اسب که در راه خداوند بر آن سوار شوند و جنگ کنند . پس چون روز عرفه        می شود ، ثواب آزاد کردن دو هزار بنده و دو هزار شتر قربانی و ارسال دو هزار اسب برای جنگ در راه خدا و کفاره (گناهان) شصت سال گذشته و شصت سال آینده در نامه اعمال تو ثبت می گردد .

                                                                                                                                                                                                                          صفحه ۲۰۳ – ۲۰۴

 ۲ – احمد بن زید از حضرت موسی بن جعفر(ع) روایت کرده است که : هر کس روز اول از دهه اول ماه ذی الحجه را روزه بگیرد ، خداوند(ثواب)روزه هشتاد ماه را در نامه اعمال او ثبت می کند و اگر نه روز دیگر را نیز روزه بدارد خداوند روزه یک روزگار را برای او می نویسد .

                                                                                              صفحه ۲۰۴

 ۳ – محمد بن ابی عمیر به نقل از یکی از دوستانش روایت کرده است که امام صادق(ع)فرمود : روزه روز ترویه کفاره(گناهان)یک سال و روزه روز عرفه کفاره(گناهان)دو سال بشمار می رود .

                                                                                              صفحه ۲۰۴

 ثواب دعائی که در دهه اول ماه ذی الحجه خوانده می شود

کتاب ثواب الاعمال و عقاب الاعمال شیخ صدوق

لا اله الا اللهُ عَدَدَ اللَّیالِی وَ الدُّهُورِ ، لا اِلهَ اِلا اللهُ عَدَدَ اَمواجِ البُحُورِ ، لا اله الا اللهُ وَ رَحمَتُهُ خَیرٌ مِمَّا یَجمَعُونَ ، لا اله الا اللهُ عَدَدَ الشَّوکِ وَ الشَّجَرِ ، لا اله الا اللهُ عَدَدَ الشَّعرِ وَ الوَبَرِ ، لا اله الا اللهُ عَدَدَ الحَجَرِ وَ المَدَرِ ، لا اله الا اللهُ عَدَدَ لَمحِ العُیُونِ ،لا اله الا اللهُ فِی اللَّیلِ اِذَا عَسعَسَ وَ فِی الصُّبحِ اِذَا تَنَفَّسَ ، لا اله الا اللهُ عَدَدَ الرِّیاحِ فِی البَرارِی و الصُّخُورِ ، لا اله الا اللهُ مِنَ الیَومِِ اِلَی یَومِ یُنفَِخُ فِی الصُّورِ .

 

خلیل بکری گوید که : یکی از اصحاب ما نقل کرده است که : علی بن ابیطالب(ع) درهرروزازروزهای دهــه اول مــاه ذی الحجه این مناجات پر محتوی را می خواند : لا اله الا الله به شماره شبها و روزگاران ، لا اله الا الله به تعداد امواج دریاها ، لا اله الا الله که رحمت خدا از هر چه گرد آورند بهتر است ، لا اله الا الله به عدد خار بیابان ها و درخت ها ،لا اله الا الله به شماره آنچه مو و کرک است ، لا اله الا الله به تعداد هر چه سنگ و کلوخ است ، لا اله الا الله به عدد نگاه چشم ها ،لا اله الا الله در شب وقتی که تاریک می شود و در صبح هنگامی که طلوع می کند ، لا اله الا الله به شماره بادهایی که در بیابان ها و صخره ها می وزد ، لا اله الا الله از امروز تا روزی که در صور دمیده شود .

 خلیل می گوید که : از راوی شنیدم که می گفت : علی(ع) می فرمود :

هر کس در هر روز از این دهه ، ده مرتبه این ذکر را بخواند ، خداوند به ازای هر لا اله الا الله که می گوید درجه ای در بهشت از در و یاقوت به او عنایت  فرماید ، که میان هر دو درجه برای سواری که با شتاب رکاب می زند ، یکصد سال راه است و در هر درجه ای شهری است و در هر شهر کاخی از گوهر یکپارچه قرار دارد ، که درزی در آن نیست ، در هر شهری از آن شهرها آنقدر از خانه ها و قلعه ها و اتاق ها و خانه ها و بسترها و همسران و تخت ها و حوران بهشتی و پشتی ها و فرش ها و سفره ها و خدمتگزاران و رودها و درخت ها و زیور ها و جامه ها قرار دارد ، که وصف آن از توان وصف کنندگان بیرون است .

