احکام زکات فطره

احکام زکات فطره
فطریه دانشجو
پرسش ۱۲۳ . آیا زکات فطره براى دانشجویى که در خوابگاه سکونت دارد، واجب است؟
همه مراجع : اگر مخارج او را پدر و مادر مىدهند و نان خور آنان محسوب مىشود، بر عهده آنها است و اگر دانشجو مستقل است، بر عهده خودش مىباشد.[۱]

نانخور دولت
پرسش ۱۲۴ . فطره دانشجویانى که در خوابگاه به سر مىبرند و از غذاى دانشگاه – بدون پرداخت هزینه – استفاده مىکنند، بر عهده چه کسى است؟
همه مراجع (به جز صافى، مکارم و نورى) : بر عهده خودش است و چنانچه تمکن مالى نداشته باشد، از او ساقط است.[۲]
آیهاللّه صافى : هر کدام تمکن داشته باشند، بنابراحتیاط خودشان بپردازند.[۳]
آیهاللّه مکارم : اگر تمکن مالى دارد، بنابر احتیاط واجب خودش بپردازد.[۴]
آیهاللّه نورى : در فرض یاد شده، زکات فطره بر کسى واجب نیست.[۵]
تبصره . کسانى که گفتهاند زکات فطره بر عهده دانشجو نیست، معتقدند : اگر تمکن مالى دارد، احتیاط مستحب آن است که خودشان بپردازند.
فطره نامزد شرعى
پرسش ۱۲۵ . فطره دخترى که در حال عقد است، بر عهده کیست؟
همه مراجع : اگر نان خور پدرش باشد، بر عهده او است.[۶]

فطره زن
پرسش ۱۲۶ . اگر زن به جهت نیاز شوهر، در تأمین مخارج زندگى کمک کند ؛ چه کسى باید زکات فطره آنها را بدهد؟
همه مراجع : اگر زن نانخور شوهر محسوب شود، باید شوهر در صورت توانایى زکات فطره خود و همسرش را بدهد و اگر زن نانخور شوهر و شخص دیگرى نباشد، باید خودش زکات فطرهاش را بدهد.[۷]

فطره جنین
پرسش ۱۲۷ . آیا فرزندى که هنوز متولد نشده، زکات فطره دارد؟
همه مراجع : بچهاى که در شکم مادر است، پرداخت زکات فطرهاش واجب نیست ؛ مگر آنکه پیش از غروب شب عید فطر به دنیا آید.[۸]

پرداخت فطریه
پرسش ۱۲۸ . آیا زکات فطره را مىتوان به پدر و مادر خود – در صورت مستحق بودن – پرداخت کرد؟
همه مراجع : اگر پدر و مادر فقیر باشند، فرزندان باید مخارج واجب آنان را بپردازند و نمىتوان چیزى از زکات فطره به آنان داد.[۹]
پرسش ۱۲۹ . آیا پدر مىتواند زکات فطره را به فرزند دانشجوى خود که محتاج است، بدهد؟
همه مراجع : اگر فرزندان فقیر باشند، پدر و مادر باید مخارج واجب آنان را بپردازند و نمىتوان چیزى از زکات فطره به آنها داد.[۱۰]

کفّاره روزه
پرسش ۱۳۰ . آیا کفّاره افطار عمدى روزه، با کفّاره مریض تفاوت دارد؟
همه مراجع : آرى، در دو مورد با هم تفاوت دارد : ۱٫ در مقدار، ۲٫ در مصرف.
در کفّاره افطار عمدى روزه، باید براى هر روز شصت فقیر را سیر کند (یا به هر کدام یک مد طعام بدهد) و یا دو ماه روزه بگیرد. اما در کفّاره مریض، اگر بیمارى تا رمضان آینده ادامه داشته باشد، باید براى هر روز یک مد طعام به فقیر بدهد.
در کفّاره افطار عمدى، اگر به شصت فقیر دسترسى دارد، نمىتواند به هر کدام از آنها بیشتر از یک مد طعام بدهد ؛ ولى در کفّاره مریض این امر لازم نیست.[۱۱]

مد و طعام
پرسش ۱۳۱ . منظور از مد و طعام در کفّاره روزه چیست؟
همه مراجع : منظور از «طعام»، گندم، آرد، نان، جو، خرما و مانند آن است و «مد» حدود ۷۵۰ گرم یا ده سیر مىباشد.[۱۲]

