مراسم سیاه پوش کردن مسجد

با سلام و عرض تسلیت به مناسبت فرا رسیدن محرم الحرام و ایام حسینی

به مناسبت فرا رسیدن ماه محرم و ایام سوگواری آقا اباعبدالله الحسین (ع) و لزوم سیاه پوش کردن مسجد, شب پنجشنبه بیست و چهارم آبان ماه طی مراسمی با حضور و مشارکت اعضای کانون فرهنگی به سیاه پوش کردن شبستان مسجد اقدام شد.

از اونجایی که باید مسجد رو برای ماه محرم و مراسم سوگواری آماده میکردیم, طی فراخوانی از بچه های کانون فرهنگی مسجد خواسته شد تا شب پنجشنبه بعد از نماز مغرب و عشا دور هم جمع بشیم تا کتیبه ها, پارچه های سیاه و … رو دور تا دور شبستان نصب کنیم, همه بچه ها اومده بودن هر کسی گوشه ای مشغول بود و پارچه ها به سرعت یکی پس از دیگری بروی دیوارها نصب میشد, دیگه کم کم مسجد رنگ عزا به خودش میگرفت که وقت شام شده بود! شام املت بود, املت مخصوص سرآشپز با فرمول مخفی! واقعا خوشمزه بود مطمئنم کسی تا به حال همچین غذایی رو تو عمرش تجربه نکرده, بعد از شام مابقی کار رو بچه ها دست گرفتن و تا حدود ساعت ۱۱ شب کار به درازا کشید, دست همه بچه ها درد نکنه حالا دیگه مسجد سیاه پوش شده, مسجدمون الان عزا دار نوه پیامبره, عزا دار امام مسلمین

, مسجدمون الان عزا دار حسین، خون خداست.

السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین (ع)

ترحب بکم …

ارابه زمان تورا با خود میبرد …
به محرم نیز نزدیک شدیم …
در این روز ها چقدر آماده دیدار یاریم … ؟
میگوییم جلوتر نه … اما دلمان همراه خودمان
به آستان دوست می آید ؟…
.
.
.
اگر لحظه ای درنگ کردی بدان به آستان دوست رسیدی
… ترحب بکم …
زیارت قبول
التماس دعا

 

 

ماجرای آیت الله اراکی و امیرکبیر

سلام در آستانه ماه محرم هستیم که بالاخره دور جدید فعالیت سایت مسجد راه افتاد. کم کم داشتم یاد آزاد راه تهران شمال می افتادم! خب الحمدلله که در زمان مدیریت جدید کانون فرهنگی این امر محقق شد و به مدیریت بعدی موکول نشد!. دست دوستانی که زحمت  راه اندازی مجدد سایت رو کشیدن درد نکنه.
بهتر دیدم شروع نوشته هام رو با نقل داستانی از حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام شروع کنم. شاید این داستان را خوانده یا نخوانده باشید اما دوباره خواندن آن نیز خالی از لطف نیست. بقول آقای نقویان می گفت شما یک گل خوسبو را فقط برای چندمین بار هم که نگاه کنی و آن را ببویی بازهم لذت خواهی برد. و اما داستان :
آیت الله اراکی فرمود:

شبی خواب امیرکبیر را دیدم، جایگاهی متفاوت و رفیع داشت .

امیرکبیر

ادامه مطلب …

دلتنگ محرم …

پیراهن محرم من را بیاورید
دارد زمان هیأت من دیر می‌شود

با روضه حسین نفس تازه می‌کنم
وقتی هوای شهر نفسگیر می‌شود

می‌آیم از کدورت و اشک عزای تو
سرچشمه طهارت تصویر می‌شود

من دستمال گریه خود را نشسته‌ام
چون آب هم به نام تو تطهیر می‌شود
اشک تو تا همیشه جوان می‌چکد حسین
چشم من است اینکه چنین پیر می‌شود
من تازه تشنه می‌شوم و گریه می‌کنم
وقتی زگریه چشم همه سیر می‌شود
.
.
.
بار الها اجلم را تو به تاخیر انداز …

