روایتی از نقش رهبر انقلاب در مذاکرات هسته‌ای

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gifhttp://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif در طول یک سال اخیر، رهبر انقلاب درباره‌ی فرایند مذاکرات هسته‌ای کشورمان با کشورهای غربی و رفتار و عملکرد آنان سخنان مختلفی بیان کرده‌اند. موضع‌گیری صریح و قاطع علیه رژیم صهیونیستی در آستانه‌ی مذاکرات ژنو یا میزان نیاز عملی ایران به ۱۹۰ هزار سو از مهم‌ترین موضوعاتی بود که از سوی ایشان بیان شد و به عقیده‌ی کارشناسان و تحلیلگران بر روند مذاکرات تأثیرگذار بود. در گفت‌وگو با دکتر سید عباس عراقچی، عضو ارشد تیم مذاکره‌کننده‌ی هسته‌ای ایران با کشورهای ۱+۵ به بررسی نقش رهبر انقلاب در مذاکرات هسته‌ای پرداختیم. دکتر عراقچی در این گفت‌وگو همچنین درباره‌ی نحوه‌ی تعامل تیم مذاکره‌کننده با رهبر انقلاب و چگونگی تعیین خطوط قرمز هسته‌ای نیز توضیحاتی داد.* جناب‌عالی کسی هستید که هم در تیم مذاکره‌کننده در دولت کنونی و هم در تیم‌های سابق و اسبق حضور داشته‌اید. بنابراین شاید بهتر از دیگران می‌توانید به این سؤال پاسخ دهید که آیا مشی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در طول این سال‌ها و در جریان مذاکرات تغییراتی داشته یا این‌که همواره از اصول ثابتی برخوردار بوده است؟
من معتقدم که سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران همواره از اصول مشخصی پیروی کرده است؛ اصولی که رهبر انقلاب اسلامی با توجه به مبانی انقلابی و اسلامی، آن را ترسیم کرده‌اند و دولت‌ها نیز با توجه به ظرفیت‌هایی که داشته‌اند در جهت تحقق آن تلاش کرده و می‌کنند. البته ممکن است دولت‌ها در تاکتیک‌ها و یا ادبیات با یکدیگر تفاوت‌هایی داشته باشند، یا این‌که در برخی مقاطع خلاقیت‌های دیپلماتیک بیشتر یا کمتر باشد، اما اصول سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران که به هر حال مبتنی بر «مقابله با نظام سلطه» و در راستای «منافع ملی کشور» و «اصول انقلاب اسلامی» است همواره از یک چهارچوب ثابت و ساختار مشخص برخوردار بوده است.

مقام معظم رهبری در سِمت عالی نظام هستند و آن مواردی که باید اشراف داشته باشند را دارند؛ در عین حال برای سربازان و فرماندهان خودشان در خط مقدم یک محدوده‌ی اختیاراتی برای حرکت و مانور قائل می‌شوند. این‌که کسانی با اغراض خاص مطرح می‌کنند که واو به واو مذاکرات با ایشان چک می‌شود، و یا از طرف دیگر برخی  ادعا می‌کنند که ایشان در جریان مذاکرات قرار ندارند، هر دو اشتباه است.

در زمینه‌ی موضوع پرونده‌ی هسته‌ای کشورمان نیز من معتقدم که واقعاً باید به مذاکرات هسته‌ای فراتر از دولت‌ها نگاه کرد؛ این پرونده موضوعی است متعلق به «جمهوری اسلامی ایران»؛ یک پروژه‌ی بسیار مهم و حساس است که هرچند فراز و نشیب‌هایی داشته اما باز هم به اعتقاد من در یک مسیر ثابتی حرکت کرده است؛ مسیری که در راستای احقاق حقوق مردم ایران در موضوع هسته‌ای بوده و البته با درایت و رهبری حضرت آقا پیش رفته است.

من دائماً بر این موضوع تأکید دارم که دولت‌ها مجری هستند و  این جمهوری اسلامی ایران است که در نهایت تصمیم می‌گیرد و مسیر پرونده‌ی هسته‌ای را انتخاب می‌کند. در مقاطعی ممکن است اتفاقاتی در روند اجرایی این پرونده رخ داده باشد که در ظاهر خوشایند نبوده است، اما در یک نگاه کلان می‌توان از آن اتفاقات در اتخاذ تصمیم درست‌تر استفاده کرد. به‌عنوان مثال در مقطعی، ایران تعلیق هسته‌ای از سوی غرب را پذیرفت. تعلیق، «تجربه‌ای ناموفق» اما «لازم» بود. این تجربه موجب شد تا به مردم و خودمان ثابت شود که حقوق جمهوری اسلامی ایران، صرفاً از طریق مذاکره و همراهی با کشور‌های غربی محقق نمی‌گردد و ما پیش از هر مذاکره‌ای ابتدا می‌بایست خود را در عرصه‌ی میدانی تثبیت نماییم. لذا تعلیق‌ها پس از حدود دو سال و نیم شکسته شد و برنامه‌ی هسته‌ای ما دوباره فعال شد و در همه‌ی عرصه‌ها شروع به فعالیت مجدد کردیم. تولید و ساخت دستگاه‌ها و تجهیزات هسته‌ای، ساخت تأسیسات هسته‌ای، افزایش تعداد سانتریفیوژها، و از همه مهم‌تر تربیت نیروی انسانی در حوزه‌ی فناوری هسته‌ای، همه و همه از نتایج آن تجربه بود.

دانشمندان هسته‌ای ما به‌قدری در این زمینه پیشرفت کردند که دشمن مجبور به حذف فیزیکی و مقابله‌ی فیزیکی با آن‌ها شد و این نشان می‌دهد که ما در این عرصه چقدر خوب کار کرده‌ایم. در حال حاضر ما در «تربیت نیروی انسانی»، «تولید مواد لازم برای تأسیسات هسته‌ای»، «ساخت تجهیزات مورد نیاز برای تأسیسات»، و در «دانش و تکنولوژی» که چهار پایه‌ی اصلی برای هر صنعتی هستند، به آن چیزی که می‌خواستیم عمدتاً رسیده‌ایم. لذا اکنون با دست پر در مذاکرات شرکت می‌کنیم تا داشته‌ها و دستاوردهای خود را در زمینه‌ی سیاسی نیز تثبیت نماییم. البته در همه‌ی این سال‌ها هیچ‌گاه میز مذاکره را نیز ترک نکرده بودیم  و هرگاه مذاکره می‌توانسته در راستای منافع ما باشد در آن شرکت می‌کرده‌ایم.

تصمیم‌گیری در نظام جمهوری اسلامی ایران و خطوط قرمزی که نهایتاً از طرف مقام معظم رهبری در زمینه‌ی هسته‌ای ابلاغ شده، از طریق سازوکار‌های تمام و کمال مشورتی و مردم‌سالارانه اتخاذ شده است و «اجماع نخبگانی» در آن وجود دارد. این‌طور نیست که این خطوط قرمز از یک فکر خاص به‌وجود آمده باشد؛ بلکه برخاسته از اجماعی در میان نخبگان تمامی جناح‌های مختلف در کشور است.

البته واقعیت آن است که این مسیر با مقاومت جانانه‌ی مردم ایران و ایستادگی در مقابل همه‌ی تحریم‌ها و فشارهایی که غرب تحمیل نمود، و با رهبری داهیانه‌ی مقام معظم رهبری طی شد؛ تا جایی که جمهوری اسلامی ایران اکنون در تولید سوخت هسته‌ای که تقریباً حساس‌ترین بخش صنعت هسته‌ای است، به خودباوری و خودکفایی رسیده است. لذا مدیریت عالی نظام تشخیص داد که الان می‌تواند با دست پر وارد مذاکرات شود و جلوی هزینه‌های بیشتر را بگیرد.