منبع:
[۱]. العروه الوثقى، ج ۲، زکات الفطره، فصل ۲، م ۲٫

[۲]. امام، استفتاآت، ج ۱، زکات، س ۱۷ ؛ خامنه‏اى، استفتاء، س ۸۵۹ و ۸۶۰ و ۸۶۳ فاضل، جامع المسائل، ج ۱، س ۸۷۶ ؛ تبریزى، استفتاآت، س ۷۸۰ و ۷۸۱ و ۷۹۲ ؛ دفتر: وحید، بهجت و سیستانى.

[۳]. جامع‏الاحکام، ج ۱، س ۵۶۳٫

[۴]. مکارم، استفتاآت، ج ۱، س ۳۶۹٫

[۵]. نورى، استفتاآت، ج ۲، س ۳۰۲٫

[۶]. توضیح‏المسائل مراجع، م ۲۰۰۸٫

[۷]. العروه الوثقى، ج ۲، زکاه الفطره، الفصل الثانى، م ۳٫

[۸]. العروه الوثقى، ج ۲، زکاه‏الفطره، الفصل الثانى، م ۱۲٫

[۹]. توضیح‏المسائل مراجع، م ۱۹۴۸ ؛ نورى، توضیح‏المسائل، م ۹۴۴٫

[۱۰]. توضیح‏المسائل مراجع، م ۱۹۴۸ و خامنه‏اى، استفتاء، س ۸۸۰٫

[۱۱]. توضیح‏المسائل مراجع، م ۱۶۶۰، ۱۷۰۳ و ۱۶۸۶ و ۱۷۰۸٫

[۱۲]. توضیح‏المسائل مراجع، م ۱۶۶۰ ؛ وحید، توضیح‏المسائل، م ۱۶۶۸ ؛ العروه الوثقى، ج ۲، الصوم، الفصل السادس، م ۲۶٫
[۱۳].سایت پرسمان دانشجویی

کاروانی که بود بدرقه‌اش حفظ خدا…

کاروانی که بود بدرقه اش حفظ خدا

به تجمل بنشیند به جلالت برود

امروز در همراهی کاروان شما به خیلی موضوعات فکر می کردم .جایی که تا چشم کار می کنه جمعیت است و جمعیت…یاد این جمله حسن باقری افتادم که در دفترچه جیبی خود این شور و اشتیاق رو پیش بینی کرده بود:

“روزی خواهد آمد که نسل آینده برای تشیع این شهدا سر از پا نمی شناسند…”