و هنگامی که از قبر خارج می شود ، از هر موی بدن او نوری می تابد و هفتاد هزار فرشته به پیشباز او می آیند و از پیش رو و سمت راست و چپ او حرکت می کنند تا به درب بهشت رسند و هنگامی که وارد بهشت می شود پشت سر او می ایستند و او در پیشاپیش ، جلوی آنها قرار می گیرد تا به شهری می رسند ، که نمای بیرونی آن از یاقوت سرخ است و اندرون آن از زبرجد سبز رنگ و در آن شهر ، تمام آنچه را که خداوند در بهشت آفریده است وجود دارد ؛ هنگامی که به آنجا می رسند فرشتگان می گویند : ای دوست خدا! آیا می دانی این شهر و آنچه در آن است چیست؟ می گوید : نه ، شما کیستید؟می گویند : مافرشتگانی هستیم که در دنیا روزی که خدای تبارک و تعالی را تهلیل می کردی تو را می دیدیم ، این شهر با آنچه که در آن هست همه ثواب توست ؛ تو را به ثوابی برتر از این ثواب از جانب خدا مژده باد! تا آنچه را که خداوند برای تو در دار السلام خود و در جوار خویش فراهم آورده است ببینی ، آن بخششی را که هـرگـز بـریـده نمی شود . خلیل می گوید : پس هر چه می توانید ، (این ذکر را) بخوانید تا اجر شما افزونتر گردد .

                                                                                   صفحه ۲۰۰ الی ۲۰۳

روایتی از مظلومیت امام علی(ع) از زبان ایشان

*خطبه ۶ و مظلومیت امیرالمؤمنین

«وَاللَّهِ لَا أَکُونُ کَالضَّبُعِ تَنَامُ عَلَى طُولِ اللَّدْمِ حَتَّى یصِلَ إِلَیهَا طَالِبُهَا وَیخْتِلَهَا رَاصِدُهَا وَلَکِنِّی أَضْرِبُ بِالْمُقْبِلِ إِلَى الْحَقِّ الْمُدْبِرَ عَنْهُ وَبِالسَّامِعِ الْمُطِیعِ الْعَاصِی الْمُرِیبَ أَبَداً حَتَّى یأْتِی عَلَی یوْمِی فَوَاللَّهِ مَا زِلْتُ مَدْفُوعاً عَنْ حَقِّی مُسْتَأْثَراً عَلَی مُنْذُ قَبَضَ اللَّهُ نَبِیهُ صَلَّى اللَّهُ عَلَیهِ وَاله حَتَّى یوْمِ النَّاسِ هَذَ»[divider]

به خدا سوگند از آگاهی لازمی برخوردارم و هرگز غافلگیر نمی‏شوم که دشمنان ناگهان مرا محاصره کنند و با نیرنگ دستگیرم کند، من همواره با یاری انسان حق طلب، بر سر آن کس می‏کوبم که از حق روی گردان است و با یاری فرمانبر مطیع، نافرمان اهل تردید را درهم می‏شکنم تا آن روز که دوران زندگانی من به سر آید، پس سوگند به خدا، من همواره از حق خویش محروم ماندم و از هنگام وفات پیامبر(ص) تا امروز حق مرا از من بازداشته و به دیگری اختصاص دادند.