از سوی دیگر به عقیده‌ی من در کنار موضوع هسته‌ای، یک جنگ سلطه و سلطه‌پذیری هم جریان داشت که ما نمی‌خواستیم زیر بار سلطه برویم. دشمن اصرار به تعلیق غنی‌سازی ما داشت و ما مخالفت می‌کردیم که حتی برای یک روز هم دیگر تعلیق نخواهیم کرد. در این مدت شش قطعنامه توسط شورای امنیت صادر شد که همگی خواهان تعلیق بلادرنگ غنی‌سازی ایران بودند و ما در برابر آنها مقاومت کردیم. فی‌الواقع دعوای اصلی «نبرد اراده‌ها» بود که شکل گرفته بود. ما بعد از ۱۰ سال مقاومت و ایستادگی، زمانی وارد مذاکرات شدیم که دشمن پذیرفت غنی‌سازی ایران را قبول کند و لذا در این نبرد اراده‌ها، این جمهوری اسلامی ایران بود که پیروز میدان شد. این پیروزی هم مرهون درایت و تدبیر مقام معظم رهبری و همراهی و ایستادگی مردم بود. این مقاومت کار را به جایی رساند که دشمنان ما اذعان کردند که جمهوری اسلامی ایران می‌تواند غنی‌سازی خودش را ادامه بدهد و قبول کردند که به هر توافقی برسیم، غنی‌سازی بخشی از آن توافق خواهد بود. آمریکایی‌ها که زمانی حتی قبول نداشتند یک نیروگاه هسته‌ای توسط یک کشور خارجی برای ما ساخته بشود و معتقد به «غنی‌سازی صفر» برای ایران بودند، الان می‌پذیرند که ما به هر میزان که می‌خواهیم نیروگاه داشته باشیم و غنی‌سازی و تولید سوخت هم داشته باشیم. آن‌ها اکنون فقط درباره‌ی تعداد ماشین‌های غنی‌سازی  چانه‌زنی می‌کنند!

[گزارش تصویری: گفت‌وگو با دکتر سید عباس عراقچی]

در نتیجه  مشاهده می‌کنیم که با وجود دولت‌های مختلف، با طرز فکر‌های مختلف و با تعلقات سیاسی مختلف، پرونده‌ی هسته‌ای سیر درستی را طی کرده است. در این میان، بهره‌برداری سیاست خارجی ایران از مقام معظم رهبری و دستورات و ارشادات ایشان، بی‌تردید نقش تعیین‌کننده‌ای داشته است.

* آقای دکتر؛ از ابتدای روی کار آمدن تیم جدید مذاکره‌کننده‌ی هسته‌ای کشورمان، رهبری در مقاطع مختلف از تیم مذاکره‌کننده حمایت‌های ویژه‌ای داشته‌اند؛ لطفا از مصادیق این حمایت‌ها بگویید و این‌که این حمایت‌ها چه تأثیری بر روند مذاکرات داشته است؟
رهبر انقلاب همیشه از عاملین و مسئولین اجرایی کشور حمایت و پشتیبانی کرده‌اند. در بحث مذاکرات هم به همین ترتیب بوده است؛ البته با حمایت و ملاطفت بیشتری که واقعاً برای اعضای تیم مذاکره‌کننده بسیار تأثیرگذار و دلگرم‌کننده بوده است. عبارت «بچه‌های انقلاب» که ایشان برای تیم مذاکره‌کننده به کار بردند، در آن شرایط سخت، برای ما یک دنیا ارزش داشت؛ برای ما که همواره خودمان را «سرباز انقلاب» دانسته و می‌دانیم، این تعبیر فرزند انقلاب بسیار لذت‌بخش بود.

موضوع میزان سوی مورد نیاز ایران، نمونه‌ی ورود دقیق و اثربخش ایشان در موضوع است؛ در شرایطی که بعضی طرف‌ها در مذاکره نسبت به این‌که آیا غنی‌سازی ایران می‌تواند ابعاد صنعتی داشته باشد یا نه  ابراز تردید می‌کردند، یا می‌خواستند غنی‌سازی را در ابعاد کوچکی محدود کننند، ورود ایشان بسیار تعیین‌کننده بود. از آن زمان به بعد در مذاکرات، غنی‌سازی صنعتی ایران به یک بحث جاافتاده تبدیل شد.

پشت‌گرمی‌های ایشان، رهنمودها و راهنمایی‌ها، و از سوی دیگر بیان دیدگاه‌های بدبینانه‌ی ایشان نسبت به نیات و اهداف طرف مقابل در مذاکرات، که کاملاً بحق هم بود، همه و همه بر روند کاری تیم مذاکره‌کننده بسیار تأثیرگذار بوده است. امیدوار هستیم که ما هم بتوانیم به وظیفه‌ی خودمان خوب عمل کنیم و شرمنده‌ی ایشان و ملت بزرگ ایران نباشیم. در این مدت مهمترین توصیه‌های ایشان به ما، پایبندی به حقوق مردم ایران و حرکت در مسیری که مورد رضایت خداوند باشد بوده است.

* رهبر انقلاب در مقطعی فرمودند من دیپلمات نیستم و انقلابی‌ام. شاید این‌گونه به ذهن متبادر ‌شود که دیپلمات بودن با انقلابی بودن در تناقض است؛ اما بعد از از تعبیر «بچه‌های انقلاب» که ایشان برای شما استفاده کردند، عملا این ابهام از بین رفت. از نظر شما مؤلفه‌های یک «دیپلمات انقلابی» چیست؟
من فکر می‌کنم که «دیپلمات انقلابی» تعبیر کاملاً درستی است. یعنی انسان می‌تواند دیپلمات باشد و با ادبیات و نوع منشی که در دیپلماسی وجود دارد صحبت و رفتار کند ولی در عین حال اصول انقلابی خودش را هم حفظ کند و از موضع انقلابی، دیپلماسی را به پیش ببرد. همه‌ی ما در وزارت امور خارجه تحت ارشادات مقام معظم رهبری تلاش می‌کنیم اصولی که برای انقلاب خدشه‌ناپذیر و عبورناپذیر است، مثل بحث «مقابله با سلطه»، «حفظ عزت نظام»، «حفظ حقوق مردم»، «حفظ منافع ملی» و «صیانت از امنیت ملی» را در چهارچوب دیپلماسی شناخته‌شده‌ی بین‌المللی تأمین کرده و به پیش ببریم.

* رهبر انقلاب در مقاطع مختلف و بعضاً در آستانه‌ی مذاکرات، در سخنرانی‌هایی که داشته‌اند یک‌سری موضوعات خاص را در بحث مذاکرات مطرح کرده‌اند. مثلاً روز قبل از مذاکرات ژنو در رابطه با رژیم صهیونیستی صحبت کردند، یا در جایی دیگر بحث نیاز کشور به ۱۹۰ هزار سو را بیان کردند، یا حتی گاهی اوقات ایشان از لحن صریحی در انتقاد از رفتار بعضی از کشورهای ۱+۵ استفاده کردند. این موضع‌گیری‌ها چه تأثیری بر روند مذاکرات داشت؟
ببینید، ایشان هر جا تشخیص داده‌اند که برای تأثیرگذاری بر روند مذاکرات لازم است وارد عرصه شوند، وارد شده‌اند و اتفاقاً در نتایج مذاکرات تأثیرگذار هم بوده است. مثلاً همین موضوعی که شما اشاره کردید در مورد نیاز کشور به ۱۹۰ هزار سو، کاملاً معادلات را به نفع ما تغییر داد. عبارت‌های فنی که ایشان به‌کاربردند نشان داد که چقدر به جزئیات موضوع هسته‌ای و حتی مسائل فنی آن اشراف دارند.