لحضه لحضه اون ساعات فراموش ناشدنی را در ذهنم تصور میکنم. نمی‌دانم دستانتان را از پشت بسته بودند یا از روبه‌رو ولی حتما خیلی وقت گذاشتند که یکی یکی دستانتان را به هم ببندند و دورش طناب بکشند. نمی‌دانم آنها چند نفر بودند که شما ١٧۵ نفر را به دام انداختند. نمی‌دانم چه گودال عظیمی حفر کردند تا ١٧۵ سرباز را داخلش بیندازند. نمی‌دانم نشسته بودید یا ایستاده، نمی‌دانم یکی یکی داخل گودال پرتتان کردند یا گروهی اصلا چه می‌دانم که در آن روز، شاید هم شب چه آمد بر سر شما. نمی‌دانم در آن روزهای زمستانی سال ۶۵ با چه نقشه‌ای غافلگیرتان کردند. نمی‌دانم آن فرمانده سنگدل، چطور دلش آمد به چشم‌های معصوم شما نگاه کند و چنین برنامه‌ای برای کشتن‌تان بریزد. نمی‌دانم لحظه‌های آخر که نمی‌توانستید دست‌های هم را بگیرید و خداحافظی کنید، چه حرف‌هایی بینتان رد و بدل شد. چه قرارهایی با هم گذاشتید. اصلا چه شوخی‌هایی با هم کردید ولی کاش دستانتان باز بود تا قبل از آن مرگ گروهی، سیر یکدیگر را در آغوش می‌کشیدید. نمی‌دانم وقتی داخل گودال روی هم افتاده و منتظر بودید تا سیل خاک رویتان آوار شود، زیر لب چه ذکری می‌گفتید. حتما به تأسی از اربابتان در گودال قتلگاه «لا معبود سواک، یا غیاث المستغیثین» روی لب‌هایتان بود. یا شاید هم ساده‌تر، احتمالا یکی از شما ۱۷۵ نفر فریاد زده: «برادرها! وعده ما کربلا» و بعد همه با هم ‌فریاد زده‌اید: یا حسین… حتم دارم دل آن سرباز بعثی که پشت لودر نشسته بود تا خاک رویتان بریزد، با شنیدن این یا حسین‌ها‌ لرزید اما به روی خودش نیاورد.حتم دارم وقتی چشم آن سرباز عراقی به چشم آن نوجوان افتاد که گوشه گودال سرش را به‌سوی آسمان گرفته بود و یا زهرا می‌گفت، دلش لرزید اما به روی خودش نیاورد. حتم دارم وقتی آن گودال بزرگ پرشد و صدای فریادهایتان خاموش شد، دل آن فرمانده لعنتی لرزید اما به روی خودش نیاورد. حتی سیگارهای مکرر هم نتوانست تصویر چهره‌های معصوم شما در آن لحظه‌های پایانی را از خاطره‌اش محو کند. حتم دارم اگر‌ آن فرمانده زنده باشد، هنوز هم چهره‌های شما را خوب به‌خاطر دارد، با جزئیات. حتم دارم هنوز هم از شما می‌ترسد؛ حتی با همان دست‌های بسته. حتم دارم هنوز صلابت نگاه شما کابوس روز و شبش باشد. چشمان نگرانتان از روزی که این خبر را شنیدم مقابل چشمانم ایستاده و خیره خیره نگاهم می‌کند. دوست دارم زندگینامه یک یک شما را بخوانم. تعدادتان آنقدر زیاد است که بین‌تان از هر گروه و دسته‌ای وجود داشته باشد؛ از مجرد و عاشق گرفته تا کاسب و هنرمند و زن و بچه‌دار. فقط با خودم آرزو می‌کنم ای کاش دستانتان باز بود که قبل از آن مرگ گروهی، با دو انگشت‌تان علامت پیروزی نشان می‌ دادید.راستش را بخواهید این روزها دلم عجیب شور غرور شما را می‌زند. برای تکاوران سخت است که دستانشان را مقابل دشمن بگیرند که طناب‌پیچش کنند. بارها شنیده‌ایم که غواص‌ها از آماده‌ترین نیروهای رزمی هستند. بازوان و سینه‌های ستبر شما از همین لباس‌های‌های چسبیده غواصی پیداست. بعثی‌ها همین غرور را نشانه گرفته بودند وگرنه در چند دقیقه همه شما را تیرباران می‌کردند و خلاص. غرور شما اما زیر آن خاک‌ها دفن نشد. مثل یک نامه پستی از همان گودال ارسال شد برای ما. برای ما که درس مقاومت را از شما آموختیم و قسم خورده‌ایم که مثل خودتان تا لحظه آخر مقابل دشمن کرنش نکنیم. غرور شما به ما رسیده تا دلمان از عربده‌های تو‌خالی این و آن نلرزد. شما با دست‌های بسته مقاومت کردید. حتم داشته باشید که ما دستان بازمان را مقابل دشمن دراز نخواهیم کرد. شما هم دعا کنید برایمان. دعای شما ۱۷۵ نفر برگشت نمی‌خورد؛

این را هم مطمئنم…

چه حاجت به عیان است؟!