چند روزی است دلم تنگ محرم شده است …

رهبر ۱۳ ساله

(۱۶ اردیبهشت ۱۳۴۶ – ۸ آبان ۱۳۵۹ )سومین فرزند از بین هشت فرزند خانواده فهمیده یکی از رزمندگان بنام کشته‌شده درجنگ ایران و عراق است .
زندگینامه
محمد حسین فهمیده در اول اردیبهشت ۱۳۴۶ در روستای سراجه قم زاده شد . در سال ۱۳۴۶ در سال ۱۳۵۲ به دبستان «روحانی» قم (نام قبلی : کریمی) وارد شد و از مهرماه سال ۱۳۵۶ تحصیلاتش را در مدرسه راهنمایی «حافظ» قم ادامه داد . سپس به‌همراه خانواده‌اش به کرج مهاجرت کرد و از مهرماه ۱۳۵۸ در مدرسه «خیابانی» مشغول به تحصیل شد .
پخش اعلامیه ‌های سید روح‌الله خمینی در سال‌های ۱۳۵۶ و ۱۳۵۷؛ دیدار خمینی در بازگشت به ایران ، شرکت در تظاهرات انقلاب اسلامی زمستان ۱۳۵۷ و شرکت در درگیری‌های خوزستان از جمله اقدامات اوست .
وی در بیست و پنجم یا ششم شهریور ماه ۱۳۵۹ یک هفته پیش از اعلام رسمی آغاز جنگ همراه نیروی مقاومت بسیج به جبههٔ خرمشهر اعزام  شد . از آنجا که در روزهای نخستین از شرکت او در خط مقدم جلوگیری می‌شد ، با تلاش‌هایی از جمله یک نفوذ چریکی به خط نیروهای  دشمن ، برای حضور در خط مقدم اجازه گرفت . وی در غروب سی و یکم شهریور ماه از نخستین روزهای اعلام تجاوز نظامی ارتش عراق  همراه با محمد رضا شمس در جبهه نبرد حضور رسمی یافت . این دو ، یک بار در هفته اول مهرماه زخمی شده و به بیمارستان ماهشهر اعزام شدند . چند روزی پس از بهبودی با ترخیص از بیمارستان و بازگشت به جبهه و پایان دادن مجدد به مخالفت فرماندهان با حضورشان ؛ به خط مقدم اعزام شدند . امّا فهمیده بار دیگر در بیست و هفتم مهرماه طی مقاومت در برابر حمله‌های دشمن دوباره زخمی شد . او سر انجام در ۸ آبان ماه ۱۳۵۹ در کوت شیخ ، نزدیک ایستگاه راه آهن خرمشهر شهید شد . و بقایای بدنش در بهشت زهرای تهران به خاک سپرده شد.
شهادت
بدنبال شهادت حسین فهمیده، صدای جمهوری اسلامی ایران با قطع برنامه‌های خود اعلام می‌کند که نوجوانی سیزده‌ساله با فداکاری زیر تانک عراقی رفته، آن را منفجر کرده و خود نیز به شهادت رسیده‌است. سید روح‌الله خمینی در پیامی که به مناسبت دومین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی بیان‌کرد، چنین گفت:
…رهبر ما آن طفل سیزده‌ساله‌ای است که با قلب کوچک خود که ارزشش از صدها زبان و قلم بزرگ‌تر است ، با نارنجک ، خود را زیر تانک دشمن انداخت و آن را منهدم نمود و خود نیز شربت شهادت نوشید .
پس از شهادت
هشتم آبان به عنوان «روز بسیج دانش‌آموزی» و همچنین روز ۱۳ آبان به افتخار او به عنوان روز دانش‌آموز در ایران نامگذاری شد و سازمانی به همین نام زیر نظر بسیج مستضعفین تشکیل‌شد . این سازمان با همکاری وزارت آموزش و پرورش در بسیاری از مدارس اقدام به تشکیل واحدهای مقاومت بسیج نموده.
اشیای بازمانده از فهمیده در موزه شهدا تهران نگه داری می‌شود