خوی مذاکراتی غربی‌ها مثل خوی رفتاریشان در سیاست خارجی است؛ زیاده‌خواهانه و از موضع خودبرتربینی. با عنایات به ارشادات مقام معظم رهبری ما به‌شدت با این رفتار در مذاکرات مقابله کرده‌ایم. اگر روزی جزئیات این مذاکرات  منتشر شود، همه ملاحظه خواهند کرد که چقدر طرف مقابل سعی می‌کند با ادب با ما که نمایندگان مردم ایران هستیم، صحبت کند و این به خاطر حس عزتی است که مقام معظم رهبری در ما ایجاد کرده‌اند.
من به‌عنوان یکی از اعضای تیم مذاکره‌کننده اذعان می‌کنم که همه‌ی این موضع‌گیری‌ها واقعاً دقیق، بموقع و راهگشا بوده‌اند. همین موضوع میزان سوی مورد نیاز ایران، نمونه‌ی ورود دقیق و اثربخش ایشان در موضوع است؛ در شرایطی که بعضی از طرف‌ها در مذاکره نسبت به این‌که آیا غنی‌سازی ایران می‌تواند ابعاد صنعتی داشته باشد یا نه  ابراز تردید می‌کردند، یا مثلاً می‌خواستند غنی‌سازی صنعتی ما را در ابعاد کوچکی محدود کننند، ورود ایشان بسیار تعیین‌کننده  و تأثیرگذار بود؛ به‌طوری که از آن زمان به بعد در مذاکرات، غنی‌سازی صنعتی ایران به یک بحث جاافتاده تبدیل شد و طرف‌های مقابل ما هم متوجه شدند که بر روی این موضوع نمی‌توانند چانه‌زنی کنند. این در حالی بود که تا قبل از آن، آنها بازی‌های خودشان را داشتند و می‌خواستند این‌طور وانمود کنند که نیاز ایران از طرق دیگر هم می‌تواند تأمین شود و اصلاً لزومی ندارد که خود ایران غنی‌سازی را در حد گسترده انجام دهد. ولی الان دیگر این امر پذیرفته شده است. لذا از آن تاریخ به بعد، بحث ما در مذاکرات دیگر سر این موضوع نیست که جمهوری اسلامی ایران می‌تواند غنی‌سازی صنعتی داشته باشد یا نه؛ الان دیگر بحث بر سر چگونگی رسیدن به آن است. خب این از مواردی بود که حضرت آقا ورود خیلی بموقع و تعیین‌کننده‌ای داشتند. از این دست موارد، متعدد وجود داشته و هر بار که ایشان وارد شده‌اند، واقعاً نقش تأثیرگذاری داشته‌اند.
اساساً خوی مذاکراتی غربی‌ها مثل خوی رفتاریشان در سیاست خارجی است؛ زیاده‌خواهانه و زیاده‌طلبانه و از موضع استکباری و خودبرتربینی. با عنایات به ارشادات مقام معظم رهبری ما به‌شدت با این رفتار در مذاکرات مقابله کرده‌ایم. اگر روزی جزئیات این مذاکرات  منتشر شود، همه ملاحظه خواهند کرد که چقدر طرف مقابل سعی می‌کند با ادب با ما که نمایندگان مردم ایران هستیم، صحبت کند و این به خاطر حس اعتماد به نفس، و حس غرور و عزتی است که مقام معظم رهبری در ما ایجاد کرده‌اند. لحن تند ایشان نسبت به برخی از طرف‌های مذاکره‌کننده که در پاره‌ای از مواقع بیان شده است نیز موجب شد که غربی‌ها از آن خوی زیاده‌خواهانه و نگاه از بالای خودشان دست بردارند و متوجه شوند که با یک ملت بزرگ و عزتمند در حال مذاکره هستند و نمی‌توانند هرطور که خواستند صحبت یا عمل کنند.

 
[گزارش تصویری: گفت‌وگو با دکتر سید عباس عراقچی]

* خوب است به این مسأله هم جواب دهید که چرا اصلاً این خطوط قرمز، خطوط قرمزند و چرا ایران واقعاً نیاز عملی دارد که این خطوط قرمز را رعایت کند و به آن دست پیدا کند؟
اولاً این‌که داشتن «خط قرمز» چیز خیلی عجیب و غریبی نیست و همه‌ی کشور‌ها این را دارند. طبیعی است هر کشوری برای خودش یک‌سری اصولی دارد که تعدی و عبور از آنها ممکن نیست. به‌عنوان مثال بحث عدم سلطه‌پذیری، جزو اصول انقلاب اسلامی است. کسی در جمهوری اسلامی ایران نمی‌تواند خودش و کشورش را زیر سلطه‌ی خارجی ببرد؛ این یک خط قرمز کاملاً شناخته شده و قابل احترام است که باید رعایت شود. یا این‌که عزت نظام، خط قرمز ما است. ما حاضریم سنگین‌ترین تحریم‌ها و سنگین‌ترین تهدید‌ها را بپذیریم ولی عزت کشور و مردممان زیر سؤال نرود. در همین بحث حقوق هسته‌ای، مردم ما ده – یازده سال در مقابل شدیدترین تحریم‌ها و تهدید‌ها ایستادگی کردند.

ثانیاً این‌که در شرایط کنونی، واقعاً این فهم و بینش در مردم ما به‌وجود آمده که تکنولوژی هسته‌ای البته برای مسائل صلح‌آمیز، یک تکنولوژی پیشرفته و حساسی است که برای توسعه و پیشرفت اقتصادی کشور یک ضرورت حتمی است. ما منابع نفت و گاز قابل توجهی داریم، اما بالاخره این منابع پایان‌پذیر هستند. ما نباید این منابع را صرفاً برای تولید برق مصرف کنیم. می‌توان از شیوه‌های بهتر و سالم‌تری به تولید انرژی رسید و این منابع را صرف درآمدسازی برای کشور و صرف در امور بهتری کرد و یا برای نسل‌های آینده نگه داشت. افزون بر این با توجه به این‌که انرژی هسته‌ای بسیار پیچیده و پیشرفته است، دستیابی به آن می‌تواند در صنعت کشور یک جهش خیره‌کننده به دنبال داشته باشد. گفته می‌شود که در کنار تکنولوژی هسته‌ای تقریباً حدود ۳۰۰ تکنولوژی یا صنعت دیگر در کشور پیشرفت می‌کند که به‌نوعی وابسته به این تکنولوژی هستند.

به نیات و اهداف طرف مقابل به هیچ وجه «خوشبین» نیستیم؛ اما در خصوص این‌که احتمال توافق هست یا نه، خوشبینی‌هایی وجود دارد. در عین حال عواملی وجود دارد که بدبینی‌هایی ایجاد می‌کند. الان در یک وضعیت بینابینی قرار داریم. مذاکرات در مسقط فکر می‌کنم یکی از مقاطع کلیدی مذاکرات خواهد بود و خیلی از مسائل روشن خواهد شد.

ثالثاً تکنولوژی هسته‌ای به ملت ایران «اعتماد به نفس» داده و به «غرور ملی» تبدیل شده است. این‌که شش کشور قدرتمند دنیا حاضرند با ایران مذاکره کنند تا به خیال خود این تکنولوژی را مهار کنند، نشان‌دهنده‌ی این است که ملت ایران چقدر پیشرفت کرده و عزت پیدا کرده است.

من معتقدم برخلاف جنگ روانی غرب، اتفاقاً «مقاومت» ما در بحث هسته‌ای به رمز قدرت ایران و یک انرژی متراکم برای ایستادگی تبدیل شد. امروز رمز قدرت ما همین توان نه گفتن به قدرت‌ها است. غرب هم دقیقاً از همین موضوع می‌ترسد و نه از بمب هسته‌ای.

* در مورد نحوه‌ی تعامل تیم مذاکره‌کننده با رهبر انقلاب تحلیل‌های متفاوتی وجود دارد، از نظر شما این تعامل به چه صورتی است؟
از نظر من هر کاری منش خودش را دارد. مقام معظم رهبری در سِمت عالی نظام هستند و آن مواردی که باید اشراف داشته باشند را دارند و در بعضی جا‌ها که تشخیص بدهند وارد جزئیات هم می‌شوند؛ در عین حال برای سربازان و فرماندهان خودشان در خط مقدم یک محدوده‌ی اختیاراتی برای حرکت کردن و مانور دادن قائل می‌شوند. این‌که کسانی با اغراض خاص مطرح می‌کنند که فی‌المثل واو به واو مذاکرات با ایشان چک می‌شود، و یا از طرف دیگر برخی  ادعا می‌کنند که ایشان در جریان مذاکرات قرار ندارند، هر دو اشتباه است. در حقیقت یک روال معقول و منطقی در این خصوص وجود دارد. بی‌تردید عقل و منطق حکم می‌کند که در مهم‌ترین موضوع کشور حتماً عالی‌ترین مقام مدیریتی کشور اشراف کامل باید داشته باشند که دارند و در جای خود راهنمایی، ارشاد و تبیین می‌کنند و این بسیار مشخص و روشن است.

* آقای دکتر؛ فارغ از این‌که توافق حاصل بشود یا خیر، خودتان به مذاکرات خوشبین هستید یا خیر؟
بهتر است بگوییم «امیدوار» هستیم یا نیستیم؟ بله امیدوار هستیم، دیپلمات باید امیدوار باشد…

در مقطعی، ایران تعلیق هسته‌ای از سوی غرب را پذیرفت. تعلیق، «تجربه‌ای ناموفق» اما «لازم» بود. این تجربه موجب شد تا به مردم و خودمان ثابت شود که حقوق جمهوری اسلامی ایران، صرفاً از طریق مذاکره و همراهی با کشور‌های غربی محقق نمی‌گردد و ما پیش از هر مذاکره‌ای ابتدا می‌بایست خود را در عرصه‌ی میدانی تثبیت نماییم.