بسم الله
سلام
احتمال بسیار زیاد شما هم دیدید تصاویری که از پیکر مطهری شهید غواص روی خروجی خبرگزاری ها قرار گرفت. شهیدی که با دستان بسته برگشته بود و از آن ۱۷۵ نفر بود.
سوای اهمیت موضوع و اینکه جایگاه شهید و آن هم ‫‏شهدای غواص‬، سوالی که در اولین مشاهده این عکسها به ذهنم رسید این بود که دقیقا چرا این کار را را انجام دادند؟!
همین رونمایی از پیکر شهیدی به این صورت…
اینکه حجم زیادی از عکاسان خبری بعد از مشاهده پیکر شهید شروع به عکاسی کنند و ساعتی بعد روی خروجی خبرگزاری های مختلف تصاویری از پیکر مطهر ‫‏شهید‬ را ببینیم.
در توضیح این کار البته آوردند که حجم بالای حرف و حدیث های زشت و بی پایه و اساس و دروغین باعث شد که ستاد تقحص شهدا این کار را انجام دهد.
نفس اینکه جامعه با موج های خبری و رسانه ای شهدا تحت تاثیر قرار بگیرد کار مثبتی است اما باید در جواب این برادران گفت که اگر خود شهید هم برگردد و به آن افراد توضیح بدهد باز هم یک عده حرف و حدیث های بی پایه و اساس شان را می زنند…
دوست نداشتم این عبارت را به کار ببرم اما اگر قرار باشد که با پیکر شهید مانند ‫مومیایی رفتار شود و به این شکل مسئله را رسانه ای کنیم، شاید ابدا به اهدافی که در نظر داریم نرسیم؛ که پیکر مسلمان مرحوم محترم است و صدالبته شهید محترم تر …
روح بلند ۱۷۵ شهید مظلوم غواص غرق رحمت الهی باد.

پیکر-مطهر-یکی-از-175-شهید-غواص-در-معراج-شهدا..

دانلود کتاب پرسش و پاسخ (به مناسبت میلاد حضرت علی‌اکبر(ع) و هفته‌ی جوان)

tm.aspxکتاب پرسش و پاسخ متن کامل پاسخهای حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای (مدّظلّه‌العالی) به پرسش‌های دانشجویان در ۹ دیدار  (در سال‌های۱۳۸۲-۱۳۷۷)، در بهار ۱۳۹۳ به‌کوشش علیرضا مختارپور قهرودی در ۵۲۸ صفحه توسط انتشارات انقلاب اسلامی چاپ و تولید شد. اینک به مناسبت میلاد حضرت علی اکبر(ع) و هفته جوان امکان دانلود نسخه الکترونیکی این کتاب توسط انتشارات انقلاب اسلامی فراهم شده است.

این کتاب گزارش کامل پرسشهای دانشجویان و پاسخها  مقام معظّم رهبری در ۹ جلسه است که به ترتیب زمانی به شرح زیر منتشر شده است:
۱٫    در دیدار جمعی از جوانان به مناسبت هفته‌ی جوان (۰۲/مهر/۱۳۷۷)
۲٫    در دیدار دانشجویان دانشگاه تهران (۲۲/اردیبهشت/۱۳۷۷)
۳٫    جلسه‌ى پرسش و پاسخ در دانشگاه تربیت مدرّس (۱۲/شهریور/۱۳۷۷)
۴٫    دیدار با جمعی از جوانان (۱۳/بهمن/۱۳۷۷)
۵٫    جلسه‌ى پرسش و پاسخ سردبیران و نویسندگان نشریات دانشجویی کشور (۰۴/اسفند/۱۳۷۷)
۶٫    دیدار دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف (۰۱/آذر/۱۳۷۸)
۷٫    در دیدار دانشجویان دانشگاه امیرکبیر۱ (۰۹/اسفند/۱۳۷۹)
۸٫    در دیدار دانشجویان دانشگاه امیرکبیر۲ (۲۲/اسفند/۱۳۷۹)
۹٫    در دیدار دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی (۲۲/اردیبهشت/۱۳۸۲)