اعمال شبهای قدر

اعمال شب‌های قدر بر دو نوع است:
اعمالی که در هر سه شب انجام می‌ شود و به اعمال مشترک معروف است و اعمالی که مخصوص هر یک از شب‌های مبارک نوزدهم، بیست و یکم و بیست ‌و سوم است.
 اعمال مشترک شبهای قدر
۱- غسل کردن که بهتر است مقارن غروب آفتاب غسل کرده و نماز عشا با غسل خوانده شود.
۲- خواندن ۲ رکعت نماز که در هر رکعت بعد از حمد، ۷ مرتبه سوره‌ توحید را خوانده و بعد از نماز ۷۰ مرتبه گفته شود: اَستَغفُرِاللهَ وَ اَتوبُ اِلَیهِ.
۳- قرآن به سر گرفتن و خدا را به ۱۴ معصوم(ع) سوگند دادن.
۴- زیارت امام حسین(ع) .
۵- احیا داشتن (بیدار ماندن و عبادت کردن) در این شب‌ها. در روایات بسیاری از پیامبر(ص) و معصومین(ع) نقل شده است هر کس شب قدر را احیا کند، گناهان او آمرزیده شود.
۶- فضیلت و پاداش بسیار دارد که ۱۰۰ رکعت نماز خوانده شود و بهتر است که در هر رکعت بعد از سوره‌ مبارک حمد، ۱۰ مرتبه سوره‌ توحید خوانده شود.
۷- دعایی از امام زین العابدین (ع) که در مفاتیح الجنان آمده است . اللهم انی امسیت لک عبداً…
۸- قرائت دعای جوشن کبیر.
۹- طلب آمرزش از خدای متعال و درخواست از خدا جهت نیازهای دنیا و آخرت .
۱۰- ذکر گفتن و صلوات بر محمد وآل محمد علیهم السلام.
در این شب‌های مبارک، اعمال زیر نیز سفارش شده است:
۱) خواندن ۲ رکعت نماز برای سلامتی امام زمان(عج) و تعجیل در ظهور آن حضرت
۲) خواندن ۲ رکعت نماز برای شادی روح همه‌ درگذشتگان و اسیران خاک و ۲۵ بار گفتن ذکر “اللهم اغفرلی لجمیع المومنین و المومنات و المسلمین و المسلمات”
۳) خواندن ۲ رکعت نماز تقدیم به اهل بیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) و خواندن دعای توسل
۴) خواندن ۲ رکعت نماز حضرت زهرا(سلام الله علیها): در رکعت اول بعد از حمد ۱۰۰ مرتبه سوره قدر و در رکعت دوم بعد از حمد ۱۰۰مرتبه سوره توحید
۵) خواندن سوره‌های مبارک دخان و قدر
اعمال مخصوص شب نوزدهم
۱- صد بار ذکر ” استغفرالله ربی واتوب الیه “.
۲- صد بار ذکر ” اللهم العن قتله امیرالمومنین”
۳- دعای اللهم اجعل فیما تقضی و تقدر من الامر المحتوم …
 اعمال مخصوص شب بیست و یکم
۱- دعای اللهم صل علی محمد وال محمد و اقسم لی حلما یسد عنی باب الجهل … .
۲- لعن بر قاتل امیرالمومنین. صد بار ذکر “اللهم العن قتله امیرالمومنین”
۳- زیارت امام علی علیه السلام .
 اعمال مخصوص شب بیست و سوم
۱- تلاوت سوره های عنکبوت و روم که امام صادق (ع) فرمود: تلاوت کننده این دو سوره در این شب از اهل بهشت است.
۲- قرائت سوره‌های مبارک عنکبوت، روم و دخان .
۳- قرائت ۱۰۰۰ مرتبه سوره قدر .
۴- خواندن و تکرار دعای سلامتی امام زمان(عج) اللهم کن لولیک حجه ابن الحسن … .
۵- دعای اللهم امددلی فی عمری واوسع لی فی رزقی … .
۶- تلاوت قرآن کریم به هر مقدار که توانستی.
۷- خواندن دعای “یا باطنا  فی ظهوره و یا ظاهراً فی بطونه … .
مرحوم کلینی در کافی از امام باقر (ع) نقل می کند که آن حضرت در جواب معنای آیه «انا انزلناه فی لیله مبارکه » فرمودند: «آری شب قدر، شبی است که همه ساله در ماه رمضان و در دهه آخر آن، تجدید می شود. شبی که قرآن جز در آن شب نازل نشده و آن شبی است که خدای تعالی درباره اش فرموده است: «فیها یفرق کل امر حکیم؛ در آن شب، هر امری با حکمت، متعین و ممتاز می گردد». آنگاه فرمود: «در شب قدر، هر حادثه ای که باید در طول آن سال واقع گردد، تقدیر می شود، خیر و شر، طاعت و معصیت و فرزندی که قرار است متولد شود یا اجلی که قرار است فرارسد یا رزقی که قرار است برسد و …».