* خوشبین چطور؟
به نیات و اهداف طرف مقابل به هیچ وجه «خوشبین» نیستیم و اصلاً نباید هم باشیم؛ اما در خصوص این‌که احتمال توافق هست یا نه، یک خوشبینی‌هایی وجود دارد. در عین حال عواملی وجود دارد که بدبینی‌هایی را ایجاد می‌کند. فکر می‌کنم الان در یک وضعیت بینابینی قرار داریم. مذاکرات در مسقط فکر می‌کنم یکی از مقاطع کلیدی مذاکرات خواهد بود و خیلی از مسائل روشن خواهد شد. اگر بعضی از گره‌های موجود در مسقط باز شود می‌توان خوشبین بود.

* بحث فرایند تصمیم‌گیری و سیاست‌گذاری در موضوع هسته‌ای هم به‌نظر می‌رسد موضوعی است که کمتر به آن توجه شده است. شاید بسیاری تصور می‌کنند خطوط قرمزی که رهبر انقلاب مشخص کرده‌اند، صرفاً تشخیص خود ایشان است؛ در حالی که این خطوط قرمز برخاسته از یک تفکر و اراده‌ی جمعی است. اگر امکان دارد در مورد این فرایند توضیح دهید؟
من واقعاً معتقدم که نظام تصمیم‌گیری و تصمیم‌سازی در جمهوری اسلامی ایران به‌شدت مردم‌سالار و یا به تعبیر غربی‌ها دموکراتیک است. همه‌ی تصمیماتی که نهایتاً  منجر به ابلاغ رهبر معظم انقلاب می‌شوند از یک روند و سازوکار طولانی تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری عبور می‌کنند؛ در این فرایند همه‌ی نظرات موافق و مخالف شنیده می‌شود؛ همه‌ی کسانی که در عرصه‌ی سیاسی کشور صاحب نقشی هستند، چه از طریق مجلس و چه از طریق دولت یا از طریق نیروهای مسلح یا بخش‌های مختلف دیگر، نظر خودشان را در مورد آن تصمیم بیان می‌کنند؛ نهایتاً همه‌ی این نظرات در شورای عالی امنیت ملی تجمیع شده و به اوج پختگی و تکامل خودش می‌رسد و سپس خدمت رهبر انقلاب فرستاده می‌شود که ایشان ملاحظه کرده و در صورت صلاحدید ابلاغ می‌کنند. البته این فرایند فقط در موارد و موضوعات کلان و راهبردی است؛ موارد کوچک‌تر که در همان سطوح خودش تصمیم‌گیری می‌شود و انجام می‌گیرد.

از این روی، تصمیم‌گیری در نظام جمهوری اسلامی ایران و خطوط قرمزی که نهایتاً از طرف مقام معظم رهبری در زمینه‌ی هسته‌ای ابلاغ شده، از طریق سازوکار‌های تمام و کمال مشورتی و مردم‌سالارانه اتخاذ شده است و «اجماع نخبگانی» در آن وجود دارد. این‌طور نیست که این خطوط قرمز از یک فکر و یک جلسه و یا یک ناحیه‌ی خاص به‌وجود آمده باشد؛ بلکه برخاسته از اجماعی در میان نخبگان تمامی جناح‌ها و‌ ایده‌های مختلف در کشور است که پدید می‌آید و ساخته می‌شود.

همین فرایند هم رمز موفقیت جمهوری اسلامی از آغاز تاکنون بوده است. کشتی جمهوری اسلامی ایران با راهبری و رهبری مقام معظم رهبری، که منبعث از این فرایند تصمیم‌سازی قوی بوده، توانسته است در این ۳۵ سال از همه‌ی بحران‌ها به سلامت عبور کند؛ نمونه‌ی آن این‌که در بدترین و سخت‌ترین طوفان‌های منطقه‌ای، جمهوری اسلامی ایران بهترین تصمیم‌ها را گرفته و برنده‌ی اصلی بوده است. در بحران‌های افغانستان، عراق، سوریه و در منطقه‌ی پرآشوب خاورمیانه، همه‌ی تحلیلگران، جمهوری اسلامی را «جزیره‌ی ثبات» و برنده‌ی اصلی بحران‌ها می‌دانند.

منبع:http://farsi.khamenei.ir

بدون آمریکا می توان عزت و پیشرفت داشت

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله خامنه ای، رهبر معظم انقلاب اسلامی در ابتدای ورود به میدان، با حضور بر مزار شهدای گمنام و قرائت فاتحه، برای شهدای دفاع مقدس علوّ درجات را مسألت کردند.

فرمانده کل قوا سپس از یگانهای حاضر در میدان سان دیدند.
حضرت آیت الله خامنه ای همچنین جانبازان سرافراز حاضر در میدان را مورد تفقد قرار دادند.
حضرت آیت الله خامنه ای در این مراسم در سخنانی تربیت جوانان مؤمن، متعهد، انقلابی، محقق و متخصص در دانشگاه افسری امام حسین(ع) را یک نمونه بارز از رویش های انقلاب اسلامی دانستند و با اشاره به ایستادگی ملت ایران در مقابل نظام سلطه و تقسیم بندی دنیا به سلطه گر و سلطه پذیر، تاکید کردند: امروز جبهه استکبار از پیشرفت های ملت ایران و نظام اسلامی که بدون اتکاء به آمریکا و قدرت های غربی و با تکیه بر ظرفیت ها و توانایی های داخلی بدست آمده، بشدت عصبانی است و ما در پاسخ به آنها همان جمله معروف شهید بهشتی را تکرار می کنیم که از عصبانیت بمیرید.
رهبر انقلاب اسلامی «رویش های نو به نو» در جمهوری اسلامی را یکی از مسایل مهم و اساسی برشمردند و با اشاره به نگرانی برخی در سال های قبل، درخصوص ریزش ها، افزودند: همانگونه که آن زمان گفته شد، اکنون رویش های انقلاب اسلامی بر ریزش ها غلبه کرده و نسل جوان و انقلابی در سراسر کشور، نوید بخش آینده ای روشن و همراه با پیشرفت هستند.
حضرت آیت الله خامنه ای یک نکته را به نسلِ جوانِ متعهد به آرمان های انقلاب اسلامی متذکر شدند و گفتند: این نسل نو باید بر افق های دور و آینده، که همان تشکیل «تمدن نوین اسلامی» است، متمرکز شود و فقط آینده نزدیک و جلوی پای خود را نبیند.
ایشان با تاکید براینکه، اسلام تنها راه نجات بشریتِ مجروح و زخم خورده از حوادث گوناگون قرن های متمادی، و تنها مسیر تحقق کرامت واقعی انسان ها است، خاطر نشان کردند: جوانان مؤمن و متعهد، سازندگان آینده این کشور و هسته های اصلی برای ایجاد «تمدن نوین اسلامی» هستند.
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به چالش هایی که نظام اسلامی درگیر آنها است، گفتند: وجود چالش، انسان های بصیر، آگاه و شجاع را هیچگاه نگران نمی کند بلکه نگاه آنها را به ظرفیت های موجود و احیاناً ظرفیت های معطل مانده داخلی معطوف می کند.
حضرت آیت الله خامنه ای علت اصلی این چالش ها را توان پیشرفت و استحکام و اقتدار روزافزون در نظام اسلامی دانستند و تأکید کردند: ملت ایران بواسطه پیروزی انقلاب اسلامی، ۳۵ سال است که در مقابل عادت نفرت انگیز و زشت ِ نظام سلطه برای تقسیم دنیا به سلطه گر و سلطه پذیر ایستاده و به همین علت، قدرت های زورگو و باج گیر بین المللی و در رأس آنها آمریکا برآشفته و خشمگین شده اند.
ایشان افزودند: البته همین ایستادگی، موجب شیفتگی ملت های دنیا بسوی ملت ایران شده است و حتی بسیاری از دولت هایی هم که جسارت ایستادگی در مقابل قدرت های زورگو را ندارند، از ایستادگی نظام جمهوری اسلامی خرسند هستند و آن را تمجید می کنند.
رهبر انقلاب اسلامی طرح موضوعاتی همچون هسته ای و حقوق بشر و برخی موضوعات دیگر از طرف قدرت های زورگو را برضد ملت ایران، صرفاً بهانه دانستند و خاطر نشان کردند: تلاش آنها این است که با این بهانه ها و فشارها، ملت ایران را از ایستادگی در مقابل زورگویی ها و قلدری های خود، منصرف کنند اما این اتفاق هیچگاه نخواهد افتاد.
حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: ملت ایران توانایی های خود را در میدان های مختلف اثبات کرده و نشان داده است که بدون تکیه بر امریکا هم می توان به پیشرفت های علمی و اجتماعی و نفوذ بین المللی و عزت سیاسی دست پیدا کرد.
ایشان تاکید کردند: ملت ایران راه درست را انتخاب کرده است و به مسیر خود ادامه خواهد داد و اکثریت دنیا نیز با این ملت است.
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به تلاش همیشگی امپراطوری خبری استکبار برای جلوگیری از رسیدن آوازه پیشرفت ها و موفقیت های ملت ایران به گوش جهانیان، گفتند: با وجود همه این تلاش ها، امروز جمع کثیری از مردم دنیا به ملت ایران اعتماد دارند و این ملت را ستایش می کنند.
حضرت آیت الله خامنه ای با انتقاد از بکار برده شدن تعبیرِ دروغینِ «جامعه جهانی» در مقابل جمهوری اسلامی ایران، افزودند: نباید تعبیری را که دشمنان بکار می برند ما هم بکار ببریم زیرا واقعیت آن است که آنها جامعه جهانی نیستند و فقط چند دولت مستکبر ِ تحت ِ نفوذِ کمپانی های متعلق به صهیونیست های بدنام هستند.
ایشان تأکید کردند: جامعه جهانی، ملتها و دولت های مظلومی هستند که بدلیل فشار قدرت ها، جسارت اظهار مخالفت با زورگویان را ندارند اما اگر فضایی بدست آورند، قطعاً این مخالفت را ابراز خواهند کرد.
رهبر انقلاب اسلامی افزودند: جامعه جهانی، دانشمندان و اندیشمندان و خیرخواهان و آزادیخواهان دنیا هستند.
فرمانده کل قوا در بخش دیگری از سخنان خود، دانشگاه افسری امام حسین(ع) را مرکزی مهم برای فراگیری دانش و تحقیق و آموزش های انقلابی و مهارت های رزمی و کسب بصیرت و معنویت دانستند و دانشجویان جوان این دانشگاه را به قدر دانستن این فرصت بزرگ و مسئولان و اساتید دانشگاه را نیز به بهره برداری حداکثری از این فرصت توصیه کردند.
حضرت آیت الله خامنه ای در پایان خطاب به جوانان گفتند: کشور و آینده آن، متعلق به شما است، خود را برای فتح افق های دور دست و انجام کارهای بزرگ آماده کنید.
در این مراسم سردار سرلشکر محمد علی جعفری فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از تولید قدرت روز افزون، توسعه‌ی توان بازدارندگی و افزایش آمادگیهای همه جانبه بعنوان برنامه‌های دائمی سپاه پاسداران در دفاع از انقلاب اسلامی یاد کرد و گفت: منبع اصلی اقتدار درونزای سپاه، نیروی انسانی مؤمن، هوشمند و انقلابیِ آن است.
سردار دریادار پاسدار مرتضی صفاری فرمانده دانشگاه امام حسین(ع) نیز گزارشی از برنامه‌ها و اقدامات علمی و فرهنگی این دانشگاه بیان کرد.
در این مراسم جمعی از فرماندهان، اساتید و مربیان، مدیران، دانش آموختگان و دانشجویان نمونه دانشگاه امام حسین(ع) هدایای خود را از دست فرمانده معظم کل قوا دریافت کردند و نماینده دانشجویان دانشگاه امام حسین (ع) نیز مفتخر به دریافت سردوشی شد.
اجرای طرح محتوایی «امت واحده» از جمله برنامه های مراسم امروز میثاق پاسداری دانشجویان دانشگاه افسری امام حسین (ع) بود.
همچنین در این مراسم، دانشجویان دانشگاه افسری امام حسین(ع)، نمایش رزمی اعتماد به نفس را اجرا کردند.
در پایان مراسم، یگانهای حاضر در میدان از مقابل فرمانده کل قوا رژه رفتند.