درباره کتاب

یکی از ویژگیهای رفتاری حضرت آیت‌الله خامنه‌ای که از سالهای دور و پیش از پیروزی انقلاب اسلامی آغاز شده و در طول تمام سالیان مبارزه و خدمت در سنگرهای مختلف همچنان ادامه یافته، ارتباط با مردم و بویژه نسل جوان و مخصوصاً دانشجویان و طلّاب است.
معظّمٌ‌له در یکی از دیدارهای دانشجویان فرموده‌اند:
«البتّه من سالهاست که با دانشگاهها ارتباط دارم و به همه‌‏ى دانشگاهها هم رفته‏‌ام؛ به دانشگاه شما هم چند بار آمده‏‌ام؛ البتّه آن زمانى که شما هنوز دانشجوى این دانشگاه نبودید. بالاخره با دوستانى که با دانشگاهها ارتباط دارند، مشورت میکنیم و به هر دانشگاهى که نرفته باشیم، میرویم… من همچنان از دوره‏‌ى جوانى با قشر دانشجو ارتباط داشته‏‌ام؛ نه فقط ارتباط صورى، واقعاً ارتباط‌گیرى داشته‏‌ام؛ حرف میزدم، حرف میشنفتم، مباحثه میکردم، تعلیم میدادم، یاد میگرفتم؛ که تا الان هم ادامه دارد. امیدوارم تا هر وقتى که من زنده هستم، رابطه‏‌ى من با جماعت جوان و دانشجو قطع نشود؛ من این رابطه را دوست میدارم.»
دقّت در این شیوه بخوبی نشان‌دهنده‌ی اعتقاد ایشان به کارایی، تأثیر و ضرورت این نوع حضور، ارتباط و پاسخگویی به پرسشهای جوانان ـ که آینده‌سازان این کشور و پرچمداران آینده‌ی این انقلاب اسلامی‌اند ـ میباشد.
یکی از مهمترین جلوه‌های بارز در نحوه‌ی پاسخگویی معظّمٌ‌له به پرسشها رعایت جدّی اخلاق اسلامی و حریم اشخاص است. در تعداد قابل توجّهی از پرسشها، دانشجویان با ذکر نام درباره‌ی پرونده‌ی قضایی یا دیدگاههای سیاسی برخی اشخاص سؤال میکنند. طبیعی است در شرایط خاصّی که کشور در سالهای ۱۳۷۶ تا ۱۳۸۲ به دلیل افراط و تفریطهایی که در محافل سیاسی، مطبوعاتی، و حتّی برخی دستگاهها و قوای کشور صورت میگرفت قرار داشت، دانشجویان خواستار موضع‌گیری صریح مقام معظّم رهبری درباره‌ی اشخاص و گروهها بودند. امّا ایشان با دقّت تمام در پاسخ عملاً درس عدالت و اخلاق را به دانشجویان آموزش میدهند.
از نکات قابل توجّه در این دیدارها بیانات ابتدایی مقام معظّم رهبری در برخی دیدارهاست که در پاورقی صفحه‌ی آغازین هر نشست به آن اشاره شده. همچنین گاه بدون طرح سؤالی از سوی دانشجویان، ایشان به دلیل اهمیت برخی مطالب مستقلاً به آن پرداخته‌اند.

فرازی از این کتاب

احساس و نگاه مقام معظّم رهبری به جوانان، در کتاب پرسش و پاسخ
وقتى با جوانان هستم و در محیط جوان قرار دارم، احساس من مثل احساس کسى است که در هواى صبحگاه تنفّس میکند؛ احساس تازگى و طراوت میکنم. آن چیزى هم که معمولا در ملاقات با جوانان، اوّل بار به ذهن من میرسد و بارها به آن فکر کرده‌ام، این است که آیا اینها خودشان میدانند که چه ستاره‌اى در جبینشان میدرخشد؟ من این ستاره را میبینم؛ امّا آیا خودشان هم میبینند؟ ستاره‌ى‌ جوانى، ستاره‌ى‌ بسیار درخشان و خوش‌طالعى است. اگر جوانان این گوهر قیمتى و بی‌نظیر را در وجود خودشان حس کنند، فکر میکنم که انشاءالله از آن خوب استفاده خواهند کرد.

جهت دانلود کتاب روی لینک زیر کلیک کنید:

porsesh

گزارش اولین روز اعتکاف

ورود معتکفین به مسجد بعد از نماط مغرب وعشا وبرگزاری مراسم شب تولد امام علی ع در حالی برگزار شد که معتکفین با شور وحال خاصی خود را آماده این مراسم معنوی می کردند. اولین مناجات پیش از نماز صبح توسط  مداح اهل بیت حاج سعید قربانی  قرائت شد. این مراسم از حال وهوای خاصی برخورداز بود . همچنین در روز اول اعتکاف مراسم سخنرانی حاج آقا صبوحی در حال برگزاری است . در ادامه گزارش تصویری از مراسم روز اول ملاحظه می گردد.

Picture3 Picture2 Picture1 Picture5 Picture6 Picture7 Picture4