پیام رهبر معظم انقلاب به مناسبت روز تجلیل از شهیدان و ایثارگران

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی عصر پنج‌شنبه با صدور پیامی به‌مناسبت هفته دفاع مقدس و روز تجلیل از شهیدان و ایثارگران، تاکید کردند: ملت ایران با فداکاری شهیدان و با صبر و پایداری آزادگان و جانبازان و با گذشت و بزرگواری خانواده‌های آنان توانست خود را به قله‌های عزت برساند.

به گزارش ایسنا  متن این پیام که هم‌زمان با مراسم غبار روبی، عطرافشانی و گلباران مزار شهیدان در سراسر کشور از سوی  سید محمدعلی شهیدی محلاتی، نماینده ولی فقیه در بنیاد شهید و امور ایثارگران در گلزار شهدای بهشت زهرای تهران قرائت شد؛ بدین شرح است:

«بسم الله الرحمن الرحیم

بزرگداشت شهیدان و تکریم نام آن بزرگمردان، بیش از خود آنان، ملتی را که این گوهرهای ناب را در درون خود پرورانده است، سرافراز می‌سازد. ما با این تکریم، منتّی بر آنان نداریم؛ آنانند که با درخشش خود، ما را سرافراز و درخشان کردند و بر ما منت نهادند. ملت ایران با فداکاری شهیدانش و با صبر و پایداری آزادگان و جانبازانش، و با گذشت و بزرگواری خاندان‌های آنان، توانست خود را به قله‌های عزت برساند و راه روشن خود به سوی آینده را بگشاید.

سلام خداوند و فرشتگان و پاکان عالم بر شهیدان و جانبازان و آزادگان و خانواده‌های صبور و فداکار آنان.

سید علی خامنه‌ای

۴/مهر/۱۳۹۲»

«نرمش قهرمانانه» به معنای ارتقای دیپلماسی است

رهبر انقلاب اسلامی در دیدار اخیر خود با فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درباره‌ی استفاده از تاکتیک «نرمش» در سیاست خارجی و داخلی گفتند: «ما مخالف با حرکت‌هاى صحیح و منطقى دیپلماسى هم نیستیم؛ چه در عالم دیپلماسى، چه در عالم سیاست‌هاى داخلى. بنده معتقد به همان چیزى هستم که سال‌ها پیش اسم‌گذارى شد «نرمش قهرمانانه»؛ نرمش در یک جاهایى بسیار لازم است، بسیار خوب است؛ عیبى ندارد، اما این کشتى‌گیرى که دارد با حریف خودش کشتى می‌گیرد و یک جاهایى به دلیل فنى نرمشى نشان می‌دهد، فراموش نکند که طرفش کیست؛ فراموش نکند که مشغول چه کارى است؛ این شرط اصلى است.» در گفت‌وگو با دکتر محمد جواد لاریجانی، دبیر ستاد حقوق بشر قوه‌ی قضائیه به بحث درباره‌ی چیستی و چگونگی «نرمش قهرمانانه» در عرصه‌ی سیاست خارجی و الزامات و اثرات آن پرداختیم.

* دیروز رهبر انقلاب در دیدار با فرماندهان و مسئولان سپاه مجدداً از اصطلاح «نرمش قهرمانانه» استفاده کردند که واکنش‌های بسیاری در داخل و خارج نسبت به آن صورت گرفت. بسیاری از کارشناسان داخلی و خارجی تعاریف متفاوتی از این اصطلاح ارائه کرده‌اند. تعریف شما از «نرمش قهرمانانه» چیست؟
بیانات رهبر انقلاب اسلامی دارای محورهای مختلفی است که این محورها از نظر معنایی مکمل همدیگر هستند. درباره‌ی مفهوم قهرمانانه، نکته‌ی اول مسأله‌ی قهرمانی است. در عالم سیاست، مسأله‌ی بسیار کلیدی این است که ما بدانیم دقیقاً کجا هستیم و یک فهم درست از وضعیت موجود داشته باشیم. اگر خودمان را کمتر از آن چیزی که هستیم بدانیم، ذلیل می‌شویم و فرصت‌ها را از دست می‌دهیم. اگر هم خود را بیشتر از آن چیزی که هستیم بدانیم، اغوا می‌شویم و به کارهایی دست می‌زنیم که توانش را نداریم. پس فهم درست از موقعیتی که داریم، مهم است.

نمایندگان سیاسى جمهورى اسلامى ایران در جهان باید تیزتر از شمشیر، نرم‌تر از حریر و سخت‌تر از سنگ و پولاد باشند. عرصه‌ی سیاست خارجى میدان نرمش‌هاى قهرمانانه است، اما نرمشى که در برابر دشمن تیز باشد. بنابراین دیپلمات‌هاى ما باید در مواضع اصولى خود مستحکم بایستند و استقامت و پایمردى حضرت امام خمینى (رض) را الگوى خود قرار دهند. (بیانات رهبر انقلاب در دیدار با مسئولان وزارت امور خارجه ۱۳۷۵/۵/۱۷)

اهمیت این بحث، به‌خصوص بصیرت سیاسی خیلی قابل تأکید است. رکن اول بصیرت سیاسی، تشخیص وضعیت است. یعنی ما یک تصویر واقع‌بینانه از خودمان و محیط پیرامون‌مان داشته باشیم. بدانیم کجا هستیم و موقعیت و امکاناتمان چیست؟ اگر ما از این‌ها اطلاع نداشته باشیم، بصیر نیستیم. ممکن است خیلی آدم خوبی باشیم، طرفدار حق هم باشیم، ولی بصیر نیستیم. بصیرت سیاسی با تصویر واقع‌بینانه از وضعیت آغاز می‌شود، اما به این‌جا ختم نمی‌شود. ما باید بعد از شناختن موقعیت خودمان، وظیفه را هم بشناسیم. بعد باید برای انجام وظیفه در زمان خودش و به اندازه‌ی خودش قیام کنیم؛ نه دیرتر و نه زودتر؛ نه کمتر و نه بیشتر. اگر فرد در این سه موقعیت به خوبی عمل کند از لحاظ سیاسی بصیر است. چنین فردی هم تصویر واقع‌بینانه‌ای از موقعیت موجود دارد، هم وظیفه‌اش را خوب می‌شناسد و هم برای انجام وظیفه در زمان خود و به اندازه قیام می‌کند.

* چگونه می‌توانیم ارزییابی واقع‌بینانه‌ای از وضعیت خودمان داشته باشیم؟
طبیعتاً دشمن به ما القاء می‌کند که شما وضعتان بد است. می‌گویند تحریم‌ها را ببینید؛ بانک‌هایتان نمی‌توانند فعالیت کنند، نفتتان را نمی‌توانید بفروشید و مشکلات اقتصادی پیدا کردید. دشمن می‌خواهد به ما بگوید شما ضعیف هستید، پس حرف ما را باید گوش کنید. اما آیا ما واقعاً ضعیف هستیم یا نه؟ ما وضعیت را چطور باید تشخیص بدهیم؟ برای فهم وضعیت احتیاج به یک خط تراز داریم. این خط تراز چیست؟ اول این‌که وضعیت، مسأله‌ی انقلاب است. با پیروزی انقلاب اسلامی، ملت ما وارد یک تجربه‌ی جدید، یعنی بنا کردن یک نظام سیاسی و مدنی بر اساس اسلام شد. ما باید بدانیم که مظاهر این تجربه در بعد داخلی، در بعد جهان اسلام و در بعد بیرون از جهان اسلام چه بوده است.

بر اساس این‌که انقلاب اسلامی چقدر نمود و نتیجه داشته است، خط تراز مشخص می‌شود و ما می‌فهمیم که آیا ما قهرمان هستیم یا شکست‌خورده؟ من در این‌جا می‌خواهم از دید دیگران بحث کنم. از دید خودمان ماهیت اسلامی ما و اجرای احکام اسلام، این‌ها بسیار مهم است. من می‌خواهم بگویم حتی افرادی که سکولار هستند و از بیرون ما را نگاه می‌کنند چه قضاوتی دارند. در داخل کشور، ما بعد از سی و چند سال بزرگ‌ترین و عمیق‌ترین دموکراسی را در منطقه داریم. در تمام کشورهای منطقه‌ی ما هیچ کشوری نیست که پایه‌ی نظام مدنی‌اش مثل ما باشد. انتخابات اخیر که حماسه‌ی حقیقی سیاسی بود، فقط یک نمود از این موقعیت است. در جهات دیگر، ساختار مهم مدنی ما، استحکام ساختار مدنی ما، قوه‌ی قضائیه‌ی، قوه‌ی مقننه‌ی، قوه‌ی مجریه‌ی و نهادهای دیگر قرار دارند که به عنوان نمودهایی از این خط تراز باید مورد بحث قرار بگیرند.

[گزارش تصویری گفت‌وگو با دکتر محمد جواد لاریجانی]
در جهان اسلام نمود این خط تراز، مسأله‌ی نهضت بیداری اسلامی است. ما باید دقیق باشیم. نهضت بیداری جدای از بحث انقلاب است و تأسیس حکومت بر اساس آن انقلاب نیز بحث دیگری است. در یک جایی نهضت به انقلاب منجر می‌شود، گاهی انقلاب به تأسیس حکومت منجر می‌شود و گاهی هم نمی‌شود. نهضت، امروز بالنده است. اگرچه در مصر انقلابشان با مشکل روبه‌رو شد، اما نهضت‌شان که باقی است. نهضت چیزی نیست که با معیار حکومت سنجیده بشود. خودِ نهضت اسلامی کشور ما از خرداد سال ۴۲ تا سال ۵۷ جریان داشت و در سال ۵۷ انقلاب شد. پس این‌ها مفاهیمی است که هر کدام میزان اندازه‌گیری‌شان مختلف است. نهضت بیداری اسلامی ابعادش فراتر از آن است که مثلاً بگوییم در یک جایی مخفی بشود. این نهضت فراگیر شده است، به‌طوری که الان کشورهای غربی پریشان هستند که این نهضت که مثلاً توانسته‌اند مقابل آن در مصر بایستند، چه خواهد شد؟ نکند پس‌فردا قوی‌تر ظاهر شود. الان معلوم شده است که نهضت برجا است.

در بعد خارج از کشورهای اسلامی، پرچم مبارزه با ظلم، پرچم بسیار بزرگی است. این‌که ما نه ظلم می‌پذیریم، نه ظلم می‌کنیم دیگر فقط شعار امروز رهبر معظم انقلاب نیست. زمانی که ایشان می‌خواستند بروند در مجمع عمومی سازمان ملل سخنرانی کنند، من مسئول تهیه‌ی پیش‌نویس نطق ایشان بر اساس محورهایی که خودشان به من داده بودند بودم. شعار آن نطق لاتظلمون و لاتظلمون بود. تقریباً ۴۸ ساعت به انجام نطق ایشان مانده بود، حضرت امام رحمه‌الله از طریق مرحوم حاج احمد آقا پیغام دادند که ایشان می‌خواهند نطق را ببینند. ما نطق را فرستادیم. ایشان این را بسیار پسندیدند. البته اضافاتی هم کردند. این شعار که نه ظلم کنیم و نه مورد ظلم قرار بگیریم، شعار بسیار مهمی است.

وقتی شما با مردم دنیا صحبت می‌کنید و  به آن‌ها می‌گویید که ما شعارمان این است که نه ظلم می‌کنیم و نه ظلم می‌پذیریم، آن‌ها این را به خوبی حس می‌کنند و درستی آن را حتی از چهره‌ی ما هم می‌فهمند. ما به هیچ کشوری تجاوز نکردیم. ولی متجاوز را پشیمان کردیم. ما در مسأله‌ی هسته‌ای نمی‌خواهیم بمب درست کنیم و به جایی حمله کنیم. منتهی از حق خودمان هم حاضر نیستیم کوتاه بیاییم. اعلام و عمل به این‌که ما نه ظلم می‌پذیریم و نه ظلم می‌کنیم، در دنیایی که پر از ظلم است، پیروزی بزرگی است. این حرف به ما می‌آید. حالا اگر مثلاً دولت انگلیس بگوید ما نه ظلم می‌کنیم، نه ظلم می‌پذیریم، کسی از او نمی‌پذیرد. می‌گوید شما ۴۰۰ سال است ظالم هستید، همین امروز هم ظلم می‌کنید. ظلم هم می‌پذیرید.

نرمش قهرمانانه به این معناست که شما اصل را می‌چسبید، اما نسبت به حواشی‌اش نرمش نشان می‌دهید. اصل برای ما منافع کشور است. قهرمانی که در تکنیک به تعبیر رهبری نرمش به خرج می‌دهد، می‌خواهد زمین نخورد. اصل بر این است که پشتش به خاک نخورد، منتهی در عملیاتش نرمش دارد. نرمش ما برای حفظ منافعی است که برای ما حیاتی هستند.

بنابراین من می‌خواهم بگویم با این خط تراز، ما در موضع خاص خودمان هستیم. امروز کشور ما در بالاترین و پویاترین وضعیت داخلی، منطقه‌ای و جهانی است. این حرف ژورنالیستی نیست. این حرف از روی معیار است. البته هرچه قوی‌تر بشویم، به سمت ما تیرهای بیشتری رها می‌شود. حالا کسی که می‌خواهد از خود نرمش نشان دهد یا نشان ندهد، باید از این موضع قهرمانی باشد. شما باید بدانید کجا هستید. نباید فکر کنید که ضعیف هستید. تعامل با دنیا برنامه می‌خواهد. تعامل شامل قهرکردن، حرف نزدن، حرف زدن، خنده و پرخاش است. پس نوع تعامل به تناسب منافع ملی ما و به تناسب مقطع زمانی تعیین می‌شود. هیچ کدام از این رفتارها و مواضع اصالت ندارد؛ نه نرمش اصالت دارد و نه اوقات تلخی؛ آن‌چه که اصالت دارد، تأمین منافع ملی ماست.‌

* با توجه به مطالبی که گفتید، حال می‌توانیم تعریفی از «نرمش قهرمانانه» ارائه دهیم؟
نرمش قهرمانانه به این معناست که شما اصل را می‌چسبید، اما نسبت به حواشی‌اش نرمش نشان می‌دهید. اصل برای ما منافع کشور است. قهرمانی که در تکنیک به تعبیر رهبری نرمش به خرج می‌دهد، می‌خواهد زمین نخورد. اصل بر این است که پشتش به خاک نخورد، منتهی در عملیاتش نرمش دارد. پس نرمش ما برای حفظ آن منافعی است که برای ما حیاتی هستند. نرمش تکنیک ماست و به معنای این نیست که ما بخواهیم از این تجربه‌ی عظیم که بعد از سی و چند سال ایران را برخوردار از بزرگترین دموکراسی در منطقه کرده چشم بپوشیم. نرمش به این معنا نیست که ما آن تجربه‌هایی را که کشورمان را به مؤثرترین کشور در خاورمیانه و جهان اسلام تبدیل کرده و اعتبار عظیمی به آن در دنیا داده است فراموش کنیم.

ما باید توجه کنیم که اعتبارمان در صحنه‌ی بین‌الملل به این نیست که مثلاً دولت فرانسه یا آمریکا یا فلان کشور به‌راحتی به شهروندان ما ویزا بدهد یا ندهد؛ این‌که اعتبار نیست. آن‌ها از نوکرانشان اصلاً ویزا نمی‌خواهند. شأن برای ما موقعی است که اسم ایران با مبارزه با ظلم، با استقامت و با شجاعت همراه باشد. شأن برای ما در آن است که مردم دنیا ما ایرانی‌ها را به شجاعت و ایستادن در برابر ظلم بشناسند. ما به دنبال این هدف هستیم.

به هر صورت ما در یک خانواده‌ی بین‌المللی زندگی می‌کنیم. اهداف خودمان را داریم، توفیقات خودمان را هم داریم. طبیعتاً در یک خانواده، یکی شرور است، یکی ضعیف است، یکی خوب است، یکی بد است. ما باید استراتژی تعامل با همه را داشته باشیم. استراتژی تعامل یک بحث بسیار اساسی است و انتظار رهبری از دستگاه دیپلماسی ما و دولت این است که یک دیپلماسی حساب‌شده و مبتنی بر این ملاحظات را داشته باشند. من این سخنان رهبری را فتح باب بسیار جدیدی می‌دانم.

* اما برخی افراد استفاده کردن رهبر انقلاب از این اصطلاح را نشانه‌ی ضعف دانسته و آن را آمادگی برای عقب‌نشینی تفسیر کرده‌اند.
این‌که گفته می‌شود ما الان در موضع ضعف قرار داریم و به خاطر تحریم‌ها و فشارها باید نرمش نشان دهیم، خودش القاء دشمن است. نرمشی که ایشان اشاره فرمودند، یعنی دیپلماسی ما باید از جایی که قرار دارد یک مدار ارتقاء پیدا کند. دیپلماسی ما باید درخور این شأنی باشد که الان داریم. نه این‌که نبوده، بلکه باید ارتقای بیشتری پیدا کند. پیشرفت دیپلماسی به این است که همه‌ی ابزارها را در جهت مقاصد اصلی به کار بگیریم؛ یعنی در چهارچوب اصول، از همه‌ی تاکتیک‌هایی که متناسب با شأن ملت و اهداف ما و آن موقعیتی که در آن قرار داریم استفاده کنیم. بنابراین این موضوع به هیچ‌وجه معنای عقب‌نشینی ندارد بلکه به معنای پیچیده‌تر شدن، داهیانه‌تر شدن و توجه بیشتر به هدف است.

امروز همه‌ی دنیا به تأثیرگذاری ما در منطقه اذعان دارند، به‌طوری که مسائل منطقه بدون ما حل نمی‌شود. با توجه به این وضعیت، ما دیپلماسی‌مان هم باید آماده‌ی سازوکاری باشد که از این وضعیت بهترین استفاده را ببرد. شرایط ما در روزی که صدام با تحریک آمریکا به ما حمله کرد یک گونه بود و امروز به گونه‌ای دیگر که هر وضعیت، یک نوع از تعامل ما با غرب را می‌طلبد. بنابراین ما همیشه برای تعامل با غرب برنامه داریم و باید داشته باشیم؛ اما نوع این تعامل و ادبیات و زبانش را به تناسب شرایط باید تعیین کنیم. یعنی هرجا منافع ملی ما ایجاب کند، منافعی که شامل ماهیت اسلامی ماست و جدای از اسلام که پایه‌ی عزت ماست نیست، ما تعاملمان را با غرب بر اساس آن منافع ملی تعیین می‌کنیم.

پیام این صحبت رهبر انقلاب دو نکته است؛ یکی این‌که دیپلماسی ما باید ارتقاء پیدا کند. دیپلماسی ما نباید فقط تلویزیونی باشد. باید متفکرین دیپلماسی ما بنشینند و طراحی‌های داهیانه کنند. یک جا نرمش است، یک جا پرخاش است، یک جا تحرک است و یک جا قهر است و جایی دیگر آشتی است. دیپلماسی ما امروز باید درخور این شأنی باشد که ما در منطقه و جهان داریم.

ما باید پرچم‌دار ظلم‌ستیزی و حق‌مداری باشیم. حق احتیاج به بیان صریح دارد. در عین حال ما از اخم کردن هم ابایی نداریم. جایی که لازم باشد اخم، جایی پرخاش می‌کنیم و جایی که لازم باشد، نرمش هم نشان می‌دهیم. این در واقع انتظاری است که رهبری از دیپلماسی ما در این موقعیت دارند. به کار بردن تعبیر «ضعف» برای «نرمش» یک اشتباه بزرگ است.

نکته‌ی دوم این است که آن‌هایی که مجری دیپلماسی هستند، حتماً یادشان باشد که در چه موضعی هستند؛ یادشان باشد که مشغول فعالیت دیپلماتیک برای کشوری بزرگ هستند، کشوری که بزرگترین دموکراسی را در منطقه دارد، قوی‌ترین نهضت‌های اجتماعی را در کشورهای اسلامی به راه انداخته و پرچم‌دار رفع ظلم در همه‌ی اشکال آن هست. آن‌ها باید این موقعیت را نمایندگی کنند. هر حرکتی که این موقعیت را نمایندگی کند، چه با لبخند و چه با اخم، این حرکت می‌تواند موجه باشد. البته در این‌جا اصل برای ما، تعامل منطقی با دنیا است. ما اصلاً زبان تهدید را که زبان آمریکایی‌ها است قبول نداریم. ما می‌گوییم حتی با دشمن‌مان هم منطقی صحبت می‌کنیم. منتهی اگر آن‌ها تهدید کنند، طبیعتاً زبان تهدید جواب مناسب خودش را می‌خواهد.

همان‌طور که اشاره کردم، دیپلماسی برای یکی از نحوه‌های اجرای تعامل بین‌المللی ماست؛ تعامل بین‌المللی با دیگران. دیگران انواع مختلفی دارند. بیشترین تعامل مربوط به دشمنان است. «مدیریت دشمنی» بخش بسیار مهمی از دیپلماسی کشور است که شامل انواع اقدامات می‌شود. یک بخش آن مذاکره و کار دیپلماتیک است. مذاکره هم همان‌طور که رهبر انقلاب اشاره فرمودند با لبخند شروع می‌شود. کسی مذاکره را با دعوا شروع نمی‌کند، مگر خود غربی‌ها که این‌چنین هستند. ما اهل این کارها نیستیم. اما ما قاطع، روشن، با استدلال و بدون ابهام بحث می‌کنیم.

ما باید پرچم‌دار ظلم‌ستیزی و حق‌مداری باشیم. ظلم‌ستیزی ما فرعی از حق‌مداری‌مان است. حق اصلاً احتیاجی به دعوا ندارد. حق احتیاج به بیان صریح دارد. در عین حال ما از اخم کردن هم ابایی نداریم. جایی که لازم باشد اخم می‌کنیم، جایی که لازم باشد در دفاع از حق پرخاش می‌کنیم و جایی که لازم باشد، نرمش هم نشان می‌دهیم. این در واقع انتظاری است که رهبری از دیپلماسی ما در این موقعیت دارند. دیپلماسی ما باید به تناسب شرایط پیچیده بشود. هدف‌ها و منافع مشخص است. باید تکنیک بالاتری لحاظ شود. دیپلماسی مسائل و شرایط خودش را دارد. بنابراین به نظر من به کار بردن تعبیر «ضعف» برای «نرمش» یک اشتباه بزرگ است. تعبیر درست این است که دیپلماسی ما باید ارتقاء پیدا کند و پیچیده‌تر شود. حالا عده‌ای ممکن است این اصطلاح را حمل بر ضعف کنند؛ این‌ها هم کمی که صبر کنند، برایشان معلوم می‌شود که ضعیف چه کسی است.

منبع:http://farsi.khamenei.ir

پیام رهبر انقلاب به مناسبت تحقق حماسه سیاسی

در پی حماسه‌ی با شکوه و تاریخی ملت در یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری و چهارمین دوره انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی پیام تشکر و قدردانی خطاب به مردم ایران صادر کردند.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در این پیام با اشاره به حضور متراکم و خیره کننده ایرانیان مومن و غیور در صحنه حماسی انتخابات، این حضور عظیم را نشان دهنده رشد فزاینده سیاسی و پای فشردن بر مردم‌سالاری دینی صادقانه و باطل السحر بافته‌ها و گزافه‌های دشمنان حسود خواندند و تأکید کردند: پیروزِ حقیقی انتخابات، ملت بزرگ ایران است که به حول و قوه الهی توانست گامی استوار بردارد و گوهر نفوذناپذیر و چهره‌ی پُرنشاط و مصمّم و دل سرشار از امید و ایمان خود را به نمایش بگذارد.

متن کامل پیام رهبر معظم انقلاب به این شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
ملت عزیز ایران!
صحنه حماسی و پُرشور انتخابات در روز جمعه‌ی ۲۴ خرداد، آزمون خیره‌کننده‌ی دیگری بود که چهره‌ی مصمم و پر امید ایران اسلامی را در معرض نگاه دوستان و دشمنان نهاد. رشد فزاینده‌ی سیاسی و پای فشردن بر مردم‌سالاری دینی صادقانه، حقیقت تابناکی است که با حضور متراکم شما در پای صندوق‌های رأی، یک بار دیگر در عمل به اثبات رسید و باطل السحر بافته‌ها و گزافه‌های دشمنان و حسودان و طمع ورزان شد.
حماسه‌ی حضور شما پیوند مستحکم ایران و ایرانی را با نظام اسلامی به رخ همه‌ی بدخواهانی کشید که با صد ترفند سیاسی و اقتصادی و امنیتی در پی گسستن یا سست کردن این اعتماد و پیوند مقدس‌اند.
ایرانیِ مومن و غیور در انتخابات دیروز، ظرفیت عظیم خود را در مواجهه‌ی متین و خردمندانه با جنگ روانی بازیگران سلطه و استکبار، با زیبایی و چیره‌دستی هرچه تمام‌تر به تصویر کشید و کشور خود و منافع ملی خود و آینده پُرتلاش و امیدوارانه خود را بیمه کرد.
پیروز حقیقی انتخابات دیروز ملت بزرگ ایران است که به حول و قوه الهی توانست گامی استوار بردارد و گوهر نفوذ‌ناپذیر و چهره‌ی پُرنشاط و مصمم و دل سرشار از  امید و ایمان خود را به نمایش بگذارد.
اینجانب با خشوع و خاکساری در برابر لطف و رحمت خداوند حکیم و علیم، جبهه‌ی سپاس بر زمین می‌سایم و خود و شما را به ذکر و شکر و قدرشناسی این نعمت بزرگ فرا میخوانم و با سلام و عرض اخلاص به حضرت ولی الله الاعظم روحی‌فداه و تبریک به ملت عزیز و به رئیس‌جمهور منتخب جناب حجت‌الاسلام آقای حاج شیخ حسن روحانی نکاتی را به ایشان و همه آحاد ملت عرض میکنم:

۱- اکنون که حماسه‌ی سیاسی و نقطه اوج آن در جمعه‌ی بیست و چهارم خرداد با پیروزی ملت ایران و نظام جمهوری اسلامی به سرانجام رسیده است، هیجان و التهاب روزها و هفته‌های رقابت، باید جای خود را به همکاری و رفاقت داده و طرفداران نامزدهای رقیب در آزمون بردباری و متانت و دانایی نیز جایگاه شایسته‌ی خود را به  دست آورند. هیچ احساسی، چه شادمانی و چه ناشادمانی، نباید کسی را به رفتار و گفتاری دور از شأنِ خردمندی و فرزانگی وادار کند. نگذارید بدخواهان، احساسات مردم را ابزار خواسته‌های پلید خویش کنند. وحدت ملی و رفق و مدارا پشتوانه‌ ی امنیت کشور و خنثی‌کننده‌‌ی ترفندهای دشمنان است.

۲- رئیس‌جمهور منتخب، رئیس‌جمهور همه‌‌ی ملت است. همه باید برای دست یافتن به آرمانهای بزرگی که رئیس‌جمهور و همکاران وی در دولت، متعهد و مسئول تحقق آنند، به آنان کمک و با آنان همکاری صمیمانه کنند.

۳- اکنون پس از هفته‌ها گفتن و شنودن، نوبت کار و اقدام است. رئیس‌جمهور منتخب، تا روز پذیرش رسمی مسئولیت، دارای فرصت ارزشمندی است که شایسته است بیشترین بهره از آن برده شود و کارهائی که شروع مسئولیت خطیر ریاست جمهوری، بدان نیازمند است، بی درنگ آغاز گردد.

۴- تحقق حماسه‌‌ی انتخابات، بدون شرکت و رقابت و تلاش دیگر نامزدهای ریاست جمهوری امکان‌پذیر نبود. لازم میدانم از همه شخصیت‌های محترمی که پای در این میدان نهاده و با تلاش خستگی‌ناپذیر خود، صحنه‌ی مسابقه ئی شورانگیز را آفریدند، صمیمانه تشکر کنم و آنان را باز هم به نقش‌آفرینی در عرصه‌های گوناگون انقلاب و نظام اسلامی فرا بخوانم.

۵. و نیز لازم میدانم از همه‌ی آحاد ملت که این بار نیز حادثه‌ای ماندگار خلق کردند، بویژه از حضرات مراجع معظّم و علمای اعلام و نخبگان دانشگاهی و سیاسی و فرهنگی که در ترغیب به مشارکت، نقش‌های ارزنده ایفا کردند، و نیز از دست‌اندرکاران برگزاری انتخابات ریاست جمهوری و شوراهای شهر و روستا بویژه وزارت کشور و شورای محترم نگهبان که زحمات طاقت‌فرسای این هفته‌های پُرکار را صبورانه تحمل کردند و با امانت کامل، این بار سنگین را به سرمنزل رساندند، و نیز از مأموران پُرتلاشی که امنیت این پدیده‌ی حساس را در کشوری با این وسعت، تا اقصی‌نقاط آن تضمین کردند و همچنین از همه‌ی دستگاههای همکار آنان، صمیمانه تشکر کنم و اجر وافر الهی را برای آنان مسألت نمایم.

۶. لازم میدانم به شکل ویژه از رسانه‌ی ملی و دست‌اندرکاران محترم آن که شور انتخابات را رهین تلاش هنرمندانه و مبتکرانه‌ی خود ساختند و راوی صادق و صریح گرایش‌ها و اندیشه‌ها و هدفهای نامزدان ریاست جمهوری شدند و چگونگی دست بدست شدن قدرت در نظام جمهوری اسلامی را به شکل آشکار در برابر چشم جهانیان گذاشتند، تشکری بسزا و بلیغ کرده، اجر و توفیق آنان را از خداوند مسألت نمایم.

در پایان بار دیگر با خشوع و ابتهال، نعمت‌های بزرگ الهی را سپاس گفته و با تکریم یاد امام بزرگوار و شهیدان و ایثارگران عالی مقام، آینده‌ئی هرچه بهتر را برای این کشور و این ملت آرزو و مسألت میکنم.
والسّلام علیکم و رحمه الله
سیّدعلی خامنه‌ای
۲۵ خرداد ماه ۱۳۹۲